مادری افسرده

دوستان

مادری مراجعه کرده که اخیرا بسیار عصبی است و با مراجعه با روانپزشک دارو مصرف میکند .در جلسه اول بسیار پراکنده گویی داشت و نیاز به سخن گفتن در او موج میزد. در جلسه اول ۳ موضوع را به صورت پراکنده بیان کرد کا با سازمان دهی جلسه از او خواستم در مورد هریک جدا صحبت کند. این ۳ مورد شامل :

۱. مشکل با کودک ۶ ساله اش (کودک وی نشانه هایی از مشکل هوشی دارد که از در تلاشم از او تست هوش بگیرم ولی به نظر میرسد هوش محیطی اش پاین است).

۲. ناسازگاری با همسر( همسر وی ۱۰ سلعت در روز کار میکند و توجهی به همسر و کودک ندارد)

حتما بخوانید:  کودک پرخاشگر(قدیری)

۳. نشانه های افسردگی( شامل نامنظمی در خواب ، برنامه روزانه و اشتهای کم )

در پایان جلسه اول با جمع بندی و خلاصه کردن مباحث طی ۳ مورد ذکر شده در بالا از وی خواستم برنامه روزانه خود را طی ۱ هفته آینده در یک جدول بنویسد تا بتوانم نشانه های افسردگی را بررسی کنم . به نظر من اول باید بر افسردگی اش کار کنم زیرا از آرزو های برآورده نشده ی خود بسیار سخن میگفت.

راهنمایی کنید آیا شروع خوبی است ؟

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


10
نظر شما چیست؟

avatar
700
10 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
10 Comment authors
fmohammadiyazdabadisanamsana521364 Recent comment authors
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
mohammad
مهمان
mohammad

با سلام (حمیرا صباغی )
سعی نمایید چند جلسه بیشتر مشکلات ایشان را برسی نمایید و از تشخیص زود هنگام بپرهیزید با برقراری ارتباط و ایجاد اعتماد کافی جنبه های مطرح نشده و اصلی را کشف نمایید .

شفيعي
مهمان
شفيعي

با سلام
این مراجع شایى مورى اصلی را نگفته باشد و برای بیان آنچه دلیل واقعی حضورش بوده است به جلسات بیشتر و رابطه بهتر نیاز باشد اما با این حال همین تکرارها و منفی اندیشی به افسردگی دامن می زند و باید با استفاده از روش های رفتار درمانی تا اندازه ای این مشکل را حل نمایید و با حل آن در مراحل بعد کار کردن بر روی مشکلات دیگر راحت تر می شود
با آرزوی موفقیت

123456
مهمان
123456

مشکلات او را بیشتر بررسی کنید و تمام جوانب را در نظر بگیرید. فعلا گوش دهنده باشید. اعتماد ایجاد کنید و انعکاس دهید. تا او بیشتر سخن بگوید. ظاهرا این خانم با عجله ای که دارند آمده اند سریعا راه حل بگیرند و بروند اما شما فورا دنبال راه حل نباشید.
لازم است حین جلسات آتی از شوهرش هم بخواهید به جلسات بیایند زیرا از این طریق بهتر میتوانید روی سه مسئله کار کنید.از روش شناختی-رفتاری استفاده کنید.
(محدثه بخشی)

سهیلی
مهمان
سهیلی

با سلام
بنظرم برای برقراری اعتماد و خود افشایی بیشتر این مراجع به جلسات دیگری نیاز است تا به تشخیص درستی برسیم. (نیازهای مراجع و کیفیت ارتباط دو مقوله مهم قابل بررسی است) بنظرم مشاور با دو مساله روبروست اول رابطه زناشویی ( رضایت زناشویی) بررسی شود و سپس کسب اطلاعاتی در مورد فرزند و تشخیص و ارایه راهکار برای ای مساله . سهیلی

ناصر فروهر
مهمان
ناصر فروهر

سلام
اشتباه رایج ما مشاورها اینه که به محض اینکه یه رفتار کوچیک رو مشاهده می کنیم نتیجه گیری و سپس راه حل یا فن درمانی تجویز می کنیم. اول سعی کنید خوب به حرفاش گوش کنید در واقع قبل از هر چیزی شما باید یک شنونده خوب باشید-نیاز خیلی از افراد توجه و محبته-واگر اینها رو تجربه کنند خودشون راهشون رو پیدا می کنند.
پیشنهاد دیگم اینه که موضوعات رو سعی کن یکی یکی حل کنی همون طور که خودت سعی کردی یه سازماندهی تو کارت باشه و با توجه به اون پیش بری.
موفق باشی

