پرخاشگری : عارفه دولتشاه

چاپ مقاله

مراجع دختری 8 ساله تک فرزند اول دبستان، بسیار چرخاشگر و لجباز زود رنج است خیال بافی زیاد دارد و تا حدود زیادی پرحرف است و مسئله اصلی که خانواده مطرح کرده است همین پرخاشگری اوست البته یک مسئله دیگه که خانواده را نگران کرده است و مطرح کردند مشکل در درس خواندن و انجام تکالیف است. بیمار از اوایل کودکی مبتلا به تورم معده و رسوب کبد بوده است که برای مدتی مشکوک به سرطان روده بوده که با پیگیری و آزمایشات مختلف این تشخیص رد شده است و همچنین کودک دچار بیماری پوستی پیسی است و باید در دوازده سالگی عملی برای درمان این بیماری داشته باشد.با توجه به شرح حالی که از خود بیمار و مادر ایشان گرفتم مادر تا حدودی نرمال بوده است اما با توجه به شرایط بد اقتصادی و اجتماعی و خانوادگی که دارند مادر هم دوره هایی از اضطراب را سپری کرده است و بعضی اوقات قرص ضد اضطراب مصرف کرده است مخصوصا زمانی که فرزند دوم خود را از دست داده است هم حالاتی از اضطراب و هم از افسردگی گذرا را طی کرده است و پدر مراجع هم تا حدودی از لحاظ بهره هوشی در سطح پایین است و مقداری عقب ماندگی ذهنی را داشته است که البته سرکار می¬رفته و به عنوان کارمند راه آهن کار میکرده اما بعد از فوت پدرش که در منزل آنها زندگی میکرده اند و خواهر وبرادر ها آنها را بیرون کرده اند مشکلات پدر شدت میگیرد و مشکل روانی او عود می کند و از کار اخراج می شود این اتفاقات دقیقا در فاصله پنج سال اول زندگی مراجع کننده اتفاق افتاده است. به همین دلیل جو خانوادگی آنها نیز پرتنش و مشاجره است. وابستگی مراجع به مادر بیشتر از پدر است. در دوران مدرسه زیاد نمی توانسته به خوبی با دوستانش تعامل برقرار کند و دوست زیادی در مدرسه نداشته است و از معلم و درس خواندن هم اصلا خوشش نمی آید در سال اول به دلیل عدم علاقه به درس و مدرسه و درس نخواندن مردود شده است و در محیط خانه و ارتباط با آشنایان کج خلق، عصبانی و پرخاشگر است
از لحاظ ظاهری مراجع دختری آراسته بود ارتباط چشمی مناسبی برقرار میکرد و نحوه راه رفتن یکم باعجله و تند بود در حین مصاحبه حرکات تکراری تکان دادن پا ، ناتوانی در نشستن روی صندلی و حرکت زیاد دستان. میزان همکاری در جلسه اول زیاد خوب نبود و دفاع زیاد داشت و هر سوالی که مطرح می شد بدون توجه به آن جواب می¬داد و اکثرا اشتباه جواب می¬داد.از لحاظ گفتار و حرف زدن هیچ مشکلی نداشت و هر سئوالی که می پرسیدم پاسخ می¬داد اما گاهی مکث های طولانی برای پاسخ دادن داشت. بیمار خلقش تا حدودی خوب بود اما مادر گفت که خیلی از اوقات استرس دارد به دلیل اینکه خودش را با دوستان مقایسه می کند و می گوید چرا من یک سال از آنها عقب تر هستم و چرا پوست من زشت است و در حین مصاحبه هم به دلیل از دست دادن دختر عمویش در دو هفته قبل احساس ناراحتی می کرد. حالاتی از بی تفاوتی گاهی اوقات در چهره مراجع دیده می شد البته بعضی اوقات هم نوع حالات چهره اش بیانگر نوعی استرس و اضطراب بود و برانگیختگی. محتوای فکر بیمار بیشتر روی نگرانی هایش و مسائل ناخوشایند و بر تکرار صحنه های ناخوشایند در زندگی اش مربوط بود.
پیشنهاد شما برای کمک به این مراجه کننده چیست؟