شاد زیستن (تحلیل نظرسنجی 11)

شاد زیستن (تحلیل نظرسنجی 11)

شاد زیستن (تحلیل نظرسنجی 11)

جامعه شاد یا غمگین؟

چندی پیش یک نظرسنجی در مورد شادی و شاد زیستن در سایت (و نیز کانال) مطرح شد. با سپاس از عزیزانی که در این نظرسنجی مشارکت کردند. در این متن به تحلیل نظرسنجی شاد زیستن می پردازیم. دغدغه اصلی برای پرسیدن این سوال یک حس عمومی بود که از فضای موجود در جامعه دریافت می کردم و آن فقدان و یا کمبود روحیه های شاد و امیدوار است. اما تعریف شادی و شاد زندگی کردن چیست؟

چیستی شادی و شاد زیستن

20 مارس که امسال برابر با 29 اسفند ماه است، از طرف سازمان ملل، روز جهانی شادی نام گذاری شده است. تعریف جهانی که از شادی ارائه می شود وابسته به شش عامل اصلی است که هر کدام مربوط به یک جنبه متفاوتی از زندگی افراد است:

1- سرانۀ تولید ناخالص داخلی

2- سال‌های سالم امید به زندگی

3- حمایت اجتماعی (شخص چقدر در زمان های سختی می تواند بر عوامل محیطی و اجتماعی خود تکیه کند؟)

4- اعتماد (که در واقع همان نبودن فساد در دستگاه های دولتی و اصناف است)

5- آزادی محسوس در گرفتن تصمیماتی برای زندگی

6- و آخرین این شش عامل سخاوت مند بودن (بر اساس بخشش های اخیری که فرد داشته است)

در تحقیق سال 2017 مشخص شود میزان شاد بودن مردم ایران از بین 150 کشور رتبه 108 را داشت.

شاد زیستن (تحلیل نظرسنجی 11)

دلایل شادی یا نبود آن

اما در مورد شادی می توان خیلی گسترده صحبت کرد. شادی و دلایل آن از منظر روان شناس ها یک جور تعریف می شود، از منظر جامعه شناس ها یک جور دیگر، از منظر سیاستمداران به شیوه ای دیگر. حتی میان روان شناس ها هم دلایل مختلفی برای شاد بودن یا نبودن ذکر می شود. تعریف جهانی شادی خلاصه و ترکیبی از این علوم مختلف است. اما ما اینجا می خواهیم بیشتر از منظر روان درمانی وجودی به این مسئله نگاه کنیم.

عوامل درونی و بیرونی شادی

پرسش نظرسنجی به یک بیان متفاوت این بود که آیا شما بیشتر با عوامل بیرونی شاد می شوید یا از طریق عوامل درونی؟ که اکثر شرکت کنندگان محترم پاسخ دادند: با عوامل درونی. در نمودار زیر آمار پاسخ دهندگان آمده است. در مجموع 80 نفر در این نظرسنجی شرکت کردند.

شاد زیستن (تحلیل نظرسنجی 11)

البته پاسخ اکثریت جای تأمل دارد. به طور معمول شادی افراد اغلب وابسته به عوامل بیرونی است. خیلی سخت است که فردی خودش را به این مرحله از پختگی و استقلال شخصی برساند که بیشتر بر اثر عوامل درونی شاد شود. اگر فردی بیشتر تحت تأثیر عوامل درونی شاد باشد و از زندگی خودش لذت ببرد تا متأثر از عوامل بیرونی، بسیار ارزشمند است و البته رسیدن به آن مرحله تلاش زیادی می خواهد.

یکی از اعضای محترم کانال پاسخی تشریحی و جالب برای نظرسنجی ارسال کردند که در زیر آمده است:

«به نظر من ابتدا به عوامل بیرونی بستگی داره. تمام حس های خوب و خوشی که از درون احساس می کنیم همگی از بیرون به ما می رسد. اگه ماها واسه خودمون یه فرصت بسیار خوب هر چند مصنوعی که این فرصت می تونه هر چیزی باشه مثلاً یه غذای خوشمزه یا یه محیط با صفا یا یه جمله شگفت انگیز یا… را به وجود بیاوریم و به نحو احسن ازش استفاده کنیم باعث ایجاد یه حس خوش در درون میشه و اون وقت می تونیم این حس رو به دیگران که خود برای آنها عامل بیرونی حساب می شیم، انتقال دهیم.»

