نه زندگی که مرگ آموختنی است

نه زندگی که مرگ آموختنی است.

نه زندگی که مرگ آموختنی است.

مرگ آگاهی:

 نفس مرگ آدمی را نابود می کند اما مرگ آگاهی، زندگی انسان را نجات می دهد. به چه معناست؟ چگونه؟

یکی از آشکارترین حقایق زندگی این است که همه چیز رو به نابودی است و ما از محو شدن و نابودی در هراسیم. یالوم معتقد است “اگر خوب مردن را بیاموزی، خوب زندگی کردن را خواهی آموخت.” اما این عبارت به چه معناست؟ چگونه امکان تحقق آن وجود دارد؟ بدون قضاوت برای لحظه ای تصور کنید زندگی هیچ پایان و محدودیتی ندارد. زندگی بخشی از شور و هیجانش را از دست می دهد. محدودیت در امکان بهره مندی از لذت، به ارزش لذت می افزاید. مرگ موقعیتی است که امکان زندگی اصیل و موثق را برایمان فراهم می کند. ما مخلوقات میرایی هستیم و به این آگاهیم که فانی هستیم. انکار مرگ یعنی انکار ماهیت اساسی زندگی مان که موجب محدودیت فراگیر آگاهی و تجربه می شود. 

حتما بخوانید:  اعتقاد به خداوند ، بخشش توسط خداوند و اضطراب مرگ

نه زندگی که مرگ آموختنی است

رویارویی با مرگ: تحول فردی

در رمان “جنگ و صلح ” نوشته “لئو تولستوی” نمونه ی از تحول بنیادینی که مرگ در فرد بر می انگیزد.

قهرمان داستان، “پی یر” از زندگی اشرافی روسی که برایش توخالی و بی معناست، به شدت درمانده است.

در نهصد صفحه ی ابتدایی رمان، قهرمان داستان روحی گمشده و سرگردان دارد. داستان زمانی جذاب می شود که “پی یر” را سربازان ناپلئون دستگیر و به اعدام با جوخه ی آتش محکوم می کنند. او نفر ششم اعدامی هاست و مجازات پنج مردی که جلوترند را می بیند و خود را برای مرگ آماده می کند ولی ناگهان در آخرین لحظه، اعدامش لغو می شود. این تجربه “پی یر” را دگرگون می کند و در مابقی رمان از تحول “پی یر” حیرت زده می شویم. او زندگی پرشور و هدفمند را پی میگیرد. می تواند با تمام وجود با دیگران ارتباط برقرار کند، مشتاقانه از طبیعت پیرامونش آگاه شود، وظیفه ای در زندگی بیابد که برایش معنا دارد و خود را وقف آن سازد.

حتما بخوانید:  معرفی کتاب(جهان پس از مرگ)

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


نظر شما چیست؟

avatar
700