فرایند گشتالت درمانی

فرایند گشتالت درمانی

فرایند گشتالت درمانی

فرایند گشتالت درمانی

از توجه به اینکه نوروز(روانرنجوری)، نشانهای از توقف رشد است، چاره آن درمان روانی نیست؛ بلکه چاره در شیوه ای از بازگرداندن رشد است. تمام تمرینها و اعمالی که در این شیوه درمانی انجام میشود، به منظور تأمین رشد فرد است. در این شیوه از درمان، کشف “خود”، هدف است و این از طریق درونن گری و بازآزمایی خویش حاصل نمیشود؛ بلکه از طریق عمل به دست می آید.

 

تمرین ها

گشتالت درمانی، شامل تمرین هایی در زمینه گسترش و توسعه آگاهی فرد از عملکرد “خود” به مثابه یک ارگانیزم و یا یک فرد است. تماس با محیط از طریق آگاه شدن از احساسات موجود، احساس نیروهای متضاد، توجه و تمرکز کردن حواس بر یک موضوع، تشخیص وجه تمایز امور و وحدتبخشی به آنها، گسترش آگاهی از “خود” از طریق به خاطر آوردن، بالا بردن احساس بدنی، به تجربه درآوردن تداوم عواطف، گوش دادن به توصیف های کلامی و وحدت بخشیدن به آگاهی، هدایت آگاهی به سمت تماس و تغییر اضطراب به هیجان و انگیزش، تغییر فرایندهای رفتاری نامطلوب از طریق بررسی رفتارهای اشتباه، به حرکت درآوردن عضلات و انجام اعمال بهتر؛ همگی فعالیت هایی هستند که موجب رشد و توسعه آگاهی میشوند

فرایند گشتالت درمانی

فرایند گشتالت درمانی با دو نقطه یا دو وضعیت شروع میشود. نقطه اول، که فرایند درمان از آن آغاز میشود، علامت و نشانه مرضی است. نقطه دوم، شخص خاصی است که برای درگیر شدن با نشانه مرضی مورد نظر انتخاب شده است و درمانگر نامیده میشود. کل فرایند گشتالتدرمانی مرکب از سه فرایند جزئیتر است. یکی، خود فرایند درمان است که همان رابطه مراجع و درمانگر است. دیگری، فرایند درون مراجع است که به وسیله ی علامت و نشانه های مرضی نشان داده میشود و سومی، فرایند درون درمانگر است که به فرایند مرضی مراجع پاسخ میدهد. فرایند درمان یا رابطه مراجع و درمانگر از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است، زیرا کیفیت آن موید چیزهایی است که برای هر یک ممکن است اتفاق بیفتد.

 

حتما بخوانید:  مراحل درمان واقعیت درمانی (3)

فرایند گشتالت درمانی

ماهیت گشتالت درمانی

ماهیت گشتالت درمانی ، تجربهای است بین من و تو در اینجا و حالا. به مراجع کمک میشود که چه و چگونگی اجتناب خود را کشف کند. این کار از طریق تمرکز بر آگاهی، آزمایش کردن مستقیم، گسترش رفتار و احساس ناکامی و حماقت ماهرانه که موجب میشود آگاهی فرد از اجتناب، فرافکنی و دیگر فرایندها بیشتر شود. در ضمن، مراجع بهطور کامل و ارضاکننده در زندگی خود دخالت می کند و ظرفیت او برای آگاهی بهتدریج زیاد شده و منجر به مسئولیتی میگردد که انتخاب را برای او آسان میسازد.

تمرکز اصلی فرایند مشاوره گشتالتی

تمرکز اصلی فرایند مشاوره گشتالتی بر تسهیل آگاهی فرد از خود و همه احساسات، رفتارها، تجربه- ها و وضعیتهای ناتمامی است که خود فرد را تشکیل میدهند. اینگونه کسب آگاهی مددجو از خود، با کمک درمانگر و استفاده خلاق او از آزمایشها، تسهیل میشود. تمرکز اصلی این آزمایشها بر لحظه کنونی درمان است و آزمایشها نیز به شیوهای انجام میگیرد که مددجو بتواند با تجربه کردن واقعی جنبههای مختلف خود، آگاهی بیشتری پیدا کند. چون فرد به عنوان یک هویت کلنگر در نظر گرفته میشود، بنابراین، آزمایشها کمک میکنند تا مددجو بتواند جنبههای مختلف خود را که قبلا انکار میکرده است، بپذیرد و مسئولیت این جنبهها را به عهده بگیرد. در این صورت، جنبههای مربوط به خود، بیش از گذشته یکپارچه میشوند و به صورت یک کل در می آیند و باعث میگردند تا مددجو و نیز کارکرد او، کاملتر شود.

تاکید بر حالا و چگونگی

پرلز، اظهار داشت که برای درک فرایند درمان گشتالتی، مشاور باید بر “حالا” و “چگونگی” رفتار مراجع متمرکز شود. برای ما تنها زمان حال قابل دسترسی است؛ ما میتوانیم گذشته را به خاطر آورده و آینده را پیشبینی کنیم اما نمیتوانیم مستقیما کاری در یکی از آن دو مورد انجام دهیم. ما تنها میتوانیم در زمان حال زندگی و عمل کنیم.

بنابراین آگاهی ما میبایست در زمان حال باشد؛ فرد در زمان حال میبایست بر آن رفتارهایی تمرکز یابد که کوشش او را برای اجتناب از کار یا موضوع ناتمام دردناک آشکار میسازد. آگاهی از این نوع رفتارها نشاندهنده شیوه کار هیجانی مراجع است. بنابراین، فرایند گشتالتدرمانی بر “حالا” و “چگونگی” تمرکز دارد تا بدان وسیله آگاهی مراجع را افزایش دهد و در نتیجه خود را رها ساخته تا سازگاری خلاق با محیط داشته باشد.

نظر شما چیست؟

اولین نفر باشید

avatar
700