جهانی شدن
چاپ مقالهبه طور كلي، جهانيشدن به معناي توسعهي جهاني مقولههاي مادي و معنوي است كه منجر به بازسازي توليدات جديد در قلمروهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي شده است و معناي متفاوتي را در اين حوزهها به وجود آورده است. اين تغيير، به صورت اساسي، تحت تأثير عوضشدن مفهوم زمان و مكان، اينجا و آنجا است. تصويركردن جهان به عنوان يك كل واقعي و همچنين به عنوان يك ذهنيت فلسفي در انديشههاي فلاسفه در سطح بسيار گستردهاي ديده ميشود. گاهي اين جهان بسيار فراتر از تعاملات عيني و هستي جهانعيني در كرهي زمين است، بلكه با نگاهي هايدگري «بر آنچه هست در تماميت آن… كه به كيهان، به طبيعت محدود نيست» اطلاق ميشود. در اين نگاه حتي «تاريخ به جهان تعلق دارد». در اين نگاه تصويرهاي متفاوتي از جهان ترسيم ميشود. در نگاه هايدگري، ضمن وجود معناي سنتي از جهان، «جهاني علمي» وجود دارد كه لامحاله و نوعاً خود را در آن مييابيم. اين در واقع همان جهاني است كه در گفتمان جديد جهانيشدن از آن سخن ميرود و رولند رابرتسون تلاش ميكند حس ارتباطي را كه فرد در اين جهان عملي در خود مييابد و از هر روز گذشتهي تاريخي بودنِ جمعيتري را در جهان عملي احساس ميكند و بر اين احساس آگاهي دارد منعكس كند.