خارکن و خاربن(خود ما و طرحوارهایی که در ما شکل میگیرد) تحلیل روانشناسی اشعار مولانا
چاپ مقالهخیلی جالبه حتما مطالعه کنید و نطر بدید برای اشنایی بیشتر با اشعار ب کتاب شعر مولانا مراجع کنید مرد درشت قامت و خوش زبانی خار ریشه داری را در وسط راه عبور مردم کاشت.مردم که از ان راه عبور میکردند او را سرزنش میکردند و از او خواستند که ان خار را برکند ولی او به اعترا ض مردم بی اعتنا بود
همچو ان مرد درشت خوش سخن در میان ره نشاند او خار بن
ره گذریانش ملامت گر شدند پس بگفتندش بکن این را نکند
خار هر روز و هر ماه ریشه دارتر میشد و قدرت بیشتری می یافت ولی عمر ان مرد روز به روز سپری میشد ولی او امروز و فردا میکرد و مکرر مهلت می خواست و وقت میگذراند.
حاکم و قاضی او میگفت:این فردا کردن تو باعث میشود خار ربشه دار تر و محکم تر گردد از طرف دیگر تو نیز پیر و سست و ناتوان میگردی .بنابراین مهلت را از دست نده .زود باش و گرنه توان ریشه کنی ان خار را پیدا نمیکنی ولی او امر را به اینده موکول میکرد
خاربن در قوت و برخاستن خارکن در پیری و در کاستن
خاربن هر روز و هر دم سبز تر خارکن هر روز زارو خشک تر
او جوانتر می شود تو پیرتر زود باش و روزگار خود مبر
خاربن هر دان یکی خوی بدت بارها در پای خار اخر زدت
غافلی باری ز زخم خود نه ای تو عذاب خویش و هر بیگانه ای
یا تبر برگیرو مردانه بزن تو علی وار این در خیبر بکن
یا به گلبن وصل کن این خار را وصل کن با نار نور یار را
تا که نور او کشد نار تورا وصل او گلشن کند خار تورا
تو مثال دوزخحی او مومنست کشتن اتش به مومن ممکن است
گر همی خواهی تو دفع شر نار اب رحمت بر دل اتش گمار
هین مگو فردا که فردا ها گذشت تا به کلی نگذرد ایام کشت
پند من بشنو که تن بند قویست کهنه بیرون کن گرت میل نویست
طرح سوال:منظور مولانا از طرح داستان چیه و اگه طرحواره های ناکارامد و منفی را خاربن و خودمون رت خار کن در نظر بگیریم برای از بین بردن طرحواره های ناکارامد چه کار باید انجام بدیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با تشکر