کودک نازپرورده

چاپ مقاله

همه ما این جمله را بارها شنیدیم که “بچه عزیز است ولی تربیتش از او عزیزتر”

در واقع هیچ بچه ای لوس متولد نمی شود، ولی برخورد والدین به طور ناخودآگاه باعث بروز این خلق و خوی در بچه ها می شود. کودکان موجودات درحال رشدی هستند که براساس این که در سال های اولیه چگونه تربیت می شوند و آموزش می بینند سبک رفتاری خاصی پیدا می کنند.یکی از سبک های غلط رفتاری کودکان، ناتوانی در ایجاد رابطه سالم با همسالان است که یک گروه از آنها،”کودکان لوس” نام دارند. بسیاری از افراد کودکان لوس را با کمدی پر از اسباب بازی می دانند ولی روانشناسان می گوید مسئله مقدار اسباب بازی نیست بلکه طرز فکر و رفتار کودک است. کودک لوس با این احساس بزرگ می شود که دنیا به او بدهکار است و هرچه می خواهد باید بدست آورد و این لوس شدن باعث می شود جذابیت اولیه کودک از بین برود.

سن نازپرورده شدن کودک

بهتر است در2یا3 ماه اول یا حتی تا 6ماهگی نگران لوس شدن بچه نباشیم چون کودک در این سن به دلیل خاصی گریه می کند و با فشار گرم و در آغوش گرفتن مادر آرام می گیرد.در این سن کودک نمی داند فردی جدا از مادر است و در واقع خود را با مادر یکی می داند و جملاتی چون “بچه را که بغل می کنید لوس و پرتوقع بار می آید” در این سن معنی ندارد، بچه ها در این دوره یاد می گیرند آیا به دنیا اعتماد کنند یا نه و این حس اعتماد هسته مرکزی شخصیت کودک است.از حدود 1سالگی به بعد با توجه به رشد تفکر و توانمندی که بتدریج کودک در درک و شناخت پیدا میکند والدین باید از روش های تربیتی مثل نه گفتن و روش کنترلی با توجه به سن کودک استفاده کنند.

علایم و نشانه های کودکان نازپرورده

1- خودمحور هستند و تصور می کنند که تمامی خواسته های این ها بدون قید و شرط باید برآورده شود.

2- خشنود نگه داشتن آن ها سخت است،هرچه دیگران دارند می خواهند و وقتی بدست آوردند طلب چیز جدیدی را می کنند.
3- به قوانین احترام نمی گذارند و مفهوم نه را درک نمی کنند . نسبت به والدین و اطرافیان گستاخ هستند.
4- برای رسیدن به خواسته های خود متوسل به گریه و فریاد می شوند.
5- اغلب خودنمایی می کنند و می خواهند مرکز توجه و محور باشند.
6- اغلب شلخته هستند و حتی با خواهش والدین از این کارها اجتناب نمی کنند.

البته بسیاری از این ویژگی ها می تواند ویژگی کودکان بیش فعال یا اختلال سلوک باشد و باید با یه روانشناس مورد بررسی قرار گیرد.

دلایل نازپروردگی کودکان

1- کودکانی که به وسیله والدین خود به تمام خواسته های خود می رسند و استانه تحمل پایین دارند.

2- والدین محبت کننده افراطی ،این قضیه بیشتر در مورد بچه های اول اتفاق می افتد .

3- شیوه فرزند پروری که مادر و پدرهای این والدین به کا بردند،در واقع والدینی که در محیط سخت گیر و جدی بزرگ شدند و همیشه به آنها نه گفته شد وقتی در موقعیت والد قرار می گیرند به تمام خواسته های کودک خود پاسخ مثبت می دهند و هم چنین والدینی که درسیستم تعلیم و تربیت (نازپرورده) بزرگ شدند ناخودآگاه این سیستم تربیتی را برای فرزند خود ایجاد می کنند.

4- جدایی و طلاق بین والدین و به وجود آمدن یک رقابت ناسالم بین والدین تا هرکدام بچه را به سمت خود بکشانند و یا با خدمات خود احساس گناه نبودن محبت در خانواده را جبران کنند.

پیامدهای منفی سبک تربیتی نازپرورده بودن کودک

این کودکان در آینده به محض ورود به اولین محیط اجتماعی مثل مهدکودک با ناکامی های زیادی مواجه می شوند. این نوع تربیت برای والدین به علت مراقبت زیاد استرس بوجود می اوردو والدین یک برده برای فرزند خود هستند. از طرف دیگر کودکان با اشباع شدن با چیزها و کارهایی که منبع بیرونی دارد معتاد می شوند و در موقعیتی باشند که والدین نیستند دچار بحران می شوند.و نتیجه چنین تربیتی اختلال هایی چون افسردگی است.

راهکارهای مقابله و جلوگیری از نازپرورده شدن کودکان

1- بهتر است با کودک صحبت کنیم و برایش توضیح دهیم او همیشه به همه خواسته هایش نمی رسد و بین نیازها و خواسته های کودک تفاوت قائل باشیم.به کودک بگوییم لیستی از نیازمندی های خود بنویسد، مواردی که عاقلانه بود را قبول کنیم و برای قبول نکردن بقیه دلیل بیاوریم.

2- به کودک آموزش صبر بدهیم و بدانیم پاسخ مثبت دادن به تمام خواسته های کودک بلافاصله بعد درخواست اصلا شیوه مناسبی نیست.

3- در خانه قوانین خاصی تعیین شود و اجازه سرپیچی از این قوانین داده نشود و در صورت سرپیچی با توجه به قوانین و سن کودک محرومیتی در نظر گرفته شود.

4- اجازه بدهیم کودک برای رسیدن به هدفش تلاش کند و پاداش بگیرد.و زمانی کودک را تشویق کنیم که برای رسیدن به هدف خود تلاش کرده است و از حمایت و تحسین بی مورد اجتناب کنیم.

5- توجه به روش های تربیتی و بازخورد درست دادن به کودکان با توجه به سن آنها، محبت در حد متعادل و توجه به نیازها و برآوردن آنها ضروری است.

و در آخر والدین باید محبت کننده و در عین حال قاطع باشند. در مقوله تربیتی قاطع و جدی بودن یعنی از اصولی پیروی کنیم و برای فرزندانمان قوانینی بگذاریم و روی آن قوانین اصرار ورزیم ، ثبات خلق و رفتار در والدین ضروری است و نباید در اجرای قوانین باری به هر جهت باشیم.