لباس هاي كثيف !
چاپ مقالهبیش تر بدبختی های ما قابل تحمل تر از تفسیرهایی است که دوستان مان دربارۀ آن ها می کنند . کولتون
زن و مرد جواني به محله جديدي اسبابكشي كردند . چند روز بعد هنگام خوردن صبحانه ، زن از پشت شیشه پنجره دید كه همسايهاش درحال آويزان كردن رختهاي شسته است و گفت : لباس ها چندان تميز نيست . انگار نمي داند چگونه لباس بشويد . احتمالآ بايد پودر لباسشويي بهتري خریداری کند . همسرش نگاهي كرد اما چيزي نگفت . هر بار كه زن همسايه لباسهاي شستهاش را براي خشك شدن آويزان ميكرد زن جوان همان حرف را تكرار ميكرد . پس از يك ماه ، زن از ديدن لباسهاي تميز روي بند رخت تعجب كرد و به همسرش گفت : ياد گرفته چگونه لباس بشويد ، ماندهام كه چه كسي درست لباس شستن را يادش داده است ! مرد پاسخ داد : من امروز صبح زود بيدار شدم و پنجرههاي مان را تميز كردم !
کوشش نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم بلکه بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم . مارکوس گداویر