رهایی از زندان ذهن
چاپ مقالهافکار سگی
ارزیابی های قضاوت گونه و سرزنش گر درباره خودمان یا دیگران هستند ..مانند سگی که پاچه کسی را میگیرد و اجازه نمیدهد که برود، فرد قربانی بعد از کمی تلاش که سعی میکند سگ را از خود جدا کند او بیشتر میچسبد ..افکار سگی هم دقیقا همین کار را میکنند ، محکم به ذهن میچسبند و ذهن را گرفتار حقارت و سرزنش میکنند.سگ های ذهن بیرون میپرند و به سمت کسانی که قضاوتشان کرده ایم حمله میکنند و آسیب شدیدی بجا میگذارند.
راه تغییر این افکار : 1) توجه و تمرکز بر این افکار (به چهره کسی که از او خوشتان نمی آید/عضوی از بدنتان که دویتش ندارید توجه کنید و گوش کنید که به خودتان چه می گویید)
حالا ببینید آیا: بیشتر تمایل دارید درباره کل شخصیت یک نفر یا فقط رفتار او قضاوت کنید؟
چه باید هایی در باره رفتار شایسته زیربنای قضاوت های شماست؟ و..
حالا که نمیتوانید ذهنتان را متوقف کنید : نحوه برخوردتان با آنها را تغییر دهید و کمتر جدی شان بگیرید
دیدن و احساس کردن در مقابل قضاوت کردن
شما یک ماشین کادیلاک خاکستری می بینید و بلافاصله این فکر به ذهنتان میرسد که این ماشین خوره بنزین و باعث آلودگی هواست…در حالیکه می دانید دیدن و فکر کردن دو مقوله متفاوت هستند ولی ممکن است اصلا حواستان نباشد که این دو را با هم مرتبط ساخته اید.قضاوت ها یک سری مفروضه ها و اظهار نظرها هستند و نه واقعیت ولی ذهن شما آنها را واقعیت می گیرد .
راه تغییر آنها: تمرکز بر تنفس/ توجه به احساسات بدنی/ دیدن اشیا و تجزیه و تحلیل رنگ و بافت و شکل آنها/ حالا دوباره برگشت به احساسات بدنی و ارزیابی واکنش فکری /دوباره برگشت به توجه به اشیا اطراف
بعد ازاین تمرین ببینید که آیا احساستان در زمان قضاوت شی با زمان مشاهده شی با هم فرق داشت؟ آیا قبل از اینکه آگاهانه قضاوت کنید خودتان متوجه آن شدید؟آیا ماندن در مشاهده گری صرف سخت است یا آسان؟؟
کتاب رهایی از زندان ذهن مک کیو و سوتکر ترجمه زهرا اندوز و حسن حمید پور