پیش از ازدواج

با سلام  

مراجع جوان ۲۵ساله ای است که بعد از دو سال نامزدی در حالی که یک ماه بیشتر به مراسم ازدواج نمانده می گوید از اول هم از قیافه دختر خوشش نمی آمده و از ترس پدرش مخالفت نکرده و الان مرتب دعوا و درگیری دارند . پدر و مادر پسر نیز از مشکل افسردگی دارو مصرف می کنند سوال بنده این است :باید تلاش کنیم رابطه محکم شود و یا در این مدت کم مشکل ریشه یابی شود ؟ ضمنا شرایط طوری نیست که بتوانم خانم را ببینم .

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


حتما بخوانید:  سردرگمی نقش (ارائه دهنده بختیار تابعی )

21
نظر شما چیست؟

avatar
700
21 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
20 Comment authors
1819sana52Elhamفاطمه انصاریmary Recent comment authors
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
parastoo
مهمان
parastoo

باسلام
به نظر من در این مدت کوتاه تا مراسم ازدواج باید به این مسئله پرداخت و مشکل ازدواج را حل کرد. و در جلسه ای با پدر مادر و این فرد صحبت کنید تا تصمیم خود را برای ازدواج بگیرد . این جوان احتمالا در سایر مسائل زندگیش نتوانسته مخالفت کند و باید تفکیک کردن خودش از خانواده را یاد بگیرد ولی الان اولویت با حل مشکل ازدواج است . اگر فرد مورد علاقه اش نیست نظر قطعی اش را بدهد.

mohammad
مهمان
mohammad

حمیرا صباغی
با سلام
بهتر است با خانواده صحبت شود چون یک عمر زندگی است و اگر از اول ریشه یابی نشود با یک بچه طلاق منجر خواهد شد روشن سازی بکنید و اینکه به کسی دیگر علاقه مند هستند یا نه و هدف اصلی از تشکیل خانواده را مشخص نمایید از روش گلاسر برای پذیر فتن مسولیت های انتخاب خود استفاده نمایید اینکه زندگی اوست و او باید تصمیم گیرنده باشد و نه کس دیگر چون در سنی هست که بتواند انتخاب نماییید تا بررسی کامل نشده و نپذیر فته عروسی نگیرند بهتر است چون دو سال زمان برای شناخت و پذیر ش داشته اند و الان اگر با هم همخوانی ندارند بهتر است تصمیم دیگری در رابطه با زندگیشان بگیرند .

shimamj
مهمان
shimamj

با سلام
به نظر من باید بررسی شود که وقتی پسر از قیافه دختر خوشش نمی آید چطور دو سال به رابطه نامزدی ادامه داده و چرا حالا که یک ماه به ازدواج مانده یادش افتاده. با فرض اینکه از ترس پدرش تا به اینجا آمده شاید باید با پسر روی تصمیم گیری و قدرت انتخابش کار کرد. من فکر می کنم تن به ازدواج دادن با چنین احساسی عواقب خوشی نخواهد داشت و باید خیلی سریع وارد عمل شد. البته جلسه داشتن با پدر و مادر پسر هم به نظر می رسه لازم باشه خصوصا بخاطر ترسی که پسر از پدرش دارد. موفق باشید

ناصر فروهر
مهمان
ناصر فروهر

سلام ، فکر نمیکنم بعد از دو سال مراجع شما بهانه خوبی اورده باشه!!!!!!!!!!!!! علت به نظرم چیز دیگه ای هست که مراجع شما از گفتنش طفره میره – چون ظاهر خانم مسئله نیست که اون ۲ سال اونو مخفی کنه و الانم دلیل جداییش قرار بده-باید بیشتر باهاش تو این مورد صحبت کنید و علت واقعی رو جویا باشید-اگه بتونید با خانم یه جلسه داشته باشید شاید مسئله روشنتر بشه براتون- موفق باشید

