مراجع 19ساله

سلام
مراجع بنده دختری ۱۹ ساله ،فرزند اول از دو فرزند است.در روز عقدشان ،وقتی اعضای خانواده برای هدیه دادن می آیند ،پدرشوهر ایشان وقتی او را می بوسد متوجه یک برامدگی زیر گلوی این خانم می شود و سر سفره عقد جلوی همه مهمان ها می پرسد این چیست؟که مادر دختر جواب می دهد این برامدگی تازه درامده و مشکل خاصی نیست ،باز از دختر می پرسد علتش چیست که دختر می گوید چون درد نداشته تا به حال به پزشک مراجعه نکرده و فکر نمی کند چیز مهمی باشد ،وپدرشوهر می گوید فردا باید به همراه پسرش به پزشک مراجعه کنند ،وقتی پیگیری می کنند مشخص می شود که یک توده است که باید زودتر خارج شود ،از عمل تا بهبودی کامل ۶ ماه طول می کشد ودیگر مشکلی نیست فقط در این ۶ ماه باید استراحت کنند و صحبت نکنند،برای بچه دارشدن در اینده هم مشکلی نیست.از وقتی بیماری مشخص شده پدرشوهر می گوید شما از بیماری دخترتان خبر داشتید و نگفتید از کجا معلوم که بیماری دیگری نباشد ،اوایل پسر حرفی نمیزده وبرای درمان اقدام میکرده ،اما کم کم صحبت های خانواده روی او تاثیر گذاشته و راضی به جدایی شده،خانواده دختر خیلی تلاش کردند به انها ثابت کنند که خودشان هم خبر نداشتند اما فایده نداشته ،حتی بزرگان فامیل سراغ انها رفتند و بی فایده بوده.
خانم هم که دیده انها هیچ طوری راضی به ادامه زندگی نیستند خودش به دادگاه مراجعه کرده و شکایت کرده که همسرش به او سر نمی زند و تقاضای طلاق داده،حالا به بنده مراجعه کرده تا بپرسد حالا که او و خانواده اش تمام سعیشان را کردند انتقام بهترین کار نیست،یک جورایی دنبال تایید است،من معتقدم این واکنش خانواده همسرش طبیعی است چون انتظار این موضوع را نداشتند مقاومت کردند تازه ۲ماه از عقدشان گذشته این ماجرا شاید با گذشت زمان و رفت وامد با خانواده خانم راحتتر حل میشد.بهتر بود صبوری کنند تا مشکل روند خود را طی کند ،خود پسرکاملا درشک و تردید بود می توانست با صحبت با او توضیح بیشتری دهد واو را راضی به ادامه زندگی کند و نباید به دادگاه مراجعه می کرد ،به نظر شما این زندگی می تواند ادامه یابد؟چه راهکاری برای این مراجع معرفی می کنید چون بیماری این خانم قابل درمان است.

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


حتما بخوانید:  آموزش توالت رفتن

7
نظر شما چیست؟

avatar
700
7 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
7 Comment authors
09336077510ناصر فروهرmohammadشفيعي1364 Recent comment authors
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
فاطمه انصاری
مهمان
فاطمه انصاری

با سلام
من هم با شما موافقم که عکس العمل خانواده پسر طبیعی بوده،نوعی اعتماد بوجود آمده و حالا ان اعتماد از بین رفته و جلب مجدد آن نیاز به زمان و صبوری دارد. خانم نباید شتاب نمایند،درخواست طلاق ان هم با تقدم خانم اشتباه بوده،باید قدری صبور تر باشند پیشنهاد میکنم دو خانواده باز با هم صحبت نموده و نگرانی های خود را مطرح سازند و دو طرف در جهت رفع نگرانی ها گام بردارند.اگر نگرانی خانواده پسر وجود احتمالی بیماری دیگری است میتوان با مراجعه به پزشک و عدم آن اطمینان حاصل کرد، نگرانی در این مورد تا حدی قابل درک است اما باید به خانواده پسر گوشزد شد که عمر و سلامتی دست خداست! از کجا معلوم همین آقا داماد فردا اتفاقی برایش نیفتد؟ خانواده دختر نیز باید به جای انتقام به فکر جلب مجدد اعتماد با حسن رفتار باشند، اگر خانواده ها حاضر به گفت و گو نبودند ابتدا نظر خود خانم و اقا را تغییر دهید تا خانواده نیز پذیرا باشند.
موفق باشید

20
مهمان
20

با سلام بختیار تابعی هستم
اعتماد اولیه بین خانواده طرفین در مراحل اولیه خیلی مهم است از شرح حال پیداست که این خانواده ها قبلا همدیگر را نمی شناختند چون شناخت قبلی این مشکل را راحت تر حل می کرد حال اگر واقعا راست گفته باشند ماه پشت ابرهمیشه نمی مونه صداقت بالخره رو خواهد شد و در این زمان طرفین نیاز به روابطی سالم و صبرو حوصله است که مشکل کم کم برطرف شود و اعتماد دوباره ایجاد شود

