مراجع 30 ساله (حمیرا صباغی )

با سلام خدمت دوستان مراجع خانمی سی ساله دارای یک فرزند مشکل ایشان احساس ناامیدی و شکست و عدم انجام کا ر

های مهم و احساس اینکه قادر به انجام کارهای مهم نیست بویژه به دلیل دور ی از خانواده به این و ان وابسته شدید

می باشد و هر روز  از جامعه  دورتر می کند خیلی حساس و نازک دل شده مدام گریه می کنند و بیان

می کنند در گذشته همسرشان خیانت کرده و الان حدود پانزده سال از این موضوع می گذرد ولی چون خانواده

شوهر این مسائل مدام تکرار می شود لذا باز هم شک می کند نکنه همسر خودش هم با دیگران باشد بسیار منزوی شده و

حتما بخوانید:  نا امیدی

از بیرن می ترسد  و مدام در خانه به نظافت می پردازد . ممنون از راهنمایی هایتان

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


2
نظر شما چیست؟

avatar
700
2 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
2 Comment authors
armandozolgharnein Recent comment authors
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
zolgharnein
مهمان
zolgharnein

باسلام احتمالا مراجع شما خانمی با علایم کهنه افسردگی است وطرحواره اشان میتواندبی کفایتی باشد.که رفتارهای اجتنابی بیرون نرفتن موقتا تنش ایشان را کاهش می دهد امادرنهایت باورایشان راتقویت (منفی) میکند .وهمچنین اعمال مکرر شستشونیزرفتارهای ایمن بخش ایشان بوده که قابل تامل وبررسی است.دراین مواقع اغلب مراجع درطول روز وشب درحال خودگوییهای منفی میباشد.لذابه سبک cbtافکارایشان رادربیاورید هنگامی که درموقعیت هاقرارمیگیرد غیر ازاین ازاوبخواهیددرطول ساعات بیداریچندنمونه ازعملکردهایش را بنویسدوافکارواحساسی که درآن لحطه داشته رانوشته یا بازگوکند.وبه افکاری که درراستای احساس شکست ترس ازتنهایی وطرد وبی کفایتی است نمره دهد ثبت این افکار بهتر است درهمان لحطه یانزدیکترین زمان به آن باشد.به این طریق درک میکند چه میزان نحوه تفکرش برلذت وتسلط اعمالی که انجام میدهد تاثیرگذار است.شما هماطلاعاتی رادرباره این خودگوییها کسب خطاهای شناختی اوراشناساییوبه ایشان یاددهیدتا درجلسات بعدی درثبت افکارش خطاهای شناختی راکشف کند .برای خودمن دراین زمینه کتاب “فعال سازی رفتاری نوشته مارتل دیمیدجیان ترجمهد سامان نونهال انتشارات ارجمند”کمک بزرگی بوده است موفق باشید

armando
مهمان
armando

با سلام.
موضوع قابل درنگ در این مورد
گذشت پانزده سال از خیانت شوهر و تاب آوری ایشان با این موضوع است.
میتوان به ایشان این سوال را عرضه داشت که “چرا این همه سال با این موضوع کنار آمده اید و چگونه است که حال این موضوع برای شما مهم شده است؟”
یکی از دلایلی که میتوان برای آن برشمرد,وابستگی این خانم به همسرشان بصورت افراطی است که حتی ایشان را وادار به چشم پوشی از خیانت می کند!
ولی از آنجایی که موضوع خیانت برای ایشان دوباره مهم شده,میتوان گفت که این خانم در دژ وابستگی خود به همسرشان رخنه های کوچکی را یافته اند و همانطور که گفته شده هر روز کمی از وجود خود(ارتباط با دیگران!) را از دست می دهد و شاید در این برهه ی زمانی,فرد بخواهد به شخص دیگری وابسته شود و درمانگر باید بسیار محتاطانه عمل کند که در عین حال که اجازه ی وابستگی درمانجو را ندهد بلکه اگر میتواند در این نوع وابستگی (وابستگی به یک شخ خاص که در ذهن درمانجو,تواناتر از اوست) خلل ایجاد کند و آن را از بین ببرد!
در غیر اینصورت,درمان به انواع راه های پیش پا افتاده,میتواند صورت بگیرد و یک آسودگی کاذب دیگر را به درمانجو هدیه کند!!!