fmohammadi
مهمان
fmohammadi

باسلام
دوست عزیز به نظرم فرد ۲۵ ساله در شرف ازدواج که از ترس مجبور به تن دادن به ازدواج اجباری شده ،میتواند به بلوغ فکری رسیده باشد؟واینکه از بین آیتمهای مختلف همسر گزینی فقط به ظاهر او توجه کرده است؟بهتر است با او به طور کامل وجامع از شرایط واصول ومهارتهای پیش از ازدواج با او صحبت کرده واز ارزشها وتمایلات وعقاید او در انتخاب همسر مطلع شویدوبه علت ترس اواز پدرش پی ببرید،چون گاهی جوانان صرفا به علت عدم تمکن مالی به ازدواجهای ناخواسته تن میدهند،پس بایستی ریشه یابی شود وباز هم اگر بر حرفش پافشاری کرد بهتر است موضوع کاملا بررسی شود چون ازدواج بدون عشق سرانجامی نخواهد داشت ولو اینکه با مخالفت شدید پدر ومادر باشد.
فریبا محمدی

104255cdf04
مهمان
104255cdf04

باسلام
به نظر من باید در مرحله اول مشکل ازدواج مدنظر قرار گیردو در چند جلسه مشاوره بااوصحبت شودتادلایل مخالفت خود پس از این مدت راتوضیح دهدواینکه بتواند شخصا در مورد زندگی خود تصمیم بگیرد.
نرگس صادق پورسعیدی

محمداسمعیل جعفری
مهمان
محمداسمعیل جعفری

سلام- این که همه میگویند ظاهر زیاد مهم نیست و اصل اخلاق است کاملا یک نصیحت کلیشه ای و آزار دهنده برای یک پسر است.حتما در ابتدا ظاهر هم مهم است و پسر باید از ظاهر همسر خویش خوشش بیاید.و اینکه بعد از دو سال اعلام می کند که از چهره ی نامزدش خوشش نمی آید شاید ظاهر قضیه باشد و دلایل دیگر هم در این بیزاری بی تاثیر نبوده اند.بیشتر با این پسر صحبت کنید و سعی نکنید که قانعش کنید زیبایی ظاهری و جذابیت چهره اهمیت زیاد ندارد و یا بعداً عادی میشود.

counselor
مهمان
counselor

باسلام
به نظر من تا شما با طرف مقابل ایشان صحبت نکنید هیچگونه تصمیمی نمیتوانید بگیرید احتمال اینکه مراجع شما تمام حقایق را نگفته باشد خیلی زیاد است بنابراین شما از ایشان درخواست کنید که اگر امکانش هست مراسم را به تأخیر بیندازند تا بهتر بتوانید همه جوانب را بررسی کنید و همچنین شما به این موضوع هم توجه کنید که مراجع شما ممکن است قیافه را بهانه کرده باشدومشکل از جای دیگری اب بخورد که شایدبدون اینکه ازدواج انها به هم بخورد قابل حل باشد .ریشه یابی کردن مشکل بدون دیدن نامزد ایشان به صورت کامل امکان پذیر نیست.
نفیسه جعفری

sana52
مهمان
sana52

من تصمیم دارم این مراجع را ارجاع دهم و به یک عدد خانواده درمانگر حاذق نیاز هست ،سراغ دارین؟؟؟توی منطقه غرب تهران ترجیحا.

21926
مهمان
21926

سلام_گلشیرازی
به نظر من ریشه یابی کردن مهم تر است از اینکه مراسم ازدواج به موقع روی دهد بهتر است با خانم ایشان حتما جلسه ای داشته باشید به نظر نمیرسد علت منطقی باشد،معیار های اورا برای ازدواج بررسی کنید و اورا متوجه مسئولیت خودش در مورد انتخابش بکنید.

