آقای 32 ساله
چاپ مقالهبا سلام خدمت دوستان
آقای 32 ساله ای که با خانومش از طریق معرفی آشنا شده و 6 ماه عقد بوده و بلافاصله ازدواج کردند و الان 2 سال از ازدواجشون گذشته و الان تازه بعضی از اختلاف های خانوادگی و فرهنگی که بین دوتا خانواده بوده آشکارشده است.نوعی بی تفاوتی در چهره و کلامش نسبت به خانومش دیده می شود. نسبت به حرفها و رفتارهایی خانواده خانومش بشدت حساس شده به نحوی که تمام رفتارهای آنها در ذهنش مدام مرور می شود و همین بیشتر باعث بحثشان است.می گوید 2تا دروغ بزرگ قبل از عقد به من گفته و اینکه بهم گفته که خانواده اش قرار بیان تهران ساکن بشوند ولی اصلا همچین قراری نداشتند چون آقا از ازدواج در شهرستان متنفر بوده و بنا به حرف خانوم قبل از عقد تصمیم به این انتخاب کرده و دومین دروغش در مورد حجاب است که قبل از عقد خانوم حجاب کامل داشته ولی الان کمتر رعایت می کند و روابطش با پسرهای فامیل خیلی راحتته و این آقا را به شدت ناراحت میکنه که باعث دور شدنش از این خانوم شده.البته قابل ذکر است که من حجاب خانومشوش را دیدم و کاملا محجبه و پوشش مناسب دارند.در مورد ارتباطش با خانومش میگه دارم تحملش میکنم.و میگه میخواهد از خانومش جدا بشه ولی خودش هنوز مطمئن صحبت نمیکند.