بغض در گلو(خاتمی)
چاپ مقالهسلام دوستان.دانش آموز دختر 14 ساله ای همراه با مادرش به دلیل افت درسی در یک ترم گذرانده در اول دبیرستان از طریق مدیر مدرسه ارجاع داده شده بود. ابتدا مادر بدون حضور دختر بود(دختر دیرتر رسید)
مادر بیان کرد که تا قبل از اطلاع رسانی مدیر، دخترش نگفته که کارنامه گرفته است. با این حال خیلی از کم بودن نمرات ناراحت نبود. چرا که می گفت من و پدرش که سواد نداریم به او کمک کنیم و او برخلاف بقیه که پدر و مادرهایشان به آنها کمک می کنند خودش نمره آورده و همین برای ما کافی است.می گفت در دوره راهنمایی اصلا درس نمی خوانده اما امسال واقعا خوانده، خب درس ها هم سخت تر شده. اما نکته مهم این بود که مادر گفت دخترم بسیار زود عصبانی می شود . از کوره درمی رود. هیچ کس جرأت ندارد کاری را دو بار به او گوشزد کند سریع عصبانی می شود. دختر که رسید شروع به صحبت کرد که من بیشتر از این نمی کشم و همین را به تنهایی نمره آورده ام. اما موقعی که داشت حرف می زد چنان بغض کرده بود که انگار داشت گریه اش می گرفت اما اشک نمی ریخت. دقایق آخر را تنها با او صحبت کردم به هر طریقی خواستم با او ارتباط برقرار کنم و علت این بغض را بفهم نمی شد همش می گفت همیشه اینطوری بودم.نه استرس دارم نه از چیزی می ترسم اما موقعی که تنها بودیم شدت این بغض بیشتر بود به حدی که چشم هایش از اشک پر بود اما به قول خودش هیچ وقت اجازه نداده اشکش دربیاید چون این طوری غرورش می شکند.احساس کردم خودش را می خواهد خیلی ریلکس نشان دهد در مورد هرچیزی می خواست خود را بی تفاوت نشان دهد اما به نظرم واقعا این گونه نبود. به ظاهر وضع زندگی متوسطی داشتند . یک خواهر ازدواج کرده و یک برادر که زاهدان سرکار است و دختر به قول مادرش فقط از برادرش حساب می برد.
به نطرتان دلیل این رفتار چه می تواند باشد و آیا این موضوع در روند درسی او تأثیر گذاشته است؟؟