1364
مهمان
1364

سلام. در حال حاضر با این شرایط بهتر است،از خانم و خانواده اش بخواهید ،بار دیگر تلاش خود را برای بدست اوردن اعتماد داماد و خانواده ایشان انجام دهند.به نظر،گزینه طلاق اخرین راه در هر انتخابی می باشد.بررسی کنید تا الان چه راههایی را امتحان کرده اند و چه راههای دیگری وجود دارد .ایا تمام اعضای خانواده همسرشان ،نظرشا ن این است که انها موضوع بیماری ایشان را پنهان کردند و تمایل به جدایی دارند؟ایا شخص خاصی هست که راحت تر صحبتهای مراجع و خانواده اش را در مورد عدم اطلاع از بیماری بپذیرد؟ تلاش برای جلب اعتماد خانواده ی همسرشان مشکل می باشد و شما بهتر است،میزان علاقه مراجع به ادامه ی زندگی و مشکلاتی که حاضر هست،تحمل کند را بررسی کنید.شاید اگر خانم تلاش خود را برای صحبت با همسرش بکند و از احساسش و موضوعات پیش امده با او حرف بزند،ضمن اینکه به همسرش بگوید،برخورد خانواده انها را درک می کند و حتی می تواند ناراحتی همسرش را درک کند،برای شروع مناسب باشد.؛اما مراجع خود را اماده کنید که از برخورد سرد همسرش ناامید نشود و و حتی جلب اعتماد همسرشان ممکن است،مدتی طول بکشد.حتی می توانند از همسرشان بخواهند تا شش ماه صبر کنند و بعد… بیشتر بخوانید

شفيعي
مهمان
شفيعي

با سلام
شاید بهتر بوده که این موضوع را قبلاً اطلاع می دادند اما از آنجایی که بسیاری از افراد دردهای خود را تا زمانی که آنها را اذیت نکند و به عبارتی درد نداشته باشد به دنبال درمان آن نمی روند و به آن اهمیت نمی دهند
اما با توجه به شرح حالی که بیان کردید خانواده داماد می توانستند به راحتی با یک چک آپ کامل از سلامتی دختر اطمینان حاصل کنند و اجازه ندهند کار به اینجا بکشد
اما حالا خانواده دختر تلاش خود را برای بهبود روابط انجام داده اند ولی نتیجه بخش نبوده است پس باید اقدامی می کردند شاید این اقدام دختر خانم کمی عجولانه بوده است اما به اقدامی نیاز داشتند تا خانواده پسر تکلیف او را روشن نمایند چرا که هیچ چیزی بدتر از بلاتکلیفی نیست
با آرزوی موفقیت

mohammad
مهمان
mohammad

با سلام (حمیرا صباغی )
با توجه به شرایط پیش امده و از بین رفتن اعتماد شک نسبت به هم لازم است خانواده درمانی شوند و شرایط و موقعیت حاضر با حضور هر دو خانواده بررسی شود با پسر هم جلساتی را داشته باشید و از بی خبر بودن خانواده به منظور بازسازی رابطه و اعتماد استفاده نمایید تا زمانی که با هم گفتگو نکنند و لجبازی و انتقام را کنار نگذارند مشکل حل نخواهد شد لذا با ارامش و گفتگو زوجین با هم و تصمیم گیری در رابطه با زندگی یشان و پذیرش شرایط ارامش را به این دو. خانواده برگردانید تا در نهایت تصمیم صحیح حتی طلاق هم اگر بود گرفته شود.

ناصر فروهر
مهمان
ناصر فروهر

سلام
به اعتقاد من وقتی مشکلی پیش میاد در درجه اول نباید دنبال مقصر گشت . باید دید چه راه حلی داره تا مسئله بوجود امده زودتر رفع بشه-با اینکه حساسیت خانواده ها در اینگونه موارد قابل درک هست و از قبل هم میشه حدس زد که این اتفاقات بیفته نظر من اینه با پیشنهاد به خانواده مذکور و اینکه نظر متخصص رو در این زمینه پرسید که ایا این مسئله قابل درمان هست یا نه؟ راه کوتاهتر رو برای حل مشکل انتخاب کرد تا تمام سوء تفاهم های بوجود اومده رفع بشه-
و این نکته هم بسیار قابل توجه است که افرادی که تصمیم به ازدواج می گیرند باید به حدی از بلوغ اجتماعی و عاطفی رسیده باشند که بفهمند زندگی مشترک شاید مسائل و مشکلات زیادی به همراه داشته باشد پس با هر اتفاقی نباید پایه های زندگی دچار تزلزل شود بلکه تا حد امکان سعی در حل مشکلات داشته باشند
موفق باشید

09336077510
مهمان
09336077510

با سلام(فتاحی) خدمت شما دوست گرامی همچنان که دوستان گفتند اعتماد بین این دو خانواده شکسته شده است امادر اینجا مسایلی هستش که مشاور باید به آنها توجه کندوبه مراجعبگویید ۱-ایا قبلا مسائلی دگر بین این خانواده ها پیش آمده که این مسئله این قدر بزرگ شده و باعث این ناراحتی شده است؟ ۲-آیا این پسر قلبا این خانم رو دوست داشته است یا نه معرفی دوستان بود وبه قول معهروف این یکی نه ، یکی دیگه؟که از این خطا بگذرد ۳-فکر کنم علم پزشکی این قدر پیشرفت کرده که بتونند در مورد چنین مسائلی نطر بدهند، می تونند با یکی از پزشکان فامیل یا مورد اعتماد خانواده پسره صحبت کنند و این اعتماد رو به انها بدهند که مشکل خاصی نیست ۴-به نظر من این خانم هم احساسی عمل کرده که در خواست طلاق داده که در صورت به انجام رسیدن این کار(طلاق) در اینده دچار عذاب وجدان و ناراحتی های روانی می شود ۵-اگر با تلاش های فروان خانواده عروس، خانواده دامادراضی نشد دیگه جدایی به نفع است چون نمی شود یک عمر زندگی کرد اما به هم بی اعتماد بود که با این کار دختر خانم کمتر دچار ناراحتی می شود چون تلاش های خودشو انجام داده… بیشتر بخوانید