شِکوِه تاریخ

چاپ مقاله

شکوِه تاریخ بسیار است از بیدادها   

  سینه ای لبریز دارد ز آتشین فریادها

این خبرپرداز دیرین در گذرگاه زمان  

     خون نگاری کرده در بسیاری از رخدادها

رویگردان است از خودکامگان فتنه جو   

      منزجر از حاکمان جور و استبدادها

گاه از بیداد فرعون است بر موسی خجل  

      گاه نفرین می کند بر سیرت شدادها

شرم دارد از بیان ماجرای رنج نوح      

  سخت بیزار است از قوم ثمود و عادها

در نخستین زآنچه از قابیل بر هابیل رفت    

    طرح نوپای عداوت افکند بنیادها

تا جهان بوده است این بوده است کز نامردمان    

    می رسد بر صاحبان زور و زر امدادها

حق میان تنگنای جور و باطل منزوی      

   در سیه چال ستم زندانی اند آزادها

می نهد نمرود ابراهیم را بر منجنیق      

  تا به نار کین دهد خاکسترش بر بادها

خون یحیی را میان طشت می ریزند چون       

 جرم یحیای نبی نهی است از افسادها

حق و باطل بوده در هر عصر دوران در ستیز      

 رادمردان جان و سر دادند بر میعادها

روزگاران در خود از این ظلم سنگین تر ندید    

    زآنچه بر آل محمد رفت از بیدادها

تا قیامت قصه مظلومی آل عبا       

زنده می ماند به همراه زمان در یادها

نازنین رویان زهرا را ز تن سر می بُرند 

       افکنند از پای در خون قامت شمشادها

بَهر قتل یک تن تنها میان قتلگاه       

پیش می تازند چون درّندگان جلادها

دین به دنیا دادگان در اشتیاق مُلک ری     

   می کنند اجرای فرمان حرامی زادها

مرگ بر غداره بندان ننگ و نفرین بر یزید  

      زنده باد آزادمردی از حسین در یادها

تن به ایثار و شهادت می دهد مولای ما    

     تا شکوفاند گُل بی رنگ استعدادها

آنچه ما آموختیم از مکتب سرخ حسین      

   هیچ دانشجو فرا نگرفت از استادها

سرور آزاد مردان با قیام کربلا     

  بر بلندای قرون زد پرچم ارشادها

یعنی ای انسان نباید رفت زیر بار ظلم    

    خصلت ذلت پذیری نیست خوی رادها

ای مسلمان تا توانی با ستم پیکار کن       

  برکَن از بُن ریشه تلخ ستم بنیادها

آنکه در احیای حق شهد شهادت می چشد     

    فانی فی الله است با مرگش بود میلادها

نوحه سرا: زنده یاد عبدالحسین عتیق