1364
مهمان
1364

با سلام.
مشکل مراجع شما نیاز به بررسی بیشتری دارد. شاید پراکنده گویی او نشانی از نیاز او به صحبت کردن باشد.از طریق پذیرش و همدلی با او احتمالا راحت تر بتوانید ،مسئله اصلی را شناسایی کنید و بعد با توجه به مشکل او راه درمان را انتخاب کنید.
موفق باشید(زهرا ابراهیمی)

sana52
مهمان
sana52

با سلام
در مورد هوش محیطی کودک اگر منظورتان هوش عاطفی باشد این با آموزش قابل ارتقا است .در مورد مشکلی که باعث مصرف دارو شده چیزی ننوشته اید ،آیا افسردگی را از روی نشانگان وی در مصاحبه تشخیص داده اید؟
به نظر می رسد ورود همسر به جلسات درمان اطلاعات دقیق تری به شما بدهد ،زوج درمانی می تواند کمک کننده باشد .
طبقه بندی مشکلات خیلی خوب است و اگر همسر وارد سیستم درمان بشود موقعیت بحرانی کنونی تعدیل می شود و بعد شما با تسلط بیشتری روی افسردگی وی کار می کنید.

sanam
مهمان
sanam

سلام دوست عزیز
آنچه مشخص است مشکلات کنونی خانم همانند چرخه ای برای وی عمل می کنند؛ بطوری که بی توجهی همسر و مسائل کودک ۶ ساله، به افسردگی او دامن زده و از طرف دیگر افسردگی، وابستگی ایشان را به خانواده بیشتر می نماید. بنابراین این زنجیره باید در جایی قطع شود. ابتدا از هوش بهر بودن کودک مطمئن شوید و ببینید آیا در رسش مشکل دارد یا خیر؟ اگر چنین مشکلی وجود دارد، به مادر اطلاعاتی بدهید از جمله: بپذیرد که کودکش این مسئله را دارد لذا در مسائل درسی و …. فشار پشت او نگذارد، نیز وابستگی کودک را با تشویق کم کند این کار هم اضطراب مادر و هم کودک را کاهش می دهد. همچنین در همین زمان، توصیه هایی برای کاهش افسردگی ایشان داشته باشید: مثلا: پیاده روی تند روزی ۲۰ -۳۰ دقیقه، کاهش خوردن ترشیجات و سردی و … . بنابراین هر دو مسئله را باهم باید بررسی نمایید. موارد ناسازگاری با شوهرشان را به طور مصداقی بپرسید تا به دلیل اصلی آن پی ببرید. شاید به خاطر امر و نهی های زیاد خانم، توقعات بیجا و یا حتی مشکلات ارتباطی ایشان باشد. موفق باشید. مکتوبیان

yazdabadi
مهمان
yazdabadi

سلام
به نظر من هم اجازه دهید چند جلسه دیگر نیز با کنترل شما بر روی بحث، در مورد مشکلاتش صحبت کند.
البته با توجه به بی توجهی همسر احتمال افسردگی زیاد است.
در حین شنیدن صحبت های او می توانید درمان افسردگی را نیز آغاز کنید.

fmohammadi
مهمان
fmohammadi

با سلام(محمدی)
به نظر می رسد مهمترین مساله در مورد کیس مورد نظر عدم توجه کافی وبرآورده نشدن نیازهای او از طرف شوهرش می باشد ،و افسردگی به عنوان معلول وعلامت است که علت اصلی را بایستی از طریق همدلی وهمصحبتی وپذیرش به دست بیاورید ونکته مهم اینکه کیفیت رابطه او با همسرش مورد توجه قرار بگیرد چون به گفته خودش کمیت رابطه رضایت بخش نیست ودر صورت استقبال همسر از طریق زوج درمانی اقدام به حل مشکل نمایید واینکه او بایستی در زندگی به کاهای ناتمام وآرزوهای در حد بر آورده شدنش بپردازد وخودش را نادیده وهدر رفته در نظر نگیرد ،چون مادر سالم می تواند فرد سالم را تربیت کند .از طریق شناختی،رفتاری روی افکار وخود گوییهایش کار کنیدوهمچنین در مورد فرزند ایشان بایستی در مرحله بعد بررسی کامل شود و تشخیص درستی داده شود ،چون برچسب زدن در این سن به کودک به صورت نادرست وغیر کارشناسی می تواند تبعات بدی به همراه داشته باشد.