شادی متأثر از عوامل ارتباطی

شاید نتوان شادی را به راحتی به عوامل درونی و بیرونی تقسیم کرد. چه بسا ترکیبی از این دو مد نظر است. قطعاً انسان مدام در حال برقراری ارتباط با دنیای خارجی خود است. بر آن تأثیر می گذارد و از آن تأثیر می پذیرد. با انسان های دیگر روابط بسیاری دارد که در هر کدام فعل و انفعالاتی از خود نشان می دهد.

اما اکنون می خواهیم از منظر وجودی، به طور مختصر با دیدگاه کرکیگارد، هایدگر، ون دورزن و تحلیل گران دازاینی آشنا شویم.

شاد زیستن (تحلیل نظرسنجی 11)

شادی در دیدگاه وجودی

ون دورزن، فیلسوف و روان درمانگر انگلیسی معتقد است که زندگی یک نبرد همیشگی و بدون پایان است. در این نبرد لحظات خوشی و شادی بیشتر حالات استثنائی هستند تا این که بخواهند قانون زندگی باشند. از نظر ون دورزن زندگی سخت، خشن و ناعادلانه است: مملو از بحران، ناامیدی، بی عدالتی و شکست. انسان ها دائماً با معماهایی دست و پنجه نرم می کنند که غیرقابل حل هستند یا به سختی قابل حل هستند و تنش ها و تناقض های زیادی را در زندگی تجربه می کنند؛ مثلاً تنش بین تنها بودن و با دیگران بودن. ون دورزن اعتقاد داشت بهشتی روی زمین وجود ندارد. حتی به فرض که جهان بیرون انسان ایده آل و مطلوبش باشد، باز انسان چیزهای بیشتری می خواهد و دائم برای بیش تر و بیشتر تلاش می کند.

همانند عقیده ای که هایدگر و کرکیگارد در مورد اضطراب دارند، ون دورزن نیز می گوید انسان ها در رویارویی با چالش ها و تنشها و کمبودهای زندگی خود، به ناچار اضطراب را تجربه می کنند. سپس برای رفع این اضطراب انسان ها خیال پردازی می کنند: خود را در زندگی ای تصور می کنند که آنجا(؟!) در جریان است، جایی که می توانند بی دغدغه پیشرفت کنند، بچه دار شوند، علت پایه ای مشکلات روان و مشکلات زندگی شان را بیابند. پس آنها برای رویارویی با مشکلات زندگی شان در دنیای واقعی، بی انگیزه می شوند و از خود حقیقی شان فرار می کنند.

شادی خودفریبانه

این نوعی خودفریبی یا از خود بیگانگی است که البته به طور موقت به فرد احساس آرامش و امنیت می دهد. اما هنگامی که اوضاع زندگی فرد بر وفق مرادش پیش نرود، این خودفریبی از هم می گسلد و دیگر پاسخی به دست نمی دهد. مثلاً زمانی که فرد با مرگ عزیزش مواجه می شود یا شغلش را از دست می دهد. پس انسان به ناچار با تلخی های زندگی روبه رو می شود؛ بی دفاع و بی محافظ. از طرفی چون انسان اعتقاد دارد که زندگی می تواند کامل و بی نقص باشد، هر بحران قادر است انسان را به نوامیدی بکشاند. وقتی یک بحران برای انسان رخ می دهد فرد می تواند محکم و پایدار با آن مواجه شود و یا اینکه عقب نشینی کرده و از حقیقت پا پس بکشد. در این حالت دوم است که سرنوشت انسان به نوامیدی منجر می شود.

بنابراین تلاش ون دورزن به عنوان یک درمانگر بر این استوار است که افراد (یعنی مراجعان) را با مشکلات و زندگی واقعی شان مواجه کند. بلکه آن ها به جای اینکه از مشکلات شان فرار کنند و فقط از مسکن های روانی یا فیزیکی استفاده کنند تا دردشان آرام گیرد، برای آن مشکل به فکر چاره ای ریشه ای تر باشند و برای آن عمل کنند.

