تو برو خود را باش!

تو برو خود را باش!

متداول ترین چیزی که در جلسات مشاوره زوجی دیده می شود شکایت زوجین از دیگری است. اینکه یکی یا هر دو می خواهند دیگری را مقصر جلوه دهند و تغییر او را خواستارند. اما جالب است که به قول هنری کلاود و جان تاون سند «وقتی دست از سرزنش همسرتان برمی دارید و می پذیرید مشکل متعلق به شماست، آن وقت این قدرت را پیدا می کنید که با ایجاد تغییراتی مشکلتان را حل کنید… ایجاد حد و مرز در زندگی مشترک به معنای ایجاد حد و مرز برای همسرتان نیست».

این واقعیت را باید پذیرفت که ما نمی توانیم دیگری را تغییر دهیم مگر با تغییر خودمان. وقتی ما تغییر می کنیم دیگران نیز حداقل در تعامل با ما تغییر خواهند کرد. اما زمانی که به تغییر دیگری دست می زنیم یا موفق نمی شویم و وارد تعارض یا انواع و اقسام بازی ها می شویم یا دیگری به ناچار تن به تغییراتی می دهد که ما می خواهیم و دیگر از زندگی خود لذت نخواهد برد. چه بسا این لذت نبردن دیگری باعث می شود که ما نیز از زندگی لذت نبریم و به تعبیری دقیق تر «فقط باشیم؛ فیزیکی!».

اما باید چه کرد؟ مهمترین پیشنهاد این است که کمی روی خودتان و شخصیتی که تا به امروز ساخته اید تمرکز کنید. گاهی اوقات ما انسان ها تمایل داریم که خدا باشیم آن هم نه به معنای صفات مثبت بلکه به معنای فرعونی آن. شاید بد نباشد که در این زمینه علاوه بر آن که به بررسی رفتارهای تفرعنی خود می پردازیم و جاهایی که همسرمان از ما رنجیده است را پیدا می کنیم، کمی با خود خدا هم راز و نیاز کنیم و از او بخواهیم که به ما کمک کند. گاهی اوقات خواندن متون کتب مقدس به ما بینشی در مورد خدا بودن به معنای واقعی آن می دهد.

Image result for deny

جدای از این ما معمولا اهل انکاریم. ما نقص های خود را انکار می کنیم و همیشه تلاش می کنیم که خودمان را انسانی کامل نشان بدهیم. این تلاش می تواند از ما انسانی منافق و دو رو بسازد. علاوه بر این نقص های ما جزئی از وجود ماست و ما با انکار کردن و سرپوش گذاشتن روی آنها، اجازه نمی دهیم که همسرمان ما را کامل دوست داشته باشد و این بخش ها ندیده گرفته می شوند. همچنین فراموش نکنید که آدم ها ترجیح می دهند که با یک انسان مثل خودشان در رابطه باشند تا یک سوپرمن! وقتی شما از نقص های خود با همسرتان صحبت می کنید در کمال ناباوری خواهید دید که به خوبی پذیرفته می شوید و این مانع بزرگ در مسیر صمیمیت شما از بین می رود. اما با سوپرمن بودن شاید در اوایل احساس خوبی به شریک زندگی خود بدهید اما کم کم همسر شما احساس کمبودن نسبت به شما را خواهد داشت.

