راه کار های مقابله با قلدری و خشونت در مدارس
چاپ مقالهراه کار های مقابله با قلدری و خشونت در مدارس
راهکارهای مقابله با قلدری و خشونت در مدارس
آموزش همدلی در دوران کودکی نقش زیادی در کنترل خشم دارد. هنری پارنز (۱۹۹۳) در یکی از تحقیقات خود از مادری خواست تا هفته ای یکبار به مدت نیم ساعت با نوزادش در کودکستان حاضر شود. هدف از انجام این تحقیق این بود که کودکان امکان دیدن رفتار و حرکات مادر و نوزاد را داشته باشند و چگونگی تعاملات و برقراری ارتباط مادر و کودک را مشاهده کنند. پس از آن، کودکان در کنار مربی خود دایره وار می نشستند و در جمع راجع به حالات نوزاد صحبت می کردند. بارنز در این پژوهش به این نتیجه رسید که ترس و رفتارهای پرخاشگرانه کودکان کودکستانی با مشاهده نوزاد در کنار مادرش کاهش می باید، پس از یک سال قابلیت های هیجانی و احساسی در کودکان و تمرکز آنان به نحو چشمگیری افزایش یافت.
کودکان در فرآیند رشد خود از سن هشت سالگی به بعد قادر به درک همدلی هستند درواقع این نورون های آئینه ای هستند که در مغز این وظیفه را به عهده دارند. آنها رفتارها را هدایت می کنند و موجب بروز و بیان احساسات می شوند؛ به طور مثال با مشاهده یک فرد غمگین این نورون ها فعال می شوند و احساس همدردی را در فرد به وجود می آورند. هنگامی که والدین احساسات کودکان را به آنان انعکاس می دهند، نورون های آئینهای آنان مدام فعالیت می کنند و احساس همدردی در آنان رشد می کند. علاوه بر این، کودکان همدلی را ضمن شیوه های تربیتی والدین و تجارب خود در تعاملات با آنان نیز کسب می کنند، بنابراین، والدین و مربیان نقش مهمی در رشد همدلی دارند و می توانند موجب دل بستگی ایمن شوند. والدینی که شیوه تربیتی مقتدرانه دارند، همدلی را در کودکان خود به وجود می آورند و این همدلي بالا می تواند موجب کاهش پرخاشگری کودک شود.

راهبردهای تفکر جایگزین
پروژه هایی مانند ارتقا راهبردهای تفکر جایگزین (PATHS) در کودکستان ها و مدارس تأثیر زیادی در بهبود رفتار دانش آموزان داشته است. اهداف این پروژه عبارت اند از: آموزش شناسایی و نامگذاری احساسات، ابراز احساسات، ارزیابی شدت احساسات؛ مدیریت احساسات؛ درک تفاوت بین احساسات و رفتارها؛ به تأخیر انداختن خوشی؛ کنترل تکانه ها و تقویت کنترل خود؛ کاهش استرس خودگوی خواندن و تفسیر نشانه های اجتماعی درک دیدگاه دیگران؛ کسب راهکارهای حل مسئله؛ داشتن نگرش مثبت به زندگی؛ خودآگاهی؛ تقویت توانمندی اجتماعی؛ بهبود عملکرد تحصیلی از طریق تقویت قابلیت های هیجانی و مهارت هاي تبادل کلامی و غیرکلامی، تحقیقات زیادی اثربخشي این برنامه را تائید کرده اند؛ شرکت کنندگان در این پروژه درک بهتری از مشکلات اجتماعی داشتند و در مشاجرات و دعواها، رفتار بهتری از خود نشان می دادند؛ این خود موجب بهبود قابلیت های هیجانی و اجتماعی و موجب آموزش راهکارهای حل مسئله و عملکرد تحصیلی بهتر می شد.
نقش ورزش در جلوگیری از خشونت
فوکس و شلیشت (۲۰۱۲) در زمینه راهکارهای مقابله با پرخاشگری و خشونت معتقدند که ورزش نقش پررنگی در پیشگیری و درمان بسیاری از بیماری ها و ناهنجاری های اجتماعی دارد. ورزش با تخلیه هیجانی و کاهش تنش و عصبانیت افراد، نقشی اساسی در کاهش میزان پرخاشگری و خشونت آنان دارد. نورآوف و کورنهوبر (۲۰۱۵) نیز اتصالات عصبی ناشی از ورزش را در این زمینه مؤثر می دانند. ازاین رو آنان ورزش مداوم را به عنوان راهکاری مؤثر برای جلوگیری از پرخاشگری و خشونت افراد توصیه می کنند .
نقش معنویت و دین داری در جلوگیری از خشونت
در زمینه راهکارهای مقابله با پرخاشگری و خشونت می توان به نقش معنویت و دین داری نیز اشاره کرد، چراکه رابطه ای معنادار بین مذهب و معنویت و عدم گرایش به پرخاشگری و خشونت وجود دارد، درواقع رابطه مثبتی بین میزان شکیبایی و نگرش دینی افراد دیده می شود. در این زمینه نباید ظرفیت بالقوه دین در ایجاد آرامش و کنترل درونی و نقش باورهای دینی در کاهش جرم و خشونت نادیده گرفته شود. قرار گرفتن نوجوانان در موقعیت ها و مکان های معنوی باعث می شود تا از پدیده هایی که مغایرت با ارزش های والای آن موقعیت یا مکان دارند، دوری کنند، از آنجایی که نیایش، باورهای مذهبی، انجام منظم اعمال مذهبی و شرکت در مراسم مذهبی، آرام بخش روح و روان انسان ها است، می توان با تشویق نوجوانان به موارد ذکر شده سبب کاهش پرخاشگری و خشونت آنان شد