پدر مستبد

مراجع دختری ۲۶ ساله و معلم و دارای مدرک فوق لیسانس است.به خاطر موقعیت شغلی و ظاهر او موقعیت های ازدواج بسیاری از طرف همکاران برای او پیش می اید که به نظرش عالی هستند. چندین سال است میخواهد برای زندگیش تصمیم بگیرد چون با بیشتر شدن سنش آن موقعیت ها را از دست میدهد، از طرفی دیگر خسته شده است که مجبور است دائم بدون دلیل جواب منفی بدهد. مشکل اصلی این است که پدرش خیلی مستبد است و اجازه ی ورود خاستگار به منزل را نمیدهد و بسیار بدبین است .بزرگان فامیل واسطه شده اند وبا او صحبت کرده اند اما او اصرار کرده دخترش با پسر عمویش ازدواج کند.این خانم هم که علاقه ای به پسر عمویش نداشته راضی نشده. حالا هم هیچکس نمی تواند حرفی از ازدواج دخترش را به او بزند . از طرفی این خانم هم از تنهایی خسته شده است و به فکر خود کشی می افتد .افسرده شده است و میگوید نمیتواند در این خانه زندگی کند.حتی جرات اینکه بگویند مشاور با پدرش صحبت کنند را ندارند . حالا شدیدا افسرده شده است اما برای پدرش مهم نیست.همچنین از طرف پدرش در فشار است که درآمدش را برای خرجی خانه خرج کند.

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


حتما بخوانید:  انکار فرزند

4
نظر شما چیست؟

avatar
700
4 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
4 Comment authors
zolgharnein0933607751079053774فاطمه انصاری Recent comment authors
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
فاطمه انصاری
مهمان
فاطمه انصاری

با سلام. اینکه پدر به مشاوره نمی آید تقریبا واضح است، در رابطه با پسر عمو :آیا ایشان به خانم علاقه دارن؟شاید او علاقه ای به خانم ندارد،در صورتیکه پاسخ مثبت است خانم خیلی محترمانه با او صحبت نموده و نظرش را بازگو نماید تا این مخالفت برای ازدواج از طرف پسر عمو مطرح شود در اینصورت پدر نمیتواند مخالفت نماید،در رابطه با مسئله مالی چه اشکالی دارد اگر پدر مشکل مالی دارد دخترش کمک نماید؟مگر نه اینکه با حمایت مالی پدر تحصیل کرده این میتواند جبران کوچکی از زحمات پدر شود. موفق باشید.

79053774
مهمان
79053774

لازم است توضیح دهم پسر عمو مدتی پیش پس از اینکه فهمیده دختر رضایت ندارد ازدواج کرده و تمامی اعضای خانواده حتی پسر بزرگ از پدر میترسند که مسئله ازدواج را مطرح کنند و اگر هم مطرح شود گویا پدر شروع به فحاشی میکند. همچنین پدر سن زیادی ندارد و مسئله ی مالی ندارد اما میگوید دیگر من باید در منزل بخابم . پدر از پسرهایش هیچ انتظار مالی ندارد زیرا اعتقاد دارد آنها خودشان زندگی میخواهند و فقط دختر را تحت فشار قرار میدهد.به گفته ی این خانم برای خانه خیلی خرج کرده اما نیاز است برای خودش پولی پس انداز کند تا جهیزیه تهیه کند . از بودن در ان خانه و جو استبدادی خسته شده است اما نه اجازه ازدواج دارد نه زندگی در خانه ی مجردی . لطفا راهکارهایی بدهید تا کمکش کنم

09336077510
مهمان
09336077510

سلام(محمد رئوف فتاحی)
به نظر بند بهتر است این خانم با یکی از بزرگای فامیل که پدرش حرف شنوی از او دارد صحبت کند و مشکلاتش را با او در میان بگذارد تا او هم با پدرش صحبت کند و او را قانع کند

zolgharnein
مهمان
zolgharnein

باسلام،مراجع به نظر می رسد نقش قرابانی را کاملا پذیرفته ؛احتمال قوی نظرات ایشان درباره رفتارهای دیکتاتوری پدر درست است .اما با کمی بررسی درسایرروابطش مثل همکاران ودوستان و…متوجه خواهیدشدکه ایشان احتمال قوی سر بازنده روابط را تشکیل می دهد.وبابررسی وسنجش سبک های مقابله ای اورابررسی کنید احتمالا سبک مقابله اودرزندگیش اجتناب وکناره گیری است .برای او تحمل یک پدر دیکتاتور ومظلوم وقربانی بودن خودش بسیار آسانتراست تا مقابله جرات مندانه وروشهای مقتدرانه .برای اینکه این وضعیت راقابل تحملتر کند وتاییدودلسوزی دیگران عامل اثرگذار مثبت است.بااوچالشی ملایمی داشته باشبدوخطاهای شناختی اورا مثل اغراق وبزرگ نمایی سیاه سفید بودن و…مشخص کنید .برای تحمل نقش قربانی به صورت گزینشی اوپدررا ظالم میبیند تئوری انتخاب گلاسروخطاهای شناختی بسیار گره گشاست .مسئله آزادی فرانکل را مدنظرداشته باشید.موفق باشید.