مسئله دیگری که از نظر شخصیتی ممکن است به چشم بیاید کناره گیری است. بعضی افراد در رابطه با دیگری احساس آزادی نمی کنند و به همین دلیل در ایجاد یا حفظ صمیمیت دچار مشکل هستند. این افراد شاید در زندگی زخم هایی خورده اند که هنوز ترمیم نیافته اند و گاه گاه (بخصوص در روابط صمیمی) دهن باز می کنند. این افراد تا حدی از صمیمیت را در رابطه با همسر خود تحمل می کنند و با عمیق تر شدن دیگر تاب رابطه را نداشته و کنار می کشند تا احساس امنیت به دست بیاورند این احساس امنیت اما به قیمت آسیب خوردن رابطه زوجی شده و اگر فکری به حال شرایط خود نکنند، پیوند آنها کم کم رو به زوال و نابودی می رود. اولین توصیه به افرادی که احساس می کنند چنین گرایشی دارند این است که از همسر خود بخواهند که زمانی که کناره گیری می کنند به آنها بگویند و گوشزد کنند. همین تذکر کوچک و آگاهی یافتن می تواند شروعی بر یک تغییر باشد. با همسر خود مکالمه را با تمام سختی هایش آغاز کنید و بر احساساتی که هر کدام دارید تمرکز کنید. از او بخواهید برایتان توضیح دهد که هنگام فاصله گرفتن شما او چه احساسی دارد و شما نیز احساسات خود را با وی در میان بگذارید. در ادامه در مورد اینکه کناره گیری شما چه تاثیری در او می گذارد آگاهی کسب کنید. علاوه بر این کمی به درون نگری بپردازید: چرا من کناره گیری می کنم؟ از طرد شدن می ترسم؟ یا کنترل شدن؟ یا از اینکه مورد قضاوت قرار بگیرم؟ گاهی اوقات نیز همسران برای اینکه دیگری را تنبیه کنند فاصله می گیرند. البته اینکه همسران با اختلاف خوردن کمی فاصله می گیرند امری عادی است اما اگر قصد یکی یا هر دو از کناره گیری تنبیه کردن دیگری باشد یا این فاصله گرفتن عادی برای مدت زمانی غیر عادی ادامه یابد و طرفین برای حل اختلاف و تعارض پیش آمده تلاشی نکنند، باید تامل کرد.

حتما بخوانید:  6 سبک عشق ؛ آشنایی با انواع عشق

Image result for responsibility

مسئله دیگری که بخصوص در بین نسل های جدید به چشم می آید مسئولیت پذیری است. قبول مسئولیت به خودی خود سخت است و اکثر افراد تمایل دارند که از قبول مسئولیت به هر نحوی شانه خالی کنند. همچنین بی مسئولیتی نه تنها عاملی است که امروزه در اجتناب جوانان از ازدواج نقش ایفا می کند، بلکه در زندگی افراد متاهل نیز خود را نشان می دهد. افراد متاهل که بی مسئولیت هستند البته ممکن است نپذیرند که دچار این نقیصه هستند، برای همین بهتر است در مورد اینکه مسئولیت پذیر هستید یا نه از اطرافیان خود (بخصوص همسرتان) پرس و جو کنید تا نظر آنها را هم بدانید. در هر صورت چه احساس می کنید بی مسئولیت هستید یا نه این توصیه ها را جدی بگیرید: از اطرافیانی که در ارتباط با آنها راحت هستید و خطری ندارد بخواهید که بی مسئولیتی هایی که دارید را به شما متذکر شوند. این کار اگر به درستی انجام شود نه تنها رابطه شما با این افراد را دچار آسیب نمی کند، بلکه با کمکی که به شما کرده اند موجب می شود که احساس خوبی نسبت به آنها داشته باشید. گذشته از آن وقتی مرتکب بی مسئولیتی می شوید تبعات و پیامدهای آن را بپذیرید و با گوش شنوا به حرف دیگران گوش بدهید. حتی توصیه می کنیم از دیگران بخواهید که در مقابل بی مسئولیتی های شما کوتاه نیایند. اگر یک بار دوستان شما بدون شما به گردش بروند مطمئنا گوشی دستتان می آید اما اگر با هزاران غرولند منتظر بمانند تا شما هم خودتان را برسانید در حالیکه بی مسئولیتی شما بارها و بارها باعث تاخیر در برنامه شده است، باز هم شما تغییری در خودتان ایجاد نخواهید کرد. در رابطه با همسرتان نیز از وی بخواهید که به جای سکوت یا غر زدن با رفتاری کنشی، شما را در تغییر کردن و بهتر شدن کمک کند (فراموش نکنید که خودتان هم اهل سکوت یا غر زدن نباشد که در زندگی مشترک هر دو از آفت های بزرگ هستند).

