مجموعه «از خود تا خود» – قسمت دهم (هستی انسان)

چاپ مقاله

قسمت قبل (بازگشت متدولوژیکی)

در انسان علاوه بر مراکزی همچون تفکر، حواس و امیال، مرکز دیگری وجود دارد که آن را مرکز «درک هستی» می نامیم، مرکز دریافت «بودن».

در انسان عقل دیگری در کار است که «بودن» را می فهمد، چشم دیگری وجود دارد که «وجود» را می بیند و گوشی که آن را می شنود و ذائقه ای که آن را می چشد و شامه ای که آن را می بوید و پوستی که لمسش می کند و لبی که می بوسدش و آغوشی که می پذیردش. این قدرت و مرکز مرموز را به الفاظ و مفاهیم مختلفی آورده اند. این شاید همان «نیروانا»، شهود، الهام یا وحی باشد. این همان نبوغِ خفته در وجود آدمی است. انسانها همه فطرتاً نابغه هائی خفته هستند. نبوغ یک هدیه آسمانی نیست که به بعضی ها عطا می گردد، بلکه یک هدیۀ وجودی است که در تمام «بودن»های در خویشتن موجود است.

در این بازگشت چهار مرحله ای نفی کننده و نیستی گرایانه، در واقع بالاخره به نفی کامل «خود» می رسیم و این همان روش خودکشی است که در اینجا به کار می رود. یعنی به نیستی. یعنی از طریق نیستی «من» به هستی «غیر من» می رسیم. و این یک دیالکتیک بزرگ است.

از طریق این پرش از «خود» کذایی به هستی عالم می رسیم. و در «هستی کل» «هستی خویشتن» را در می یابیم، یعنی که از طریق کانال هستی غیر خویشتن در هستی خویشتن مستقر می شویم.

هستی خویشتن→هستی کلّی→نیستی «من»

این گونه است که «هستی» و «بودن» آغاز می گردد و انسانیت دوباره به«آدم» باز می گردد. و در مسیر به خدا و شیطان و حوای عالم وجود می رسد و از مالیخولیای ذهن دیوانه اش نجات می یابد.

علوم انسانی و اجتماعی هیچ نمی تواند باشد، مگر علم تحلیل و تفسیر این از خود بیگانگی. انسان نه تنها از خود بیگانه گردید، بلکه دیگر پدیده های عالم را نیز جعل و مسخ کرد. و بدین ترتیب انسان را چنین تعریف می کنیم:

«انسان پدیده ای است بیگانه شده و بیگانه کننده».

فقط با شمشیر بران «هستی» است که می توان تمام زنجیره های بیگانگی را از هم درید. و از آن پس همچون تمام پدیده های عالم هستی، در سر جای خودش قرار می گیرد. انسان نه تنها در هستی خویشتن استقرار و حضور دارد بلکه بر هستی کل نیز قائم است و سپس انسان را این چنین تعریف می کنیم:

«انسان پدیده ای است قائم بر هستی خویش و نفوذ کننده و پوینده در هستی غیر خویش».

و آنگاه انسان همراه و همگام با هستی، به تاریخ هستی ملحق خواهد شد و حتّی بالاتر از آن، پیشاهنگ هستی، و تنها پدیدۀ قائم بر هستی و مفسّر تاریخ هستی.

ادامه دارد …