موانع ازدواج و علل تأخیر آن – قسمت اول

چاپ مقاله

موانع ازدواج و علل تأخیر آن – قسمت اول

هر جوانی طبعا به ازدواج و تشکیل خانواده علاقه دارد و غریزه جنسی، او را دعوت به ازدواج می کند. او باید هر چه زودتر به نیاز طبیعی خود پاسخ مناسب داده و تشکیل خانواده بدهد. لیکن در عالم واقع چنین نیست و اغلب ازدواجها به تأخیر می افتد. آنچه باعث این تأخیر می شود، بعضی از مشکلات و موانع واقعی یا خیالی است که در مسیر این راه وجود دارند و به بعضی از آنها اشاره خواهیم کرد. پیش از آن، باید یادآور شویم که ازدواج یک امر ساده و یک نیاز طبیعی زن و مرد به یکدیگر است.

رکن اصلی ازدواج

دو رکن اصلی ازدواج زن و مرد هستند و هنگام عقد، پیمان زندگی مشترک می بندند که در اداره زندگی تشریک مساعی نمایند و تا پایان عمر نسبت به همدیگر وفادار باشند. مرد – به قدر امکان به چیزی یا مبلغی را به عنوان صداق و نشانه صداقت تقدیم همسرش می کند که مهر و صداق نامیده می شود. اصل ازدواج همین امر ساده و بی تشریفات است و قاعدتا باید مانند سایر نیازهای طبیعی، بدون تکلف انجام بگیرد. لیکن این حقیقت ساده، از مسیر راست و هموار خود خارج شده و به مجموعه ای از آداب و رسوم و تجملات و توقعات زائد و غیر ضروری و دست و پاگیر مبدل گشته است. مراسم پر هزینه عقد و عروسی، مهریه گران قیمت، جهیزیه گرانبها، توقع داشتن خانه شخصی و… از آن قبيل است.

ازدواج، در آئین اسلام آسان است، ولی با گذشت زمان، با افزودن پیرایه ها و تشریفات به آن، مسیرش پیچ در پیچ و پر مانع شده است. مشکلات زیادی سد راه ازدواج شده و بسیاری از دختران و پسران را در تنگنا قرار داده است، به گونه ای که بعضی از جوانان ازدواج را همچون غولی وحشتناک تصور می کنند. ریشه اغلب موانع، همین قید و بندهای غیر ضروری است، مادامی که از هم نگسلد مشکلات و موانع ازدواج برطرف نخواهند شد. اکنون به تعدادی از این موانع و مشکلات اشاره می کنیم.

موانع ازدواج و علل تأخیر آن - قسمت اول

موانع و مشکلات ازدواج

١. مشکلات اقتصادی و تشریفات و رسوم غلط

مهمترین مسائلی که غالبا آنها را به عنوان موانعی بزرگ برای ازدواج مطرح می کنند، عبارتند از فقر و مشکلات اقتصادی، بالا بودن هزینه های عقد و ازدواج، بالا بودن قیمت مهریه، عدم توانایی تهیه جهیزیه، تورم، تشریفات، پیرایه ها و رسوم غلط و کمرشکن. هر جوانی طبعا میل دارد که ازدواج کند و زندگی خود را سامان دهد و غریزه جنسی هم او را بدین امر هدایت می کند. اما بسیاری از جوانان، بر خلاف میل باطنی، از ازدواج به موقع خودداری می کنند و اینگونه عذر می آورند که توان پرداخت مخارج عقد و عروسی و تهیه مسکن و اسباب و لوازم زندگی را نداریم و نمی توانیم مخارج آینده زندگی را تأمین کنیم و آبرومندانه زندگی کنیم و با این بهانه ها، بهترین اوقات جوانی را در حال تجرد به سر می برند و هنگامی ازدواج می کنند که اشتیاق دوران جوانی کاسته شده است و برخی تا پایان عمر از این نعمت بزرگ محروم می شوند و مجرد زندگی می کنند.

در اینجا باید گفته شود، اگر چه فقر و تهیدستی امری است که می تواند از ازدواج به موقع جلوگیری کند، لیکن همه افراد در این امر یکسان نیستند، بعضی از افراد واقعا فقیرند، برخی دیگر یا اصلا کار پیدا نمی کنند، یا در اثر بیماری از انجام هر کاری ناتوانند، یا درآمدشان از تأمین حداقل امکانات زندگی نیز کمتر است. اما چنین نیست که همه افرادی که دیر ازدواج می کنند واقعا قدرت ازدواج و تمکن مالی نداشته باشند. ازدواج آن قدر هم دشوار نیست که ما می پنداریم؛ بلکه توقعات و بلندپروازیهای بیجا و تجمل گرایی جوانان و خانواده ها، ازدواج را این چنین دشوار ساخته است. مراسم مجلل عقد و عروسی و هزینه های سنگین مهریه و جهیزیه باعث شده است که ازدواج برای جوانان مشکل تصور شود. جوانان این مراسم سنگین را جزء جدایی ناپذیر ازدواج و از مظاهر شخصیت خویش می پندارند.

