عدم فراموشی خاطرات(محدثه بخشی)

چاپ مقاله

دانش آموز دوم دبیرستانی که شش سال پیش دلبسته ی پسری میشود.در آن زمان رابطه ی کمی با هم داشتن در حد ماهی یکی دو بار یکدیگر را ملاقات میکردند،زیرا خانواده اش خبر نداشتند و نمی خواسته بویی ببرند.بعد از گذشت سه سال از رابطه دوستانه ،پسر با یک دختر دیگری دوست میشود. وقتی این دانش آموز متوجه میشود از او متنفر شده و دچار افسردگی می شود.خانواده را مطلع میکند . طبق گفته خودش یک دوره افسردگی را طی کرده که با مراجعه به روانشناس کمی آرام میشود.
مشکل اصلی او در حال حاضر این است که میخواهد گذشته اش را فراموش کند. شایان ذکر است که به دلیل رابطه فامیلی که با این پسر دارد حداقل سه ماه یکبار او را میبیند . و همین دیدار تمام خاطرات را برایش زنده میکند و آزارش میدهد.میگوید نمیتوانم تمرکز کنم و درس بخوانم.وقتی او را میبینم تا یک ماه کسلم و حوصله هیچ کاری را ندارم.
ممنون میشم راهنماییم کنید.