jafarzadeh
مهمان
jafarzadeh

به نظر میرسه که اگه این آقا رو با تناقض هایی که در صحبتهاش است مواجهه کنید و اورا به چالش بکشید دلیل اصلی ان تصمیم اقارو روشن میشه.
با سوالات این چنینی:
یعنی شما روز اول خانوم و ندیده بودین؟
اها دیده بودین، پس اون موقع به نظرتون ظاهر چیز مهمی نبود؟
پس به خاطر پدرتون این کارو کردین، الان میشه توضیح بدین که چطور شده که می خواین بر خلاف نظر پدرتون عمل کنین؟

ghafoorian n
مهمان
ghafoorian n

با سلام… دوست عزیز من تجربه ی شخص خودم رو به شما منتقل می کنم که هر بار خواستم موردی پر چالش رو به دیگری ارجاع بدم قبل از اون از خودم پرسیدم آیا من تمام تلاشم رو درباره ی این مراجع به خرج دادم یا نه؟! به نظر من مراجعی که به علت کمبود وقت برای تصمیم گیری در باره زندگیش “تحت فشار روانی و استرس “هست رو بهتره که ارجاع ندید! چون همین امر اضطراب ایشان رو بالاتر می بره و لذا پیشنهاد بنده این هس که “خودآگاهی” ایشان رو درباره صورت “مسأله ای” که درگیرش است بالا ببرید، سپس او رو با تلاش در زمینه ی افزایش اعتماد سازی به “مسئولیت پذیری “دعوت کنید و اینکه میتونه انتخاب های دیگه ای درباره ی احساسش نسبت به این خانم داشته باشه! “دفاع های” اورو که مانع از مسئولیت پذیریش و آگاهی او در رابطه با انتخاب همسرش شده شناسایی کنید و او رو با اونها مواجه کنید. بعد از ایجاد رابطه ی درمانی “نقاط ضعف” او رو به یادش بیارید تا بتونه بیاموزه که نقاط ضعف دیگران رو هم بپذیره. روی “قطعیت نگری” او کار کنید طوری که بیاموزه هیچ “بایدی “درباره اینکه همسرش باید ۲۰ باشه وجود… بیشتر بخوانید

baran
مهمان
baran

ازدواج مسئله ای نیست که با آن بتوان شوخی کرد به نظر من چیزی که هست این است که این آقا نمی خواهد با نامزدش ازدواج کند بهر دلیلی فکر می کنم که دوران نامزدی هم برای همین باشد که طرفین نسبت به هم شناخت کافی پیدا کنند شاید کمی برای این تصمیم دیر باشد ولی ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است کسی که یک ماه به ازدواجش مردد است که با نامزدش ازدواج کند یا نه مشخص است که از اول به این خانم علاقه زیادی نداشته شما باید اورا متوجه رفتار مسئولانه اش کنید و اینکه اگر در زندگی موفق نشود مسئولش خودش است نه پدری که برای او دست به انتخاب زده چون وقت زیادی ندارد باید مهارت تصمیم گیری را به ا او آموزش دهید می توانید از نوشتن نقاط قوت و ضعف نامزدش برای پی بردن به احساس قلبی او کمک بگیریید که آیا واقعا نامزدش را دوست ندارد و یا تعارضی در بین آنها وجود دارد که باعث این تردید شده است موفق باشید .

مهدیه نیکویی
مهمان
مهدیه نیکویی

سلام
ازدواج یک رایطه عمیق و تعهد برای تمام عمر است .به نظرم این دوران اشنایی طولانی شده و خوب اشنایی صورت نگرفته ،اگر امکان دارد مراسم را به تعویق بیندازند و ریشه اینکه در این چند وقت اخیر چه اتفاقی افتاده که اقا الان به فکر چهره خانم افتادند بررسی شود و در اخر خود ایشان باید تصمیم بگیرند و عواقب ان را
بپذیرند .

9113037733
مهمان
9113037733

با سلام
به قول یکی از دوستان ماهی را هر وقت از آب بگیرین تازه است
این آقا شاید همه آنچه در مورد او ذکر کرده اند درست باشد اما باید متوجه شد که خود او به فکر چاره افتاده است و شاید این زمان به این دلیل انتخاب شده باشد که تا حالا مطمئن از ازدواج و مراسم عروسی نبوده و هر آن انتظار روی دادن اتفاقی بوده و یا شاید اصلاً باور نمی کرده که روزی ازدواج عمل شود و طول کشیدن دوران نامزدی این موضوع را می رساند چرا که اگر علاقه قلبی وجود داشت با تمام مشکلات خیلی زودتر به فکر مراسم ازدواج می افتاد.
اما هنوز هم دیر نشده اگر این فرد در اوایل انتخاب خودش بوده یک بار برگه مزایا و معایب طرف و خود در مورد این ازدواج را پر کند و بعد با سبک و سنگین کرده آن دست به اقدام مناسب بزند.
با امید موفقیت تمامی جوانان

