دختری هفت ساله

ملک جعفریان:   دختری هفت ساله  پس از جدا شدن والدین با مادرش زندگی می کند(به علت اعتیاد پدرش و نداشتن شرایط نگهداری، کودک با مادرش زندگی می کند)و به علت وابستگیه زیاد به پدر،کودک بعد از جدایی والدین دچار توهم شده و پدرش را تصور می کند و هر وقت سوالی در مورد پدرش از او پرسیده می شود هزیان می گوید .(که پدرم هر شب مرا به پارک یا بیرون می برد و همیشه کنارمه…)لطفا پیشنهادات و راه کارهای خود را برای برطرف کردن این مشکل بگویید.

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


حتما بخوانید:  پس از طلاق

21
نظر شما چیست؟

avatar
700
16 Comment threads
5 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
16 Comment authors
93122316209ملک جعفریانmary9113037733baran Recent comment authors
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
yazdabadi
مهمان
yazdabadi

با سلام
آیا ملاقات های هفتگی کودک با پدر وجود دارد؟
تصویری که از نبود پدر در ذهن کودک ترسم شده است باید بررسی شود.چه چیزی را به عنوان علت جدایی کودک از پدر به او گفته اند؟
مریم قاسمی یزدابادی

ملک جعفریان
مهمان
ملک جعفریان

خیر.اعتیاد و داشتن رابطه های نامشروع حتی در حضور کودک

sajjad
مهمان
sajjad

با سلام خدمت شما
خواهشمنم جهت بیشتر قابل فهم شدن مورد سوالات زیر را توضیح دهید.

چند وقت از جدا شدن والدین از هم می گذرد؟
توهم این دختر بچه فقط در مورد پدرش می باشد یا عمومیت دارد؟
در مورد هزیان ؛ آیا فقط به پدر مربوط می شود؟
شما علت توهم و هزیان را وابستگی بیان کرده اید، آیا عوامل دیگری نیز وجود دارد که به این شرایط دامن بزند؟
متشکرم.

ملک جعفریان
مهمان
ملک جعفریان

۱سال
فقط پدرش
بله
کودکان اسکیزوفرنی هم نشانه هایی از این مشکل را دارند

محمداسمعیل جعفری
مهمان
محمداسمعیل جعفری

به نظر بنده اینکه این کودک وابستگی به پدر داشته باشد طبیعی است . این کودک در حال زندگی نمیکند و تصوراتش این طور نشان می دهد که در شکاف حال و آینده رنجور شده است .از تکنیک های گشتالت درمانی استفاده کنید.شما می توانید برای دوستی این دانش آموز با کودکان مشابه که از نعمت پدر محرومند اقدام کنید.از مادرش بخواهید که بیشتر محبت کند و تا حد امکان برخی وظایف پدر را نیز انجام دهد.محبت نمودن مادر میتواند خیلی کمک کننده باشد.البته باید مشخص شود پدر در چه وضعیتی است و آیا امکان ملاقات با او نیز هست یا خیر.که اگر چنین باشد کار گسترده تر می شود و میتوان خانواده نیز کار کرد.

forouhar
مهمان
forouhar

باسلام
به نظر من باید ببینیم قبل از اینکه طلاق اتفاق بیفته دختر خانم چه وضعیتی داشته-و رشته اتفاقاتی که افتاده بررسی بشه که ایا باعث این توهمات همین مسئله هست یا چیزهای دیگه هم ممکنه وجود داشته باشه- در کل فکر می کنم وضعیت این دختر خانم نشون دهنده اینه که بسیار وابسته به پدرش بوده و از طرف پدر حمایت شدیدی نسبت به دختر می شده. به نظر من باید ریشه این حمایت رو کشف کرد. باید ببینیم پدر در موقع بودنش به چه صورتی با دختر رفتار می کرده و نقطه عطف روابط پدر و دختر رو پیدا کنیم-یعنی بفهمیم حمایت در چه مواردی و به چه صورت و شکلی انجام میگرفته است.(ناصر فروهر)

sajjad
مهمان
sajjad

از آنجا که این کودک در شرایط بسیار بد خانواده رشد کرده است ، مراحل رشد روانی- جنسی را به صورت نادرست پشت سر گذاشته است. عقده الکترا(که خیلی از ادیپ هم پیچیده تر است) می تواند عامل این وابستگی بیش از حد است.تثبیت ها در این مراحل به بدی اتفاق افتاده است. آشفتگی کودک در مورد توهم و هذیان فقط در مورد پدرش هست که فکر می کنم چون فراگیر نیست نمی توانیم زیاد به آن تکیه کنیم. اسکیزوفرن ها توهم و هذیانشان فراگیر است و انتخابی نیست. ولی این کودک به صورت انتخابی در مورد پدرش دچار این حالات می شود.
البته فشارهای روانی که مادر این کودک متحمل شده است می تواند متهم بعدی مشکلات دختر بچه باشد. آیا کودک سپر بلای مادر نیست؟

