طلاق یا ادامه زندگی
چاپ مقالهمرد سی و دو ساله دانشجو ترم دوم دکترا کامپیوتر با این عنوان که با همسر خود دچار مشکل است و دیگر علاقه ای به ادامه زندگی ندارد وارد جلسه مشاوره شد.
خانم 30 ساله و دانشجو فوق لیسانس است. 5 سال پیش در فضای مجازی (چتروم) آشنا شده و با هم ازدواج می کنند. آقا معتقد است که قبل از عقد متوجه این شده بود که از نظر فرهنگی و اخلاقی به هم نمی خورند اما برای اینکه در حق دختر نامردی نکند و زیر تعهداتی که در اول آشنایی به او داده نزند تن به ازدواج می دهد. موضوع دیگری که او را ترغیب به ازدواج می کرده جدا شدن از خانواده بوده که محدودیت های خاصی داشته و محیط شادی نبوده. از همان روز های اول بر سر چیزهای کوچ با هم نزاع و بحث می کردند اوایل برای حل مشکلات خود جلسات دو نفره یا بعضاً با حضور خانواده تشکیل می دادند و همیشه خانم مقصر شناخته شده اما هیچ وقت روال خود را عوض نمی کرده و نهایتا آقا به این نتیجه می رسد که زندگیشان را تفکیک کند. غذا خوردن، کمد لباس ها، کامپیوتر (به قول خودشان از هر چیز دو جفت در خانه دارند تا بحثی به وجود نیاید.) در حال حاضر موضوعی که با عث تنش آنها شده بچه دار شدن است که خانم اصرار دارد که همین امسال بچه دار شوند و دیگر وقتی ندارند ولی آقا مخالف است زیرا با وفضایی که متشنج توصیف می کند نمی توانند کودکی را پرورش دهند. او همسرش را دوست دارد و معتقد است او نیز او را دوست دارد و هر دو به زندگیشان علاقه دارند اما دو موجود متضاد هستند و نمی توانند هم دیگر را درک کنند.