yazdabadi
مهمان
yazdabadi

با سلام
بدون صحبت با نامزدش تصمیم گیری کار دشواری است، اما به این فکر کنید که مشکل اصلی می تواند چیزی به جز ظاهر باشد زیرا دقیقا نزدیک اجرای مراسم عروسی ظاهر شده است. گاها کسانی که مشکل تصمیم گیری دارند دقیقا قبل از وقوع تصمیم نهایی اضطرابشان باعث ترس از گرفتن تصمیم می شود.سعی کنید به لایه های زیرین این بیان مسئله دسترسی پیدا کنید
مریم قاسمی یزدابادی

mary
مهمان
mary

سلام (مریم قاسمی)

باید بررسی شود آیا واقعا این صحت دارد که بخاطر ترس از والدین واجبار تن به ازدواج داده. به نظر می رسد تعارضی در این گفته مراجع باشد چون اگر واقعا ترس از پدر وجود داشته نمی توانسته یک ماه قبل از مراسم آنرا بهم بزند.احتمالا خود پسر مشکلاتی در انتخاب و تصمیم گیری دارد.
بهتر است یکبار دیگر جدی به ازدواج با این دختر فکر کند و نقاط مثبت و منفی این دختر واین ازدواج را بررسی کند.اگر به این نتیجه برسد که میلی به این ازدواج ندارد باید این مسئله منتفی شود.در ضمن بررسی شود که پای فرد دیگری در میان نیست.

فاطمه انصاری
مهمان
فاطمه انصاری

با سلام
در کنار مطالب دوستان میخواستم این را اضافه کنم که علاقه و جذابیت ظاهری اولیه دو طرف برای هم از نکات کلیدی برای ادامه زندگی است و این خودش مهم است چرا به دنبال علتی جز این باشید؟ ضمنا با وجودیکه سن ایشان کم نیست ممکن است فشار خانواده و جو حاکم مانع از بیان یا حتی درک برخی مسایل باشد ( دقیقا چنین موردی را شنیدم که پسر پس از طلاق میگفت از اولش هم خوشم نمیومد اما وقتی برای خواستگاری اقدام شد احساس میکردم بزررگ شده ام و خوشحال بودم و بعد هم از ترس خانواده نشد چیزی بگویم!!!!)اصلا دوران نامزدی فرصتی برای کسب شناخت بیشتر است تا در صورت عدم توافق ازدواج منتفی شود! در حال حاضر همان فهرست کردن مزایا و معایب می تواند به ایشان در تصمیم گیری کمک نماید اما اگر هیچ مشکلی هم نباشد همین حرف که ( ظاهرش به دل نمی نشیند) کافیست، هضم مطلب برای خانم دخصوصا اگر علاقه مند باشد مشکل خواهد بود امااگر مسئله حل نشود در اینده جوانب دشوارتری خواهد داشت.
موفق باشید.

Elham
مهمان
Elham

با سلام

با نظر شما در رابطه با علاقه و جذابیت ظاهری طرفین کاملا موافقم
اما نکته ای که وجود داره اینه که آقا بعد از دو سال این موضوع را مطرح کرده اند و به نظر همین تاخیر دو ساله برای عنوان کردن این موضوع نشان دهنده این باشد که آقا به دلایل دیگری از تصمیم برای ازدواج منصرف شده اند.

sana52
مهمان
sana52

سلام
مشاوره مبتنی بر تعهد و پذیرش در این موارد نتیجه خوبی دارد . این زوج ازدواج کردند و زندگی را شروع کردند.با آرزوی سعادت برای جوانان

1819
مهمان
1819

با سلام
به نظر من دو سال وقت کمی نیست و اینکه بعد از این همه مدت معیار تصمیم گیری قیافه و ظاهر خانوم هست کمی غیر منطقیه و باید مسائل دیگه بررسی بشه.