مجموعه «از خود تا خود» – قسمت سوم – (بودن)
چاپ مقاله«بودن» جهانشمول ترین، عادی ترین، رایج ترین و مکررترین افعال است، «بودن» مادر تمام افعال است. و در عین حال مبهم ترین، گریز پای ترین و سربسته ترین افعال است. و این ابهام از کلیت جهانشمول بودن و مکرر و دائمی بودن آن است. از بس فراوان است و از بس که در هر لحظه و همه جا جاریست دیده و فهمیده نمی گردد.
«بودن» مخصوصترین، عادی ترین و فراوان ترین فعل هاست.
مثالی می آوریم:
«هوا تاریک است.» این جمله را تجزیه و تحلیل می کنیم «هوا» در ضمن اینکه هوا است، در ورای هوابودن، «بودن» هوا است. «بودن»ِ هوا بر هوا ارجحیت دارد. اگر «هوا» هم نباشد باز چیزی «است» و یا هیچ چیز «نیست» یعنی نیست «است» یعنی به هر حال «است».
همچنین است در مورد کلمۀ «تاریک».
و «است» در ضمن اینکه به کل جمله معنی می بخشد، در عین حال در زیر پوست و کنهِ «هوا» و «تاریک» وجود دارد. هوا است، تاریک است، و است، است. و سپس «هوا تاریک است».
می بینیم که کلمات: هوا، تاریک و است، «استن» یعنی «بودن» را در زیر پوست خویش به طور ضمنی دارند.و به دلیل وجود کلمات و اسم ها و پدیده هاست که تا این حد مفهوم «بودن» مرموز و غیر قابل دریافت می شود.
«بودن» نه یک مفهوم مادی است و نه معنوی. نه جسمی است و نه روحی. بلکه در ورای هر دو، مفهومی است که تمام بودن های مادی و معنوی در لوای آن، «بود»ِ خاص خودشان را می یابند.
وجود مادی یا معنوی، اخلاقی یا غیر اخلاقی، مثبت یا منفی، زنده یا مرده، خوب یا بد …….. همگی وجودهایی هستند که فهم و دریافت «بودن» را تا این حد به پیچیدگی و پوشیدگی می رسانند. اگر قادر بودید که «بودن» را بی این صفات تصور و دریافت کنید، این همان «بودن»ی است که مورد بحث ماست.
ادامه دارد.