اشعاری در وصف زندگی

اشعاری در وصف زندگی روشنایی «روشنایی آه روشنایی کجاست؟» آتشی از آرزو بیافروز آن جا چراغی هست اما نه لرزش شعله ای همچون سرنوشت تو قلب من؟ آه مرگ بهتر است تا دوری از تو. رنج با پیامی بر در می کوبد: «سرورت هوشیار است تو را می خواند در میعادگاه عشق در شبی تاریک». آسمان از ابرها تیره است […]

بیشتر بخوانید