سه وجه دنیا از منظر وجودی

سه وجه دنیا از منظر وجودی (1)

سه وجه دنیا از منظر وجودی (۱)

همانطور که میدانیم تحلیلگران وجودی دنیا را در سه کیفیت یعنی سه وجه دنیا همزمان مشاهده کرده اند که وجود هریک از مارا به عنوان باشندهای در دنیا مشخص میکند.

سه وجه دنیا از منظر وجودی

نخست دنیای زیستی به معنای دنیای اطراف ما که معمولا آن را محیط زندگی می نامیم. دوم، دنیای ارتباطی که «دنیای همراه با دیگران» یعنی دنیای همنوعان فرد است و سوم، دنیای انسان با خود به عبارت دیگر دنیای رابطه ی انسان با خود است.

دنیای محیط زیستی که در اصطلاح عمومی دنیای اشیای پیرامون ما یعنی دنیای طبیعی است. همه ی جانداران یک دنیای محیطی دارند. در حیوانات و انسان محیط زیستی شامل نیازهای زیستی، سائقها و غرایز یعنی دنیایی است که اگر فرد از هشیاری به خود برخوردار نبود در آن زندگی می کرد. این دنیا، دنیای قانون طبیعت و چرخه های طبیعی، خواب و بیداری، تولد و مرگ، امیال و آسایش خاطر، دنیای پایان پذیری و جبر باوری زیستی، دنیایی است که با تولد به درون آن پرتاب شده ایم» و همه باید خود را با آن وفق دهیم.

سه وجه دنیا از منظر وجودی

تحلیلگران وجودی به هیچ وجه واقعیت دنیا را نادیده نمی گیرند. به طوری که کی یر کگارد معتقد است: «قانون همیشه معتبر خواهد بود. وجود گرایان با آرمانگرایانی که دنیای ما به یک پدیده ی همایند تنزل میدهند؛ یا با شهود گرایانی که آن را ذهنی میدانند یا کسانی که اهمیت دنیای زیستی جبر باوری را دست کم می گیرند کاری ندارند. در حقیقت پافشاری آنها بر جدی گرفتن دنیای عینی طبیعت یکی از ویژگیهای متمایز آنها است. بیشتر اوقات برداشت من از مطالعه ی آثار وجودگرایان اینست که آنها می توانند دنیای زیستی یا مادی را دقیقا به دلیل اینکه خود را تنها به دنیای زیستی محدود نمی کنند بلکه آن را در بافت هشیاری انسان به خود مشاهده می کنند، بسیار واقعی تر از کسانی درک کنند که آن را به «سائقها» و «عناصر» بخش می کنند.

 

حتما بخوانید:  وجود مضطرب از دیدگاه وجودی

دنیای ارتباطی

دنیای ارتباطی، دنیای روابط دو سویه ی انسانهاست. اما نباید آن را با «تأثیر گروه بر فرد» یا «خرد جمعی» با اشکال متفاوت «جبر باوری اجتماعی» اشتباه کرد.کیفیت متمایز دنیای ارتباطی را زمانی می توان درک کرد که به اختلاف بین گله ی حیوانات و اجتماع انسان توجه کنیم. هوارد لیدل اخاطر نش از ثابت نگه داشت
اخاطر نشان کرده است که برای گوسفند او «غریزه ی گله عبارت بر داشتن محیط است». سگ های گله یا کودکان جز در و شیردهی گله چنان محیطی را برای گوسفندان به طور مداوم حفظ میکنند.

و انسانی تعامل بسیار گسترده و پیچیده تر مشاهده میشود و معنای دیگر افراد گروه تا حدودی با رابطهی خود فرد با آنها تعیین میشود. به اور دقیق تر باید گفت حیوانات یک محیط دارند و انسانها یک دنیا. دنیا دارای ساختار معنایی است که با رابطه ی دو سویه ی افراد طرح ریزی میشود. بنابراین معنای گروه برای انسان تا حدی بستگی به چگونگی قرار گرفتن انسان در آن گروه دارد. عشق هم هرگز در سطح زیستی محض قابل درک نیست، بلکه بستگی به عواملی مانند تصمیم شخصی و مسئولیت پذیری نسبت به افراد دیگری دارد.
مقوله های سازگاری» و سازش پذیری محیط زیستی به طور کامل دقیق و درست است.

انسان خود را با هوای سرد و نیازهای دورهای بدنش برای خوابیدن وفق میدهد، نکته ی مهم اینست که آب و هوا نه با سازگاری انسان تغییر میکند و نه به هیچ وجه از آن تأثیر می پذیرد. سازگاری بین دو شیعی یا انسان و یک شیء روی میدهد اما در دنیای ارتباطی مقوله های سازگاری و انطباق دقیق نیست. اصطلاح رابطه مقوله ی درستی به ما ارائه میدهد. اگر به فردی اصرار کنم که خودش را با من سازگار را شخص یا از این به حساب نیاورده ام، بلکه می خواهم از او به ان ابزاری استفاده کنم، حتی اگر با خودم هم سازگار شوم از خود  به عنوان یک شیء استفاده کرده ام. به همین دلیل نمی توان به طور دقیق از عنوان «اشیای جنسی» سخن گفت. وقتی انسان یک شیء جنسی در درباره ی یک شخص صحبت نمی کنیم.

 

حتما بخوانید:  سیستم در خانواده درمانی

منبع: کتاب کشف وجود ، نویسنده رولو می ، ترجمه مهین میلانی

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


نظر شما چیست؟

avatar
700