پذیرش نگرانی از مرگ ریشه اصیل بودن است.

پذیرش نگرانی از مرگ ریشه اصیل بودن است.

پذیرش نگرانی از مرگ ریشه اصیل بودن است.

 

پذیرش مرگ:

مرگ چیست؟ چرا اینقدر ترسناک و وحشت آور دیده می شود؟چرا زندگی را روی روشن و واضح و مرگ را روی تاریک و مبهم همه چیز می دانیم؟

پرسشی که یالوم همیشه از مراجعانش می پرسد:”شما از چه چیز مرگ می ترسید؟چرا مرگ این قدر وحشتناک است؟چه خصوصیتی در مرگ است که تو را می ترساند؟”.

پاسخ این پرسش ها را در جملۀ ساده و در عین حال ژرف میلان کوندرا،رمان نویس اگزیستانسیال،می توان پیدا کرد:”از مرگ می ترسیم نه به خاطر از دست دادن آینده،بلکه به خاطر از دست دادن گذشته. در حقیقت فراموشی شکلی از مرگ است که همیشه در زندگی حضور دارد.” یا عنوانی که هایدگر برای توصیف مرگ انتخاب می کند:”ناممکن بودن کلیه ی امکانات” می تواند پاسخ به این پرسش ها باشد.

حتما بخوانید:  این یاد مرگ است که تو را کنش گر می کند.

 

پذیرش نگرانی از مرگ ریشه اصیل بودن است.

اصیل بودن:

از دست دادن یعنی نتوانستیم آن طوری که دوست داشتیم زندگی کنیم.پوچ و بی حاصل بودن زندگیمان (احساس محرومیت از زندگی)ترس از مرگ را در ما بیشتر می کند.

آیا این ترس را مُردگان درک می کنند یا افراد زنده؟

تجسم تاریک و ترسناک بودن مرگ به همین دلیل است؛ زمانی که عزیزی را دفن می کنیم، این ما هستیم که می ترسیم، مرده چیزی را حس و درک نمی کند؛ بازمانده ها هستند که نظاره گر مرگند. در حقیقت با مرگ خود رو به رو می شویم؛ با این مفهوم که تنها زاده می شویم و تنها می میریم؛ این همان ویژگی اگزیستانسیال آدمی است.

اما مرگ یک اتفاق تاریک و ترسناک نیست. مرگ، رویداد ارزش بخش زندگی است، و اگر نمی بود زندگی ارزشی نداشت. اینکه، این همه قدردان زندگی هستیم و آن را مغتنم می شمریم تنها به دلیل حضور مرگ است. آگاهی از مرگ نجات دهنده زندگی ماست؛ خارج ننده از روزمرگی و شکوفا کننده یک زندگی معنادار است.  

حتما بخوانید:  وجود اصیل در فلسفه ی وجودی

نگارنده: زینب پندار؛ کارشناس ارشد روانشناسی

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


نظر شما چیست؟

avatar
700