کدام یک؟ ترس از معلم یا بیزاری تعمیم یافته؟!

چاپ مقاله

دوستان سلام؛ببخشید که متنم یه کم طولانیه ولی لازم بود که تمام این مطالب رو بیارم. خواهشا مطالعه کنید و اگر راهی به ذهنتون می رسه،نظر بدید.ممنون
مورد دانش آموز کلاس دوم ابتدایی است(محمدباقر) که طی دو هفته گذشته به شدت از آمدن به مدرسه امتناع کرده و در این دو هفته با ترفندهای مختلفی ازجمله حضور در کلاس معلم سال گذشته؛ حضور در دفتر مدرسه بعنوان معاون مدرسه و… او را به مدرسه کشانده اند ولی باز هم محمدباقر از حضور در کلاس خود امتناع می کند. آن چه که بعنوان علت از سوی معاون و دیگر همکاران ارائه شد، این بود که تهدید معلم در کلاس( تهدید به در آوردن کمربند و زدن بر سر دانش آموزان با انگشتر. دقت کنید فقط تهدید!) باعث ترس محمدباقر شده و همین امر باعث شده که از مدرسه بدش بیاید. برای پیگیری مشکل محمدباقر به مدرسه شان رفتم. و برای اینکه بتوانم او را به سمت خود جذب کنم تا با من راحت باشد و مشکل خود را بگوید، به کلاس آنها رفته و برای دانش آموزان قصه گفتم و بعد به معلم گفتم که من به یک همکار نیاز دارم تا در رنگ آمیزی به من کمک کند و طبق برنامه از پیش تعیین شده نیز همان دانش آموز به من معرفی شد و به نمازخانه رفتیم تا به بهانه رنگ آمیزی بتوانم با او صحبت کنم.(البته منظور از کلاس، کلاس معلم سال قبل اوست نه کلاس خودش. این را هم بگویم که محمدباقر به معلم سال قبل خود علاقه زیادی دارد و فقط حاضر است به کلاس او برود.)در ابتدای صحبت گفت که دوست دارد به مدرسه بیاید و از هیچ کس هم ناراحت نیست و مشکلی هم پیش نیامده. ولی وقتی به او گفتم چرا به کلاس خودتان نمی روی، گفت که از ریاضی بدم می آید.و با ادامه یافتن صحبتمان تنفر از ریاضی به تنفر از مدرسه تعمیم یافت و گفت که اصلا دوست ندارم به مدرسه بیایم و از مدرسه بدم می آید ولی اصلا چیزی راجب معلمش و اینکه از او می ترسد نگفت!
به نظر شما دوستان علت اصلی تنفر محمدباقر از مدرسه چیست؟ من حدس می زنم که ترس از ریاضی باعث تنفر او از مدرسه شده است که البته تهدید معلم هم بی تاثیر نبوده است.این را هم بگویم که در خانواده هیچ مشکلی نداشته و پدر و مادر بسیار پیگیر و حساسی هم دارد که البته کمی هم او را لوس کرده اند و همچنین در سال قبل به درس بسیار علاقه داشته و در همه دروسش با تلاش معلم وخانواده پیشرفت خوبی داشته( این پیشرفت در ریاضی کمتر بوده)طوری که الان متن کتاب فارسی کلاس پنجم را می خواند.حال با این تفاسیر چه کاری می توان برای محمدباقر کرد تا علاقه او به مدرسه به مانند روزهای قبل گردد؟