شاد زیستن (تحلیل نظرسنجی 11)

جلسات درمان وجودی و احساس شادی و لذت

با توجه به شیوه ای که ون دورزن و دیگر درمان گران وجودی در جلسات درمان به کار می گیرند، درمان وجودی، درمانی است که می تواند به طور موقت و به عنوان یک گذرگاه، سطح اضطراب مراجع را بالا برده یا به عبارتی سطح امید، لذت و شادی که مراجع حس می کند را موقتاً پایین بیاورد. چرا که به باور کرکیگارد باید از چیزی که شایسته است نوامید شد، نوامید شد تا امید واقعی را پیدا کرد. یا از چیزی که ارزش لذت بردن و شادی کردن ندارد باید منصرف شد تا شادی اصیل را پیدا کرد.

پس این انتظار مراجع که قرار است در جلسات درمان وجودی «آرام» شود یا «شاد»تر از پیش به زندگی اش ادامه دهد، برای مدتی موقت ممکن است به تعویق افتد یا حتی امکان دارد به دست نیاید. این بستگی به خواست مراجع دارد.

 شادی در نتیجه مرگ اندیشی

شاید از نظر ما کسی که شاد هست، از درون احساس خوشحالی را تجربه می کند. اما در نظر هایدگر و دیگر درمانگران و فیلسوفان وجودی، کسی می تواند امید و شادی اصیل را تجربه کند که پیوسته به یاد مرگ باشد. پایانی حتمی که هرکس ملاقات خواهد کرد.

مرگ اندیشی به معنی این است که ما می توانیم از زندگی بهره ببریم، می توانیم لحظاتی را که به سادگی از کنارش رد می شویم، عمیقاً تجربه کنیم؛ چون خواهیم مُرد. مرگ اندیشی می تواند صمیمیت در روابط را برای ما به ارمغان بیاورد. چیزی که لازمه شاد بودن است. همانطور که در تحقیق 75 ساله پژوهشگران هاروارد نشان می دهد (اشاره به سخنرانی یکی از پژوهشگران این تحقیق در TED)، کسی شاد زندگی می کند که صمیمیت را در روابطش تجربه کند، و کسی می تواند صمیمی شود که مرگ اندیشی و مضطرب نبودن از مرگ، جزئی از زندگی ش شده باشد. برخلاف تصور رایج که فکر می کنیم کسی که به مرگ فکر می کند، افسرده و گوشه گیر خواهد شد.

شاد زیستن (تحلیل نظرسنجی 11)

شادی اصیل

از طرفی کرکیگارد معتقد است فردی که خودش را در اختیار سرنوشت می گذارد و خود را با عوامل خارجی تعریف می کند، مثل شغلش، جایگاهش، ظواهرش یا دارایی هاش، حتماً به نوامیدی خواهد رسید. او اعتقاد دارد که نوامیدی بخشی از زندگی انسان است و تنها کسی که این مطلب را بپذیرد، می تواند امیدوار باشد و با «انتخاب خویشتنِ خویش» و جهش به مرتبه ایمان از این نوامیدی رها شود و به امید و شادی اصیل برسد.

شادی و افسردگی از نظر دازاین تحلیل گران

اما دیدگاه تحلیل گران دازاینی چگونه است؟ روان تحلیل گران مشکلات روانی را در قالب روابط متعارض فرد در درون روان خودش تعبیر و تفسیر می کنند؛ مثلاً تعارض بین حالت من والد با من کودک. در حالی که در تحلیل دازاینی مشکلات روانی در قالب گشودگی فرد به دنیایش توصیف می شود. در این رویکرد کسی دچار بیماری روانی می شود که توانایی های بالقوه اش را محدود کرده و از بالفعل شدن آنان جلوگیری می کند. مثلاً کسی که جلوی خود را دائماً می گیرد که به دیگران اعتماد کند مانند کسی است که گشودگی نسبت به دیگران ندارد و فقط نسبت به خشونت دیگران و بدنیتی آنان گشودگی دارد. بر این اساس فرد افسرده خوی مانند چراغی است که قادر است صرفاً محدوده کوچکی را روشن کند.