سجاد فرهادی

ملک جعفریان
مهمان
ملک جعفریان

خیر

21926
مهمان
21926

باسلام،بخش مهمی از علل هزیان وخیال بافی به عواطف و خواسته ها و آرزوهای کودکان برمیگردد که ناشی از عدم توجه والدین به آن امر بوده و زندگی او را نابسامان کرده است.هنگامی که کودک در شرایط موجود هیچ مایه دلخوشی برای خود ندارد و شدیدا” ناراحت است وبه عللی به یاد یادگارهای گذشته زندگی بیفتد و به پناه آن بخواهد تلخی های کنونی زندگی را طرد کند شروع به خیال بافی میکند.در این مورد از مادر باید بخواهید که توجه ومحبت خودش را نسبت به کودک افزایش دهدوسعی کنید نیروی منطق و استدلال وی را تقویت کنید تا هر چیزی را به گونه ای مستدل بیان نماید و نیز از استدلال خود دفاع کند.او را وادارید آنچه را که خیال می کند و برای آن افسانه می بافد به صحنه عمل درآورده و یا نشان دهد و از این طریق او را به تطابق با واقعیت بکشانید.اورا به بازی های دسته جمعی که دارای نظم وقاعده خاصی هست تشویق کنیدتا بیشتر با واقعیات اشنا شود.
موفق باشید_گلشیرازی

mohsen.mohtadi
مهمان
mohsen.mohtadi

با سلام نکته اول: هذیان درست است نه هزیان الف. ارزیابی: ۱. در صورت‌بندی مشکل بایستی میزان توهم در بینایی و هذیان متاثر از آن روشن شود. ۲. با توجه به اعتیاد پدر و وابستگی افراطی به پدر، موضوع سو مصرف احتمالی کودک در زمانی که با پدر بوده است بررسی شود (موثر بر زمینه‌ی مشکل). ۳. وضعیت روانی مادر با تمرکز بر اختلالات خلقی بررسی شود؛ هم‌چنین سابقه‌ی بیماری‌های خلقی در خویشاوندان بررسی شود (موثر بر زمینه‌ی مشکل). ب. تشخیص: وجود هذیان و توهم در کودکان در دو مشکل دوره‌ی کودکی وجود دارد: یک. اسکیزوفرنی زودهنگام (احتمال بروز در کودکان بسیار کم است) دو. افسردگی با توجه به شدت پایین غیرعادی بودن هذیان‌ها و محدودیت توهم و هذیان بنده احتمال افسردگی می‌دهم ج. درمان: ۱. در صورتی که امکان پذیر باشد از مادر خواسته شود و از پدر نیز دعوت به جلسه‌ی مشاوره شود و از آن‌ها خواسته شود تا یک ملاقات مدیریت شده در طول هفته به طور مرتب برای ایجاد رابطه بین پدر و دختر ایجاد شود. ۲. در خویشاوندان نزدیک جایگزینی برای پدر پیدا شود ۳. بازسازی مادر ۴. با دعوت از خویشاوندان سیستم حمایت خانوادگی برای مادر و دختر ایجاد شود ۵. آموزش مادر برای… بیشتر بخوانید

104255cdf04
مهمان
104255cdf04

باسلام،به نظرمن معمولا در این گونه خانواده ها پدر و مادر بایکدیگر رابطه خوبی نداشته اندومسئولیت زندگی بیشتر بر عهده مادر است پس باید علت فاصله گرفتن دختر از مادر بررسی شود و از مادر خواسته شودبیشتر خواسته های عاطفی فرزند رابرآورده کند،میتوان در جلسه ای از مادر و پدر درخواست کرد که در طول هفته برای ایجاد رابطه بین پدر و دختر حاضرشوند.بااستفاده از بازیهای دسته جمعی میشود به او در شناخت واقعیات کمک کرد.
نرگس صادق پورسعیدی

79053774
مهمان
79053774

نیاز به بررسی زیادی دارد.کودکان زیادی در نبود پدر زندگی میکنند اما دچار چنین مشکلاتی نشده اند. باید بررسی شود که کودک چه تصوری از پدر خودش دارد، قبل از جدایی چگونه بوده است. رفتار مادرش چکونه است. هم چنین برای درمان نیاز به همکاری پدر می باشد. در این شرایط خانواده درمانی و هم چنین کمک به کودک در شناخت این واقعیت که پدر نزد او نیست کمک میکند.

