قربانیان باورهای غلط (ناصر فروهر)
چاپ مقالهمردي زير باران از دهكده كوچكي مي گذشت . خانه اي ديد كه داشت مي سوخت و مردي را ديد كه وسط شعله ها در اتاق نشيمن نشسته بود مسافر فرياد زد : هي،خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : ميدانم مسافر گفت:پس چرا بيرون نمي آيي؟ مرد گفت:آخر بيرون باران مي آيد. مادرم هميشه مي گفت اگر زير باران بروي ، سينه پهلو ميكني
*بعضی انسان ها قربانی باورهای اشتباهشان می شوند*