خودکشی/ واژینیموس/ طلاق..
چاپ مقالهسلام
مراجع، خانم متاهل و 40 ساله است که با مشکل افسردگی ، لذت نبردن از زندگی ، یکنواخت شدن همه چیز حتی آدم های اطرافش صحبت را شروع کرد و اینکه دو بار هم با پودر سوسک کش خودکشی کرده،20 سال است ازدواج کرده و صاحب فرزند هم نیستند . این موارد را در طی دو جلسه به مرور اشاره و فاش کرد :خودش علت را به پنج سال قبل نسبت داد که مادرش فوت کرد البته اضافه کرد که از قبل هم این حالت ها را داشته اما از زمان فوت مادر خیلی شدید تر شده. از آن زمان به بعد با پدرش هم ارتباط زیادی برقرار نمی کند و رابطه نزدیک و گرمی با هم نداشته وندارند.دو خواهر دیگر دارد که فقط با آنها راحت است. در خانه هیچ کاری انجام نمیدهد از صب تا شب خواب است و حتی به نظافت خودش هم چند هفته یکبار رسیدگی میکند.با شوهرش رابطه خوبی ندارد اما گفت که بعد از اینکه خودکشی کردم و مادرم هم مرد دیگه من رو اذیت نمیکند و کاری به من نداره چون میدونه که حساس شدم (این را هم بیان کرد که چند بار حالش بهم خورده؛زیرپایش خالی شده و در خیابان به زمین خورده و یا از پله های چند طبقه پایین افتاده)..در جلسه دوم مشخص شد که این خانم با مردان دیگر هم تلفنی و فقط تا حد گردش کردن رابطه دارد و عنوان کرد که از آنها انرژی میگیرد و آنها به او توجه نشان میدهند اما وقتی دیده که کار به جاهای باریک میکشد خود را کنار کشیده و از آنها دوری کرده گفت که آنها میخواستند او را گول بزنند… بعد از ادامه صحبت و با سوالات هدایت شده عنوان کرد که بعد از این همه سال تاهل هنوز حق تمکین را به جا نیاورده،و گفت که دکتر ها هم گفته اند که مشکل از جانب شما بسیار ساده قابل حل است اما من زیر بار نرفتم هنوز و چون قصد دارم چند ماه دیگر از او جدا شوم پس نیاز نیست که تن به حل مشکلم و بچه دار شدن بدهم…(در بین صحبت ها اشاره کرد که رابطه خوبی با شوهرش ندارد اصلا از شوهرش و سرو وضعش راضی نیست، به اصطلاح رفیق باز است و بیشتر اوقاتش را در بیرون یا سرکار یا با دوستانش به خوشی و گاهی خوردن مشروب می گذراند و حتی به دروغ که سرکار بوده وقتش را تا شب با دوستانش میگذراند و بعد هم در منزل توجهی به من نمیکند و گفت که حتی میداند که یکبار خودش مطمئن شده که شوهرش با خانمی ارتباط داشته است )…… از دوستان خواهش میکنم نظراتشون رو بیان کنند. تشکر