چندین مورد – شیما ملاجعفر

چاپ مقاله

خانمی 36 ساله- ده ساله که ازدواج کرده است. خانم و همسر هر دو تکنسین رادیولوژی اما خانم بعد از بچه دار شدن خانه دار شده است. دارای یک دختر 5 ساله و یک پسر 3 ساله. دلایل مراجعه به مشاور:
1- ناخن خوردن دختر 5 ساله و شیطنت بیش از حد دختر بعد از تولد برادرش. برای این مسئله قبلا به مشاور مراجعه کرده بوده و توصیه های مشاور مفید هم بوده اما این عادت دختر بچه هنوز ادامه دارد (ناخن خوردن مورد اصلی شکایت). خانم عنوان کردند آزمون هوش از دختر گرفته شده که 130 بوده برای هدر رفتن هوش بالای بچه چه کارهایی انجام دهم و یا دخترش را در چه کلاسهایی ثبت نام کنم؟
2- شوهر توجه و رسیدگی خیلی زیادی به پدر بیمارش (سرطان پبش رفته) دارد بطوری که هم مالی و هم روحی و روانی در خدمت خانواده خودش است. البته این خانم از شوهرش درباره مسائل زندگیشان بسیار راضی است. عنوان کرده که شوهر ذاتا فرد مسئولیت پذیر و خانواده دوستی است اما علاقه بیش از حد به پدر و اینکه در تمام مراحل درمان باید کنارش باشد باعث خستگی و فرسایش او می شود. ظطبق گفته خانم شوهر بسیار از خودگذشتگی می کند بوطری که هیچ وقتی برای خودش و هیچ هزینه ای برای خودش نمی کند و این فداکاری بیش از حد خانم رو بسیار ناراحت کرده است.
3- حرف نزدن پسر 3 ساله، در عین حال شیطنت بسیار زیاد که با خواهر دست می شوند و خانه را روی سرشان می گذارند.
4- تحریک پذیر شدن خانم با وجود این مسائل بطوری که بارها بچه ها را کتک می زند هرچند که این تنبیها روی پسر بچه اصلا جواب نمی دهد.
هرچند که چندبار از خانم سوال کردم اولویت شما کار کردن روی کدام مسئله هست، اما به نطر می رسد خود خانم از نظر روحی حساس و شکننده است مطلبی که جزء دلایل مراجعه مطرح نکرد اما یک جمله کوتاهی گفت که من مثل یه ترکه شدم که مدام خم تر و خم تر میشم اگه این ترکه بشکنه دیگه مثل قبل نمیشه. اما با فرافکنی موضوع را روی مسائل دیگر بر می گرداند.
کمک کردن و یا درمان به این خانواده رو از کدام مسئله شروع کمک و چگونه؟!
خانم گفتند که آقا نیز رغبت برای شرکت در جلسه مشاوره را دارد.