مجموعه «از خود تا خود» – قسمت اول – (زمان)

زمان چیست؟

گذشت زمان چیست؟

گذشت زمان، همانا «بودن» است؟

نه.

تکرارِ «بودن»؟

نه.

تداوم و استمرار «بودن»؟

نه.

عادت «بودن»؟

بازهم نه.

فراموشیِ «بودن» است.

یعنی واقع شدن «بودن» در چنگال «زمان» است.

از تداوم و استمرارِ «بودن»، «زمان» زائیده می شود.

آیا «زمان» مستقل از «بودن»، خود به خود وجود دارد؟ و «بودن»، مستقل از «زمان»؟

جاری شدن «بودن» از سرچشمه ی «بودن» همانا «زمان» است. «زمان» از سرچشمه ی «بودن» است که آغاز می شود.

تصور و دریافت «زمان» به غیر از طریق «بودن» ممکن نیست و نیز تصور «بودن» در خارج از مسیر «زمان» غیر ممکن است.

«بودن» و «زمان» دو مولود دوقولو هستند که از رحم «نیستی» زائیده شده اند.

آغاز «بودن» همانا مبدا زمان است و علاوه بر این:

«زمان» خود نوعی از «بودن» است.

و «بودن» فقط در بستر «زمان» است که «بود» می یابد.

آیا اینکه کدامیک اول ترند:

به لحاظ «بودنی»ی، «بودن» اول تر از «زمان» است.

و به لحاظ «زمان»ی، «زمان» اول تر از «بودن» است.

تقدم یکی بر دیگری همچون مثال مرغ و تخم مرغ است.

 

 و علاوه بر تمام اینها:

«زمان»، «گذشت زمان» نیست، همانطور که «گذشت زمان» زمان نیست. گذشت زمان تصویر «زمان» است در آیینه ی «بودن». همچنانچه زندگی انسان تفاله ی «بودن» است در مخرج «زمان».

حتما بخوانید:  خلق و ایجاد نوآوری در زندگی

مثال کسی که در سیستم زنجیره ای اعتیادها و در تن بت ها یخ بسته است و همچون کسی است که مدام و در تمام عمرش در مقابل آیینه ای نشسته است و تصویرش را نگاه می کند و به تدریج بر اثر گذشت زمان تصویرش را با خودش عوضی می گیرد و تا حدی که خودش را مطلقا از یاد می برد.

آنچه ساعت و حتی دقیق ترین ابزار وقت سنج به ما می گویند «زمان» نیست، همانطور که آنچه را آیینه به ما نشان می دهد «بودن» نیست. و آنچه را زندگی می نامیم، زندگی ما نیست، بلکه زندگی عادت ها و بت هاست.

ساعت و آیینه هر دو یک کار می کنند.

ساعت گذشت «بودن» را در «زمان» و آیینه عبور «زمان» را در «بودن» می نمایاند.

همچنان که ساعت هرگز قادر نیست که «حال» را به ما بگوید، آیینه نیز هرگز نمی تواند که حضور «بودن» را به ما بنمایاند.

و این خصلت نه از ساعت است و نه از آیینه. نه از «بودن» است و نه از «زمان». بلکه درد بیگانگی و دور افتادگی است. درد جدایی «من» از «خویشتن» است. درد عدم حضور است. درد غیبت است. دلیل این «جدایی» چیست؟

حتما بخوانید:  کثیف‌کاری، مهارت یادگیری کودکان را به شدت تقویت می‌کند!

«زمان»، تسلسل و تواتر «حال»ها و «حضور»هایی است که ما به دلیل این بیماریِ تاریخی مان قادر به دریافت آن نیستیم.

ساعت همواره گذشته را به ما می گوید نه «حال» را.

هرگاه که به ساعت نگاه می کنیم، لحظه و «حال»ی را که گذشته می بینیم. «زمان» را هرگاه که بخواهیم مچش را بگیریم از دستمان در می رود و به گذشته ملحق می گردد. و «بودن» را هرگاه که بخواهیم در آن حضور یابیم، قبل از حضور ما، از ما پیرتر شده است. ما فقط پیری را و گذشت عمر را و گذشت بودن را می توانیم ببینیم.

این مثال ماهی ای است که هر جایش را که بخواهیم بگیریم، یک کمی آن طرف ترش دستمان می ماند، نه آنجایی را که قصد داشته ایم بدست آوریم. «زمان» و «بودن» همچون ماهی لیز و فرار هستند.

این دو پدیده ی جادویی و مرموز، به طور معجزه آسایی، به هم تبدیل می شوند. هرگاه که به یکی از این دو متمرکز می شویم، دیگری را در می یابیم.

این «زمان» نیست که می گذرد و «بودن» نیست که وجود دارد.

بلکه «زمان» وجود دارد و «بودن» می گذرد. زمان حضور دارد و بودن جاریست، «زمان» بستر رودخانه است و «بودن» آب.

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


1
نظر شما چیست؟

avatar
700
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
sana52 Recent comment authors
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
sana52
مهمان
sana52

سلام
آن خطاط سه گونه خط نبشتی .
یکی هم خود خواندی هم غیر ،یکی خود خواندی و لا غیر ،و خط سوم که نه خود خواندی و نه غیر .
منبع : خط سوم شمس تبریزی