خانه های درون

چاپ مقاله

خانه های درون
برای توصیف دنیای درونی آدم ها “خانه” استعاره کارآمدی است.
آدم ها برای محافظت از خود و تنظیم روابط خود خانه‌ای در درون می سازند، و از این طریق میزان گشودگی یا ناگشودگی خود به جهان و دیگران را نشان می‌دهند.
بعضی آدم‌ها خانه درون خود را از مصالح سفت و سخت می‌سازند تا هر چه بیشتر از دیگران فاصله بگیرند. در و پنجره را همیشه بسته نگه می‌دارند. بیشتر مواقع هم خانه نیستند اگر هم باشند آمادگی پذیرایی را ندارند. ترجیح می‌دهند خانه خود را در حاشیه شهر زندگان مستقر کنند. به ندرت و آن هم بیشتر از روی ضرورت به خانه دیگران سر می‌زنند. دست بر قضا اگر کسی وارد خانه آنها شود همه چیز را از روی آداب و مطابق اصول انجام می‌دهند. میزبانان مقرراتی و تشریفاتی هستند. برای همین رفتار آنها محترمانه ولی خشک و کسل کننده است. اساسا برای آنها قرار نیست مرزهای خود و دیگران نفوذپذیری داشته باشد. لمس، حرارت و تپش قلب دیگری برای آنها در حد مرگ دلهره آور است.
بعضی دیگر در و پنجره خانه شان همیشه به روی عالم باز است. همیشه برای پذیرایی و برای تقریبا همه کس حاضرند. همه به راحتی می‌توانند بیایند و بروند. میزبانان گشاده رو هستند. قواعد و مقررات برای آنها مطابق خواست دیگران تنظیم می‌شود. سخت‌گیری در کار نیست. مسئله اصلی آنها همین سهل‌گیری است. خانه آنها در مرکز شهر زندگان و محل عیش و آسایش دیگران است. انگار در خانه خود نیز بیگانه اند که در نبود دیگران اینقدر از درون تهی و تنهایند. دلهره برای آنها دمی دوری از آغوش و نوازش دیگری است.
بعضی دیگر برای دنیای درون خود خانه ای نساخته اند. اساسا به ضرورت وجود یک خانه نرسیده‌اند. نپذیرفته‌اند که به یک خانه و یک چارچوب بسنده کنند. در عوض آنها اینجا و آنجا و درون خانه آدم های دیگر به حیات ادامه می‌دهند. فرصت ها را غنیمت می‌شمارند تا در هر خانه را به روی خود باز دیدند وارد شوند. مهمانان ناخوانده همیشگی هستند به ویژه برای دسته دوم یعنی میزبانان پذیرا. پیامبران سعادت دروغین هستند که با وعده آبادانی خانه دیگران را ویران می کنند. ارتزاق از دیگران پیشه همیشگی آنهاست.
دسته ای دیگر هم خانه ای برای درون نساخته اند. اصولا نتوانسته اند خانه ای بسازند. اما آنها بر خلاف دسته قبلی دنبال اشغال و غصب خانه دیگران نیستند. آنها خانه خود را در خیال می‌سازند. آنقدر به اعماق درون می‌روند که رابطه ای با بیرون برایشان باقی نمی‌ماند. آنها به گمان کاخ نشینان عالم هستند ولی در عمل آوارگان همیشگی.

“صلاح اسماعیلی”