آب حیات و ارزش آن!!
چاپ مقالهشخصی برای نماز جماعت به مسجد رفت ولی دید که همه در حال خارج شدن از
مسجدند و از فرد دیگر پرسید پس چه شد؟
گفت پیامبر از نماز فارغ شد تا حالا کجا بودی؟
و مرد بسیار ناراحت شد و آه های سوزانی کشید و شخص حکیمی که آنجا بود
گفت بیا معامله کنیم و آه هایت را به من بده و من نمازم را به تو می دهم و مرد
قبول کرد.در شب به خواب مرد حکیم فردی آمد و گفت ثواب نمازت را دادی و
آب حیات گرفتی و سالک الی الله شدی و باعث شدی نماز دیگر نمازگزاران هم
قبول شود (مثنوی معنوی مولانا).