نگاهی کوتاه به فیلم (lobster-2015) از منظر روان درمانی اگزیستانسیال

به نام او که عشق آفرید و علم آموخت Film (( the lobster )) (2015) . dir. Yorgos Lanthimos «خرچنگ» (انگلیسیThe Lobster) یک فیلم در سبک علمی تخیلی به کارگردانی پورگوس لانتی موس است که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد. این فیلم جزء فیلم‌های انتخاب‌شده جهت شرکت در بخش اصلی جشنواره فیلم کن ۲۰۱۵  بود و جایزه هیئت داوران جشنواره فیلم کن را از آن خود کرد. (ویکی پدیا) نگاهی کوتاه بر فیلم خرچنگ (۲۰۱۵) در رویکرد روان درمانی وجودی اروین.د.یالوم نوشته ی فرید حاجی (دانشجوی کارشناسی دانشگاه علامه طباطبایی) faridcinema@gmail.com آغاز:

((انسان بی رحمانه تنهاست)) گزاره ای است که اروین.د.یالوم از فرایندی که هایدگر آن را (آشکارسازی-عمیق ترین جست وجو ها-) می نامد، استنباط میکند. از اساسی ترین مفاهیم فیلم ((خرچنگ)) تنهایی و متعلقات تنهایی است. هتلی در فیلم هست که افرادش محکوم به ازدواج اند (در آمدن از تنهایی) در غیر اینصورت یا مرگ یا تبدیل شدن به نوعی حیوان انتظار آن ها را می کشد. حرکت به سوی مزدوج شدن که از اهداف قهرمان فیلم است در برابر مرگ یا به نوع پست تر حیوان، تبدیل شدن به مفهوم تنهایی نگاه دارد. در ادامه میبینیم گروهی –که در جنگل زیست میکنند- هدف مقابل هتل را دارند: ((مجرد زیستن و عایق شدن نسبت به هر نوع عاطفه و هر نوع مهرورزی)) ولی همچنان هدف قهرمان فرار از تنهایی است و بر علیه این گروه دوم نیز می جنگد. تنهایی را در نگاه یالوم -روان رمانگر وجودی- می توان به سه بخش زیر تقسیم کرد. ۱-تنهایی بین فردی (که معمولا بی کسی و طرد شدگی اجتماعی معنا می گیرد) ۲-تنهایی درون فردی (بنا به تعریف راجرز ((یک جدایی تقریبا کامل از ساختار خودمختار فرد)) یا بنا به تعبیر فروید ((جداسازی)) که نوعی مکانیسم است که در آن تجربه های ناخوشایند خالی از هیجان و عواطف می شوند و پیوند تداعی ها از هم جدا می شود) ۳- تنهایی اگزیستانسیال (نوعی تنهایی اساسی است که به هستی مربوط می¬شود و مرز های مشترکی با دو نوع نامبرده تنهایی دارد. تنهایی اگزیستانسیال (یا وجودی) نوعی تنهایی غیرقابل جبران میان فرد و دنیاست که حتی در زمان رفع تنهایی درون و بین فردی نیز رخ می نمایاند) (یالوم، ۱۹۸۰) و اما در فیلم خرچنگ ما با هر سه نوع تنهایی رو به رو هستیم: نوع اول یعنی تنهایی بین فردی، زمانی مطرح می شود که قهرمان فیلم برای فرار از تنهایی در از دست دادن همسرش، به هتل می آید؛ هتل شاید در ظاهر در پی رفع تنهایی بین فردی باشد اما به وضوح تنهایی درون فردی و وجودی در آن موج میزند. مهرورزی ها و ابراز علاقه هایی که در هتل اتفاق می¬افتد همگی ساختگی، بیرونی و عاری از هر نوع عاطفه است (تنهایی درون فردی). نگاه غمبار یا دست کم بی روح مزدوج ها که ظاهرا به بقا دست یافته اند همچون نگاه مجرد ها که در هراس مرگ یا حیوان شدن هستند، همگی گویای قطع رابطه با دنیاست. (تنهایی اگزیستانسیال) کوشش های قهرمان فیلم برای بقا به ازدواجی بی لطف منتهی می شود که پس از چند روز این ازدواج به شکلی جنایی به پایان می¬رسد. در ادامه قهرمان مجبور به فرار از هتل و زندگی در جنگلی می شود که در آن افرادی عاصی از کنش های هتل هستند؛ آنها نیز تنهایی های خود را دارند با این تفاوت نسبت به هتلی های فیلم که آنها عامدانه تنهایند و تنهایی را می ستایند و هر گونه مهرورزی را شدیدا تنبیه می کنند. جنگلی ها برخلاف هتلی ها تنهایی بین فردی را پذیرفته و در تنهایی درون فردی با افتخار غور میکنند. و در تنهایی اگزیستانسیال تا بدانجا پیش می روند که لحظات تفریح خود را به شکلی انفرادی و با گوش دادن به موسیقی، به فراغت می رسانند. قهرمان فیلم باز هم برای غلبه بر تنهایی می کوشد؛ این بار به وصال شخصی، که او هم تنهاست و مایل به رابطه است، می رسد. اما سرپرست جنگلی ها معشوقه ی قهرمان را نابینا کرده و قهرمان را به مرگ محکوم میکند. (تحمیل به تنهایی بین فردی) و در نهایت قهرمان سرپرست جنگلی ها را می کشد و با معشوقه ی نابینای خود به شهر فرار کرده و به رستورانی میروند و در انجا اقدام به کور کردن چشم های خود میکند تا او هم مانند معشوقه ی خود نابینا شود.

حتما بخوانید:  فرضيه علمي و يقين ديني

منابع:

-ویکی پدیا

-یالوم، اروین. روان درمانی اگزیستانسیال(۱۹۸۰) . ترجمه سپیده حبیب. نشر نی. پایان

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


نظر شما چیست؟

avatar
700