دندان لق را باید کند!!! شیما ملاجعفر

چاپ مقاله

خانم جوان 23 ساله 6 سال است که با مردی 38 ساله ازدواج کرده است. ازدواج بصورت سنتی صورت گرفته است. دارای یک دختر 2/5 ساله. شکایت اصلی خانم مسائل خیلی جزئی (از نظر ایشان) است بطوری که بسیار ناراحتی و دلسردی خانم را به همراه دارد اما مسائلی است که به شوهر که می گوید مثلا: عدم رفتن به تفریح اعم از مسافرت های چند روزه و یا پیک نیک های یک روزه، بارها به شوهرش گفته که عاشق گل است اما همسر یک بار هم برای ایشان گل نخریده. بی حوصلگی ها، کسل بودن ها، بی توجه بودن همسر. خانم به سر و وضعش و خانه اعم از نظافت، تهیه غذا بسیار توجه می کند و زحمت می کشد و وقتی این تلاشهای خانم بی پاسخ می ماند شوهر میگوید همه فکر و ذکر تو این مسائله که لباسهای رنگ و وارنگ بپوشی، آرایش کنی. خانم می گوید خیلی به او محبت می کنم اما پاسخی نمی گیریم. طوری که فکر می کنم لیاقت ندارد. خانم می گوید من از هر چیزی که ناراحت می شوم با او صحبت می کنم وقتی بارها رفتارهایش را به او یادآوری می کنم و اینکه من از این مسائل ناراحت هستم چند باری قول داده که به دل خانمش راه بیاید، خانم هم می گوید من دلم رو خوش میکنم اما چند روز بعد دوباره رفتارهای قبلی اش را ادامه می دهد. حدود 1 ماه اخیر آقا طی چند بار بحث و گفتگو به خانم گفته من که می دونم ما یه روزی از هم جدا میشیم بیا زودتر این کار رو بکینم و اینکه دندون لق رو باید کند انداخت دور! خانم می گوید خانواده ام اصلا مرا درک نمی کنند می گویند اینها بهانه اس که تو میگری بشین زندگیتو کن اما من بسیار حساس هستم و این بی توجهی ها و بی محبتی های شوهرم رو اگر بتونم تحمل بعد از یک مدتی از بین می روم.