ملک جعفریان
مهمان
ملک جعفریان

پدر در دسترس نیست

fmohammadi
مهمان
fmohammadi

با سلام برای کار با این کودک بهترین کار تغییر جو حاکم بر خانه میباشد که انهم از طریق مشاوره با مادر ودادن راهکار وکمک وآگاهی از جهت نوع رفتار با کودک ۷ساله وبرطرف کردن نیازهای اولیه ی کودک میباشدواینکه با قطع ارتباط به طور کامل ،درحقیقت کودک دچار نوعی سوگ شده به خصوص که با شرایط ذکر شده از موقعیت پدر ،به احتمال زیاد پسخوراندهای فکری منفی از پدر در خانه داده شده است و نوعی انکار در کودک به وجود آمده است .به نظر من در صورت امکان استفاده از مشاوره ی گروهی برای بچه های طلاق ومتوجه کردن آنها به این موضوع که پدر ومادرها نمی توانند برای همیشه با هم زندگی کنند وگاهی مجبورند بنابه مصلحتهایی از هم جدا شوند ولی به هر حال پدر ومادر برای آنها باز هم حکم قبلی را دارندوهمچنین پی میبرد که این مشکل مختص او نیست واز افکار آزار دهنده با خبر شده وآنها رابررسی کرده وکمک کنید احساساتشان را برون ریزی کنند واز طریق بازی درمانی وایفای نقش به ریشه ی اصلی مشکل پی ببرید .وبا وساطت شما زمینه ملاقات با پدر فراهم شودهر چند خانواده شرایط پدر را مناسب نمیداندولی نفی کامل پدر کار مناسبی نیست و خانواده… بیشتر بخوانید

sana52
مهمان
sana52

با سلام
پیشنهاد بنده این است که ایشان را به یک بازی درمانگر متبحر ارجاع دهید. برای این کودکان تاخیر در تشخیص درست موجب برچسب زدن و افزایش اضطراب در مادر و کودک می شود . بازی درمانی و کار با کودک خود نیاز به تخصص و تجربه در این امر دارد و آزمون و خطای مشاور موجب صدمه دیدن کودک می شود .

hamednasiri
مهمان
hamednasiri

سلام
آنچه به نظر می رسد به آن توجه نشده گفتگو های مادر نسبت به پدر است. باید پدر به عنوان یک عضو خانواده سابق با تمام مشکلاتش پذیرش شود و انکار پدر و سعی در حذف آن از زندگی کودکان عواقبی همچون بت سازی ، توهم و علاقه های افراطی دارد.
مرور خاطرات، دیدن پدر و … می تواند کمک کند تا کودک به شرایط عادی بازگردد

baran
مهمان
baran

در مورد طلاق والدین باید به کودکان قبل از طلاق توضیح داد : که من و پدر می خواهیم از هم جدا بشیم و این موضوع ربطی به شما ندارد و ما همیشه پدر ،مادر تو باقی می مونیم و تو همیشه مارو به عنوان پدر و مادرت خواهی داشت احتمالا در هنگام طلاق این مسائل به بچه گفته نشده و کودک واقعیت رفتن پدرش را نپذیرفته و مثلا به او گفتند بابات رفته ماوریت و بر می گرده چیزی که هست این است که این کودکان دائم چشم به راه پدرشان هستند و در رویاهای خود همواره آرزوی بهم پیوستن پدر و مادر را دارند این هذیان ها به خاطر مشکل عدم پذیرش کودک است نه بیماری اسکیزو فرنی باید به مادر این را آموزش بدهید که به کودکش بگویر که پدرش از آنها جدا شده و دیگر پیش آنها بر نمی گردد و علت جدایی آنها هم ربطی به کودک ندارد و به طور قاطع به کودک بگوید که دیگر هیچ وقت با پدرش زندگی نمی کند چون همین خیال پیوستن پدر و مادر به هم کودک را دچار توهمات و خیال پردازی ها می کند و در خیالش با پدر زندگی می کند .

ملک جعفریان
مهمان
ملک جعفریان

با تشکر.از نظرات شما استفاده شد

9113037733
مهمان
9113037733

شفیعی
با سلام
با توجه به توضیحاتی که ارائه شد می توان این نتیجه را بدست آورد که این کودک در مرحله انکار از مراحل سوگ می باشد و مانند مرگ عزیزان این کودک نیز پدرش را از دست داده است و باید کمک کرد تا این کودک از مرحله انکار خارج شود

mary
مهمان
mary

سلم(مریم قاسمی)

حتی اگر پدر اعتیاد داشته باشد برای کودک جایگاه پدر را دارد.باید ملاقاتهای کودک و پدر وجود داشته باشد و کودک را از دیدن پدرش محروم نکرد. این کودک بخاطر نیازهای عاطفی تامین نشده اش دچار این حالت توهم شده . اگر این مسئله شدت دارد حتما باید به روانپزشک متخصص کودک مراجعه شود .
البته شاید این موارد هذیان نباشد وناشی از خیال پردازیهای کودک باشد،مخصوصا اینکه در این سنین شایع است و همینطور اگر نیازهای کودک تامین نشده باشد شدت می گیرد.
پیشنهاد من این است که این کودک به یک مشاور بالینی مجرب ارجاع داده شود.

93122316209
مهمان
93122316209

سلام مطلب خوبی بود ..به نظر من چون این موضوع از لحاظ عاطفی ممکن است بعدا در کودک اثرات منفی داشته باشد نباید به طور صریح در مورد جدایی و طلاق با کودک صحبت کردچون ک روشن کردن این موضوع برای کودک عاطفی ترین فرایند طلاق است و باید پدر و مادر هر کدام جداگانه با کودک صحبت کنند و موضوع را برای او روشن کنند تا کودک در اینده دچار سردرگمی و غم اندوه یا احساس گناه نشود