پنج حوزه اساسی هوش هیجانی را بشناسید
چاپ مقالهپنج حوزه اساسی هوش هیجانی را بشناسید
در سال ۱۹۸۳ گاردنر ، استاد دانشکده علوم تربیتی دانشگاه هاروارد ، در کتاب خود با عنوان «قالب های ذهن»” ، دیدگاه رایج در مورد هوشبهر و آزمون های بهره هوشی را رد کرد. از ديد أو طیف گسترده ای از هوش وجود دارد و موفقیت در زندگی تنها به واسطه یک نوع واحد از هوش تضمین نمی شود. گاردنر (۱۹۸۹) در توصیف هوش های چندگانه، از هوش درون فردی» نام می برد، که کلید خود شناسی است. سالووی (۱۹۹۰) بر اساس نظریات گارد تر درباره استعدادهای فردی، هوش هیجانی را در پنج حوزه اساسی بررسی می کند
شناخت عواطف شخصی (خودآگاهی)
۱) شناخت عواطف شخصی (خودآگاهی) : خودآگاهی سنگ بنای هوش هیجانی است. برای به دست آوردن پینش روان شناختی و ادراک خویشتن، توانایی کنترل و اداره لحظه به لحظه احساسات خود، نشانه درک خویش است و نقش تعیین کننده ای دارد هر اندازه افراد در شناخت احساسات خود آگاه تر باشند، به همان میزان در مدیریت و هدایت آن ها ماهرتر خواهند بود. این توانایی موجب هدایت بهتر زندگی شخصی، عاطفی و شغلی می شود. خودآگاهی و شناختن خود یعنی با خود ارتباط برقرار کردن و خود را بدون سانسور دیدن، که معادل خودخواهی و خود محوری نیست.
در فرآیند رسیدن نوجوانان به شناخت هویت خود نیز خود آگاهی یکی از مهم ترین عوامل است میلر و همکاران (۱۳۸۵) نیز، « ارتباط با خود» را، تحت عنوان خودآگاهی ویا خودشناسی مورد بررسی قرار می دهند و خودآگاهی را زیربنای ارتباطات مؤثر می دانند. آنان اعتقاد دارند که اولین قدم برای توجه به خود، توجه به تجربیات است؛ یعنی ارزش دادن و اعتماد کردن به آنچه بدن، ذهن و روحمان به ما می گوید. خودآگاهی و شناختن خود، استفاده کردن از شخصی ترین منابع و ذخایری است که شخص برای رشد و بهبود تفاهم و خردورزی در زندگی و روابط خود به کار می برد.

به کار بردن درست هیجان ها
۲) به کار بردن درست هیجان ها: مدیریت و کنترل احساسات، کلید سلامت هیجانی است. افرادی که در این توانایی ضعیف هستند، به طور دائم در احساس نومیدی و افسردگی بسر می برند، درحالی که افراد توانمندتر، سازگاری بهتری با ناملایمات زندگی دارند، آرامش دادن به خود، مقابله با پیاماد های شکست و رهایی از اضطراب، نگرانی، افسردگی، بی حوصلگی، کج خلقی و زودرنجی های شایع ، مهارت هایی عاطفی ای هستند که بر پایه خودآگاهی شکل می گیرند.
برانگیختن خود
۳) برانگیختن خود: رسیدن به هر موفقیت و پیشرفتی، نیازمند تسلط بر خویشتنه خویشتن داري عاطفی، ایجاد انگیزه و برانگیختن به موقع احساسات خود است. به تأخیر انداختن به موقع کامرواسازی و فرونشاندن بجای تکانش ها، زمینه ساز پیشرفت
شناخت عواطف دیگران
۴) شناخت عواطف دیگران: همدلی مهارت ارتباط با مردم است. توجه به علائم اجتماعی ظریفی که نشان دهنده نیازها با خواسته های دیگران است، نشانه ای از همدلی بالای افراد است. این توانایی، افراد را در حرفه هایی که در آن مراقبت از دیگران، نقش مهمی دارد، مانند تدریس، فروش و مدیریت موفق تر می سازد.
حفظ ارتباطات:
۵) حفظ ارتباطات: توانایی و مهارت کنترل و اداره احساسات دیگران، بیشتر به معنای هنر ارتباط و مراوده با مردم است. کسانی که در این مهارت ها برتر هستند، اغلب در فعالیت های گوناگون اجتماعی موفق تر عمل می کنند و ستاره های اجتماعی هستند. این مهارت ها توانایی های محبوبیت، نفوذ شخصی و قوا رهبری را در افراد تفويت می کنند.
هوش هیجانی علاوه بر بهبود ارتباط با خود، در موارد دیگری نیز کاربرد دارد، که بعضی از آنها عبارت اند از: حفاظت در برابر فشارها، اختلال ها و بیماری های روانی مانند اختلال سوء مصرف مواد مخدر، اختلال های اضطرابی و افسردگی، اختلال های تغذیه، اختلال های روان تنی و اختلال های شخصیت مرزی. هوش هیجانی علاوه بر این، نقش مهمی در خودشکوفایی، روابط صمیمی، دقت همدلانه و بهبود ارتباطات در آموزش و پرورش و محل کار دارد (گیاروچی، ۱۳۸۵).
بر این اساس، در فصل های دیگر این کتاب، از هوش هیجانی به عنوان راهکاری اثربخش در سلامت هیجانی و اجتماعی نوجوانان و جوانان و مقابله با عواطف و هیجان های منفی یاد خواهد شد. از آنجایی که نوجوان به عنوان عضوی از اجتماع پیوسته با خانواده، مدرسه و جامعه ارتباط دارد، آموزش و فرهنگ سازی این نهادها و فضاهای ارتباطی می توانند نوجوان را از تفکرات خود محورانه که بر اساس تجربیات محدود شخصی ساخته شده، به بستری انتزاعی و غئی سوق دهند و شرایط رشد اجتماعی و هیجانی او را فراهم سازنده در ادامه، نقش خانواده، مدرسه و اجتماع در بهبود ارتباط نوجوان با خود بررسی می شود.