توهم مذهبی
چاپ مقالهبا عرض سلام خدمت دوستان گرامی .
مراجع مردی است 30 ساله که به دلیل مشکل برادر بزرگترش مراجع کرده است و مشکل را بدین صورت عنوان کرد: برادر بزرگم 11سال پیش به واسطه فوت یکی از اقوام و پس اززیارت رفتن ، دچار یک سری اختلالات روحی شد و دائما از خدا، دین و توهمات حرف می زد بطوریکه می گفت من فرشته می بینم و باهاشون حرف می زنم و وقت و بی وقت مشغول عزاداری و شب زنده داری بود. در ادامه اظهار داشت که البته همراه با این مشکلاتش بیش اندازه تحت فشار کارش نیز بود. مراجع اشاره کرد که قبل از این اتفاقات چند سال بصورت حرفه ایی بوکس کار کرده است و وقتی بوکس را رها کرد حالش بهتر شد . در همان سال خانواده ام او را به روانپزشک بردند ولی بدتر شد و دیگر مراجعه نکرد و خانواه برای بهتر شدن وضعش تصمیم گرفتند برایش زن بگیرند . وقتی ازدواج کرد اوضاع آرامترو با تولد دو فرزندش احساسی تر شد و حالت خشم و پرخاشگری اش کمتر شد. در خلال این سالها اوضاع آرام بود و به همین منوال گذشت اما اخیرا با فوت عمه ام و رفتن به سفر کربلا، باز آن حالاتش برگشته با این تفاوت که قبلا فاز گناهکاری، ناامیدی و توبه داشت ولی الان فاز مفرط امید ، توکل و ایمان . اگر در جمعی کوچکترین حرفی از کسی زده شود می گوید غیبت نکنید ، علاقه زیادی به کتاب دینی ، تسبیح و مجالس روضه دارد . در آخر اشاره کرد که در دوران کودکی (برادرش) بر اثر صانحه ای ، سرش ضربه می بیند و یک مدت در حالت کما و بی هوشی قرار میگیرد .
دوستان عزیزم ممنون میشم در رابطه با این کیس راهنمایی بفرمایید.