معنای زندگی

(از قدیم به دنبال کپی پیست بودم اما پس از کلنجار رفتن زیاد فرصت را مغتنم شمردم تا داستان های کوتاه خودم را در قسمت کشکول قرار دهم قلمم ضعیف است اماچون از خودم هست خیلی برایم ارزشمند است.)
زندگی…!!! چه واژه گنگ نا آشنایی…!!

این را گفت و باز کاغذ چرک نویس نوشته هایش را مچاله کرد و به گوشه ای از اتاق پرت کرد! دوباره یک صفحه جدید و آغازی دیگر…

در میان واژه های کهنه و خاک خورده انبار ذهنش به دنبال معنایی برای “زندگی” می گشت. اما انگار گشتن بی فایده بود، هرچه بیشتر کلمات را زیر و رو میکرد و بیشتر می نوشت ، این واژه برایش غریبه تر می شد…!

حتما بخوانید:  نیچه، فیلسوف یا ابر روان شناس

بار دیگر کلمات خط خوردند، کاغذ مچاله شد و به انبوه دیگر کاغذهای خط خورده پیوست…

تنها یک برگه دیگر باقی مانده بود ، جوهر خودکارش هم نفسهای آخرش را می کشید!

نگاهی به اطرافش کرد… چه شباهت عجیبی !! منظره آشفته اتاق و خودش که درمیان انبوه کاغذهای خط خورده ، مچاله و پاره غرق شده بود ، دوباره کلمه “زندگی” را در ذهنش تداعی می کرد! راه تازه ای به ذهنش رسید. این بار تمام کاغذهای مچاله شده را از گوشه گوشه ی اتاقش جمع کرد. کاغذهای پاره را به هم چسباند. برگه های مچاله شده را باز و صاف کرد و کلمات خط خورده را بار دیگر به دقت مرور کرد: زندگی؟! = عشق… نفرت… مهربانی… گذشت… گذشته، حال، آینده… موفقیت… شکست… خوشبختی…مشکلات… یاس… امید… صمیمیت… تنهایی… شادی… غم… وَ…وَ…وَ…

حتما بخوانید:  گوهر پنهان

انگار معنای زندگی را پیدا کرده بود! حالا می دانست با آخرین قطره های جوهر خودکارش روی آخرین برگه ی باقی مانده چه بنویسد….!

آری… زندگی یعنی همین… پازلی با قطعات متضاد اما درهم تنیده!! یک حقیقت ساده ی پیچیده!!!

زندگی یعنی …

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


1
نظر شما چیست؟

avatar
700
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
rezagoudarzi78 Recent comment authors
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
rezagoudarzi78
مهمان
rezagoudarzi78

جالب بود اقا مرتضی
روح پر احساسی داری