گنگ تر از احساس عشق ، کدامین احساس است؟!

گنگ تر از احساس عشق ، کدامین احساس است؟!

گنگ تر از احساس عشق ، کدامین احساس است؟!

 

گنگ تر از احساس عشق ، کدامین احساس است؟!

قصۀ عشق:

ما همگی با قصۀ عشق بزرگ می شویم. عشق با اشکال گوناگونی از راه می رسد و نوعی از خودبی خودی وسواس گونه را ایجاد می کند.ذهنیتی افسون شده که تمامی زندگی را در تصرف خود در می آورد.

معمولاً تجربه ی چنین حالتی با شکوه است.ولی گاهی اوقات شیدایی و از خودبی خودی،بیش از آنکه لذت بیافریند،پریشانی می آورد.اروین یالوم در کتاب “دژخیم عشق بودن” در باب عشق اینگونه می گوید:

{دوست ندارم درمانگر عشاق باشم.شاید دلیلش حسادت است،آخر من هم تشنۀ افسون عشقم.شاید هم دلیلش این است که عشق و روان درمانی اساساً با هم سازگار نیستند.درمانگر خوب با تاریکی میجنگد و در جست وجوی روشنایی است.در حالی که عشق،به رمز و راز زنده است و به محض تفتیش فرو می ریزد.و من از جلاد عشق بودن بیزارم.}

 

حتما بخوانید:  عشق یعنی...

هنر عشق ورزیدن:

اریک فرام در کتاب “هنر عشق ورزیدن” می گوید:

جوهر عشق رنج بردن برای چیزی و پروردن آن است به این معنا که عشق و رنج جدایی ناپذیرند.

فروید نیز می گوید ما هرگز مانند زمان عاشقی در برابر درد بی دفاع نمی شویم هر چه بیشتر عشق بورزیم بیشتر درد می کشیم.عشق ورزیدن به این معناست که در کنار مثبت ها،منفی ها را هم پذیرا شویم.

اندوه،غم و نومیدی را در کنار شادی،کامیابی و درجه ای از آگاهی که پیش از این برای مان قابل درک نبود،بپذیریم.

 

حتما بخوانید:  6 سبک عشق ؛ آشنایی با انواع عشق

 

عشق و مرگ:

احساس عشق گنگ است زیرا مرگ همواره در سایۀ شادکامی عشق حاضر است.

آبراهام مزلو در دوره ی نقاهت خود از یک حمله ی قلبی از عشق و مرگ اینگونه میگوید:

{رویارویی از مرگ و به تعویق افتادن آن موجب می شود همه چیز چنان گرانبها،مقدس و زیبا به نظر بیاید که میل به دوست داشتن،در آغوش گرفتن و غرقه شدن را بیش از هر زمان دیگری احساس کنم.رودخانه پیش رویم تا این اندازه زیبا نبوده……مرگ و امکان فرا رسیدنش در هر لحظه،عشق یعنی عشقی پر اشتیاق را ممکن تر می کند.اگر نامیرا بودیم،بعید بود بتوانیم مشتاقانه عشق بورزیم و شور و سرمستی را تجربه کنیم.}

در افسانه های یونانی نیز این چنین نقل می شود:

آفرودیت (ایزدبانوی زیبایی در اسطوره های یونانی و معادل ونوس رومی) و آرس(ایزد جنگ در اسطوره یونانی و معادل مریخ رومی) چندین فرزند زیبا به دنیا آمد…….پسر کوچکشان،اِروس به خدایی عشق برگزیده شد.گرچه به دقت و با دلواپسی مهرآمیزی تروخشک میشد،ولی به اندازه کودکان دیگر رشد نکرد و ریزنقش،گلفام و گوشتالو با بال هایی نازک و چهره ای شرور و لپ هایی چال افتاده باقی ماند.آفرودیت که نگران سلامتی پسرش بود، با تیمیس(ایزدبانوی پرستاری و دادگری در اسطوره یونان)مشورت کرد و این پاسخ را دریافت کرد:”عشق بدون شور و اشتیاق قادر به رشد نیست.

 

حتما بخوانید:  تحلیل فیلم فرانسوی عشق (AMOUR )



مطالب مرتبط


نظر شما چیست؟

اولین نفر باشید

avatar
700