مراحل درمان واقعیت درمانی

مراحل درمان واقعیت درمانی (3)

قسمت دوم درمان واقعیت درمانی را اینجا بخوانید

گام پنجم: طرح و برنامه ریزی

واقعیت درمانی کمک به مراجع برای طرح ریزی یک رفتار بهتر و مؤثرتر است. بیشترین میزان زمان، در واقعیت درمانی، صرف طرح و برنامه ریزی رفتارهای جدید و مؤثرتر و بررسی و مرور آن با مراجع برای سنجیدن میزان کارآمدی و سودمندی و نتیجه رفتار جدید می شود. در هر مداخله ای حتما باید یک طرح مشخص یا یک کار معینی که مراجع قادر است دنبال کند وجود داشته باشد. افرادی که در زندگی بدون داشتن یک طرح و برنامه مشخص حرکت می کنند، همانند کشتیهایی هستند که بدون رادار در اقیانوس کورمال کورمال به جلو می روند.

از این رو در فرآیند واقعیت درمانی همواره این ترجیع بند را از درمانگر و مشاور می شنویم که میگوید: «حالا اجازه بدهید طرحی را مشخص کنیم.» یا «بگذارید برنامه کار را معین کنیم»، «اجازه بدهید ببینیم چه گامهایی را باید برداریم»، «بگذارید راه بهتری را پیدا کنیم»، «اجازه بدهید ببینیم راه بهتری هم هست؟»، «بگذارید ببینیم راه بهتری نسبت به کاری که الان انجام می دهی وجود دارد.؟”

طرح ریزی یک رفتار بهتر و مؤثرتر

اگر چه بهتر آن است که خود مراجع طرح و برنامه ریزی کند و طرح از ذهن خود او تراوش کند، ولی این قانون و اصلی غیر قابل تغییر در برخی از موارد، به ویژه با افرادی که بسیار پریشان حال هستند، شاید درمانگر برای شروع یک طرح و برنامه ساده و شدتی را پیشنهاد کند. گلسر میگوید: «پس از سال ها کار دریافتم که این که چه کسی طرح و برنامه ریزی را پیشنهاد دهد، اهمیت چندانی ندارد. در نهایت اگر مراجع آن را بپذیرد، آنگاه طرح و برنامه از آن خود او خواهد بود. هیچ کس برای طولانی مدت کاری را برای کسی انجام تمی دهد. ما همه کارها را برای خودمان انجام می دهیم ولی بسیار پیش میآید، به ویژه به هنگام کار با یک درمانگر ماهر – که مردم معمولا خود را با آنچه که درمانگر پیشنهاد می کند، موافق مییابند.

 

حتما بخوانید:  نظریه بین نسلی بوئن

مراحل درمان واقعیت درمانی
گام ششم: تعهد

 گام ششم واقعیت درمانی، تعیین میزان تعهد مراجع به پی گیری برنامهٔ مورد توافق است. این گام بسیار مهم است چون به مراجع کمک میکند تا به طور عینی ببیند که “من فرد مسئولی هستم”، نه تنها نسبت به خودم احساس مسئولیت می کنم بلکه نسبت به درمانگر و دیگر افرادی که تگران من هستند و به من توجه دارند تیز مسئولیت دارم. تعهد یعنی «من دیگر تنها نیستم»، کاری که از این پس انجام می دهم، نه تنها برای خودم بلکه افراد دیگر نیز مهم است.

وقتی مراجع به درمانگر میگوید که: «واقعاً این کار را انجام میدهم»، این کلام، نوعی حس توانمندی و حس هدفمندی برای او فراهم می کند و این همان چیزی است که در واقعیت درمانی بسیار مهم است. برای انجام تعهد زمان زیادی لازم نیست در اتاق مشاوره صرف شود. همین میزان ناچیز وقت برای بررسی این که: آیا واقعاً مراجع دوست دارد که خود را به طرح و برنامه گفته شده متعهد کند؟ این ایده که تو از این پس این کارها را فقط برای خودت انجام نمی دهی، بلکه این را به عنوان یک برنامهٔ عملی متعهدانه نسبت به کسی دیگری انجام می دهی، احتمال انجام کار از جانب مراجع را چندین برابر می کند.

گام هفت و هشت گام هفتم

عدم پذیرفتن توجیه و بهانه و گام هشتم، عدم تنبیه؛ با هم همراهند و با هم عمل میکنند. کاملاً روشن است در دنیایی که توجیه و عذر و بهانه همیشه پذیرفته می شود، بسیاری از مردم از انجام خوب کارها مضایقه دارند. در واقعیت درمانی وقتی برای انجام کاری متعهد می شویم، هیچ عذر و بهانهای پذیرفته نیست. وقتی مراجع برنامه را دنبال نکرده باشد، درمانگر غالباً میپرسد: چه موقع انجام خواهد شد؟کی انجامش می دهی؟ یا این که چنین میپرسد: آیا فکر می کنی لازم باشد دوباره با هم مذاکره کنیم؟ شاید لازم باشد که این طرح را رها کنیم و راه دیگری پیدا کنیم؟ اما تحت هیچ شرایطی درمانگر توجیه و عذر و بهانه را نمی پذیرد. پذیرفتن بهانه و عذر او به مراجع میگوید که «من بی کفایتی تو را می پذیرم».

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


نظر شما چیست؟

avatar
700