جوان فکر می کند که پیش از ازدواج باید منزل شخصی و مستقل داشته باشد، فرش و اسباب زندگی او مرتب باشد، مراسم عقد و عروسی را به صورت مجلل برپا سازد و بعد از ازدواج خود و خانواده اش در کمال رفاه و آسایش زندگی کنند و چون در آغاز جوانی از چنین امکاناتی برخوردار نیست، تأخیر ازدواج را ترجیح می دهد. سنگینی مهریه ها و نرخ افزایش آن که زمینه مباهات مردم را نسبت به آن فراهم نموده نیز از جمله مشکلاتی است که هم به کرامت افراد و هم شخصیت زن در زندگی زناشویی لطمه می زند و هم می تواند عاملی در تأخیر ازدواج جوانان بشمار آید.

البته برخی افراد، وقتی که در مورد سنگینی مهریه مورد انتقاد قرار می گیرند، در جواب می گویند: «چه کسی مهریه را داده و چه کسی گرفته است؟» «مهریه که نسیه است و دادنی نیست، هر چه می خواهد بالا رود.» اینها غافل از آن هستند که مهریه یک بدهکاری است که زن هر زمان می تواند آن را مطالبه کند و حتی می تواند تا دینار آخر آن را بگیرد و بعد تمکین کند. و اگر هنگام عقد، قصد شوهر این باشد که مهریه را ندهد، با توجه به اینکه رضایت زن براساس آن مهریه است، چنین عقدی به فتوای بعضی از مراجع، اشکال دارد.

با اینکه جشن و مراسم ویژه و دعوت مؤمنین به «وليمه» عروسی و زفاف، خود امری است مستحب و شرع مقدس اسلام نیز به آن دستور داده است، ولی این مراسم نباید با خرجهای گزاف و شهرت طلبی همراه باشد. امروزه هزینه مخارج ازدواج آنقدر بالا رفته است که به ندرت جوانی به خود جرأت می دهد تا بار چنین مخارجی را بردوش بگیرد. کوتاه سخن آنکه ازدواج و ارضای نیاز جنسی، مانند میل به غذا خوردن، یک نیاز طبیعی است که باید به موقع تأمین شود.

همان طور که انسان به هنگام گرسنگی، هر غذایی می خورد و هیچ گاه به بهانه لیوان میز و سرویس منظم غذاخوری و سفره زیبا و رنگین، از غذا خوردن خودداری نمی کند، ازدواج نیز یک نیاز طبیعی است که باید به موقع برآورده شود. و نباید با توقعات و بلندپروازیها به تأخیر بیفتد. امید است نظام جمهوری اسلامی ایران بویژه، رسانه های گروهی، با توجه به مسؤولیت خطیر و سنگینی که در این رابطه بر عهده دارند، قدمهای مؤثر و پیگیرانه ای بر دارند و با تبلیغات لازم، افراد جامعه را به عواقب وخیم این قبیل تشریفات، پیرایه ها و رسوم غلط که مانع ازدواج می شوند، آگاه سازند.

٢. ادامه تحصیل

عامل دیگری که موجب تأخیر ازدواج می شود، ادامه تحصیلات است. اغلب پسران و دختران علاقه دارند تحصیلات خودشان را حداقل تا مقطع دیپلم و در صورت امکان تا مقطع لیسانس و بالاتر ادامه دهند. از طرف دیگر، ازدواج را با درس خواندن ناسازگار می دانند، زیرا ازدواج مسؤولیت آفرین است و شخص را مقید می سازد، شوهر باید مخارج خانواده را تأمین کند. در صورتی که در حین تحصیل هنوز شغل و درآمدی پیدا نکرده است. او هنوز نان خور پدر و مادر است. چگونه می تواند هزینه زندگی خانواده اش را تأمین کند؟ دانش آموزان و دانشجویان مرد فکر می کنند بعد از ازدواج باید همسرداری کنند و فرصت و فراغتی برای درس خواندن نخواهند داشت.

دختران نیز تصور می کنند که ازدواج مانع درس خواندن است، زیرا بعد از ازدواج باید شوهرداری و خانه داری کنند و فراغتی برای درس خواندن ندارند. والدین نیز همین عقیده را دارند و غالبا حاضر نیستند درباره ازدواج فرزندان محصلشان اقدام کنند. در نتیجه، اوضاع چنین شده است که مشاهده می کنیم، یعنی سن ازدواج بالا رفته است.

پسران و دختران بر خلاف میل طبیعی، خویشتن را ملزم می کنند که ازدواج را تا پایان دوره | تحصیلات – بویژه در شهرهای بزرگ – به تأخیر بیندازند. با اینکه تحت فشارهای نیروی غریزه جنسی قرار می گیرند، اما ناچارند آن را سرکوب کنند، چون ادامه تحصیل را برای آینده خویش ضروری و سرنوشت ساز می دانند و هر آنچه را که مانع ادامه تحصیل محسوب شود، از پیش راه بر می دارند. اما غریزه جنسی به هر حال یک واقعیت است و با این بهانه ها نمی توان آن را نادیده گرفت.