چهارمین مسئله شخصیتی خودمحوری است. ممکن است ما خودمان را محور جهان هستی بدانیم و به تعبیری «ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند» که من باشم و همه اینها نیز برای من هستند! چنین سبک اندیشه ای مطمئنا به زندگی آسیب هایی می زند که اگر نگوییم جبران نشدنی هستند، هزینه گزافی را باید برای حل و فصل آنها بپردازیم. این را به یاد داشته باشید که «اگر بیشتر از آنچه برایمان راحت است از خودگذشتگی نکنیم، زندگی مشترک موفقی نخواهیم داشت». افراد خودمحور مثل افراد مجرد زندگی و رفتار می کنند و این اندیشه غلط را دارند که در عین مجرد بودن می توانند متاهل باشند! شاید اگر از همسر چنین افرادی در مورد حسشان بپرسید بگویند که احساس می کنند نه فقط باارزش که کلا نیستند یا نهایتا «یک شیء» در زندگی شریک زندگی خود هستند. این در حالی است که زندگی مشترک با خودمحوری و خودخواهی به ذات در تضاد است. شاید برای دور شدن از این معظل اولین کاری که لازم است بکنید این است که از همسرتان بخواهید زمان هایی که احساس می کند زندگی بر محور شما می چرخد یا مدام باید حواسش باشد که دیدگاه شما نسبت به مسائل چیست، با شما در این مورد صحبت کند. البته این گفت و شنودها راحت نخواهد بود و بخصوص در اوایل احساس های منفی زیادی را ممکن است تجربه کنید. فراموش نکنید که گفتگو معجزه می کند! در مورد این احساسات هم با یکدیگر صحبت کنید و در صورتی که می بینید در گفت و شنود هنوز توانمند نیستید کمی در مورد مهارت های ارتباط مطالعه کنید یا در کلاس ها و کارگاه های آموزشی شرکت کنید. جدای از این تمایل خود به سوپرمن بودن را فراموش کنید. شما هم نقص هایی دارید و بپذیرید که انسانید. ما سوپرمن ها را فقط موقع مشکل دوست داریم و در زمان های عادی انسان ها را. همچنین به تمایل به خوب و کامل بودن نه بگویید و اجازه بدهید غمگین بودن را تجربه کنید. تجربه حس های گوناگون به شما کمک شایانی خواهد کرد. علاوه بر آن یاد بگیرید که ببخشید. توانایی بخشیدن و تجربه کردن غم به شما این امکان را می دهد که واقعیت خودتان و همسرتان را درک کرده و بپذیرید. اتفاقی که از دیدگاه وجودی بسیار مبارک و میمون است.

حتما بخوانید:  با حلقه ات چه خواهی کرد؟

Image result for judicial activism

شاید بدترین احساس در زندگی مشترک قضاوت شدن توسط همسر است که به نظر می رسد در میان زوج ها متعارف نیز می باشد. افرادی که اهل قضاوت هستند دنیای اطراف را سیاه و سفید می بینند و نمی توانند دیگران را آن طور که هستند بپذیرند. این نوع نگاه و تعامل باعث می شود که عشق از بین برود چراکه همواره در جلسه محاکمه قرار دارید. اگر قضاوت کننده هستید نقش قاضی را دارید و اگر قضاوت شونده هستید نقش محکوم را و هیچ قاضی و محکومی همدیگر را دوست ندارند چه برسد که عاشق یکدیگر باشند! چه احساس می کنید که اهل قضاوت هستید یا نه، از اطرافیان خود بپرسید که چگونه آنها را آزارداده اید یا می دهید. پاسخ های آنها شما را شگفت زده خواهد کرد! حرف هایی که دیگران به شما میزنند علاوه بر اینکه به شما بینش می دهد، شما را با قاضی درونتان که در مورد اطرافیانتان حکم می دهد آشنا می کند. زمانی که این اتفاق افتاد و با قاضی درونتان آشنا شدید، متوجه خواهید شد که این قاضی درونی نه تنها دیگران را قضاوت می کند که خود شما را نیز همواره مورد عتاب قرار داده و تنبیه می کند. به عبارتی شما صاحب یک شبه وجدان پرکار هستید که بیشتر از دیگران با خود شما سر و کار دارد.

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


نظر شما چیست؟

avatar
700