از طرفی روان درمانگران تحلیل دازاینی کسی را از نظر روانی سالم می دانند که گشودگی هرچه بیشتری از خود نشان دهد؛ به ویژه گشودگی در دوست داشتن دیگران و اعتماد داشتن به آنان. افرادی که سلامت روان دارند شبیه به چراغی می مانند که می توانند تمامی محدوده دنیایشان را روشن سازند. حالا شما فرض کنید یک چراغ هستید که می توانید وجوه مختلفی از زندگی تان را روشن کنید.

دوست دارید کدام وجه زندگی تان را روشن کنید؟

کدام وجه زندگی تان را می خواهید در تاریکی بماند؟

برای مثال همسرانی را در نظر بگیرید که گاهی در زندگی شان دچار تنش و چالش می شوند و گاهی نیز زندگی آرامی دارند. شاید هر یک از همسران بخواهند وجه پرتنش و پر هرج و مرج زندگی شان را روشن کنند و وجه منظم و آرام آن را در تاریکی نگه دارند.

شاد زیستن (تحلیل نظرسنجی 11)

شادی در پی گشودگی

معنی گشودگی در اینجا مشخص می شود که ما می خواهیم کدام جنبه زندگی را روشن کنیم؟ پس ما نسبت به همان جنبه زندگی گشودگی داریم. اگر جنبه ای را در تاریکی نگه می داریم یعنی نسبت به آن جنبه (مثلاً محبت کردن به دیگران) گشودگی نداریم.

دازاین تحلیل گران افسردگی یک فرد را این طور تعبیر می کنند که او، نسبت به زیبایی ها و لذت بردن از زندگی خود را بیش از حد محدود کرده است و نسبت به زیبایی ها گشودگی ندارد. این برخلاف دیدگاه روانکاوان است که افسردگی و شاد نبودن را محصول نیروهای ناهشیار و درونی افراد می دانند. از نظر تحلیل گران دازاین افسردگی کاملاً ملموس و قابل تجربه کردن تعریف می شود: گشودگی در برابر محدودیت های عالم خود. تمرکز بیشتر فرد بر وجوه ترسناک و تاریک عالمش.

صمیمیت لازمه شادی و شاد زیستن

دیدیم که وجه مشترک اغلب این دیدگاه ها برای داشتن زندگی امیدوارانه، تأکید بر داشتن روابطی صمیمی و روابطی دارای گشودگی نسبت به یکدیگر است؛ البته با پس زمینه ای که فرد در آن هر چه بیشتر مرگ اندیش باشد. هرچند بعضی فلاسفه مانند نیچه یا کرکیگارد از صمیمی شدن با دیگران فاصله می گیرند تا سالم بمانند یا زندگی متعالی را تجربه کنند، اما در نوشته های خود آرزوی داشتن رابطه ای صمیمی و دوست داشتنی و با کیفیت با فردی شایسته را دارند. این فرد برای کرکیگارد می تواند خدای خودش باشد. چنانچه در عقیده اش بر صمیمیت و رابطه ای نزدیک با خداوندش تأکید دارد.

شاد بودن، نه به معنای رایج آن، بلکه به معنای عمیق و درونی تر آن که از میان ناشادی ها و تلخی های بسیار عبور می کند، اهمیت ویژه ای دارد؛ چرا که تنها انسان های شاد قدرت تغییر را دارند و می توانند «خودی» دیگر شوند و دنیا را جای بهتری برای زندگی کنند. این مهم است که چگونه می توانیم به شاد بودن خود و شاد بودن جامعه مان کمک کنیم.

به امید جامعه ای شاد از نوع اصیل آن.

شاد زیستن (تحلیل نظرسنجی 11)

منابع

کوپر، میک (2003). درمان های وجودی: «همراه با مقدمه برای ترجمه فارسی». ترجمه سید محمد کلانترکوشه (1393). تهران: آوای نور.

استراترن، پل (1997). آشنایی با کیرکگور. ترجمه علی جوادزاده (1389). تهران: نشر مرکز.

کانال تلگرامی موسسه پژوهشی کودکان دنیا @koodakandonya

Print Friendly, PDF & Email
حتما بخوانید:  خیانت: تحلیل نظرسنجی 5

نظر شما چیست؟

avatar
700