دو دوست

دو دوست از بیابانی عبور می کردند. درنقطه ای از راه بینشان مشاجره ای در گرفت و یکی از آن دو به صورت دیگری سیلی زد. دوستی که سیلی خورده بود آزرده شد و بدون آن که چیزی بگوید روی شن ها نوشت: “امروز بهترین دوست من به صورتم سیلی زد”.
دو دوست به راه خود ادامه دادند و به مردابی رسیدند و تصمیم گرفتند آب تنی کنند. دوستی که سیلی خورده بود کنار مرداب در گل و لای فرو رفت و درحال فرو رفتن بود که دوست دیگر او را نجات داد. بعد از آن دوست نجات یافته روی سنگ نوشت: “امروز بهترین دوست من زندگی مرا نجات داد”.
دوستی که سیلی زده و سپس جان دوستش را نجات داده بود از او پرسید: “وقتی من تو را آزردم تو آن را روی شن نوشتی و حالا روی سنگ می نویسی”. چرا؟
دوست دیگر گفت: “وقتی کسی ما را می آزارد باید آن را روی شن بنویسیم جایی که باد فراموشی بتواند آن را پاک کند. اما وقتی کسی به ما خوبی کرد باید آن را روی سنگ حک کنیم تا هرگز هیچ بادی نتواند آن را پاک کند”…
ملکی

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


حتما بخوانید:  مردم!

2
نظر شما چیست؟

avatar
700
2 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
2 Comment authors
mohammadm.sd Recent comment authors
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
m.sd
مهمان
m.sd

در یکی از کارگاه ها درباره ی بخشش صحبت می کردم از فواید بخشش اثرات مثبت بخشش و اینکه چقدر بخشش تو زندگی می تواند باعث رشد و ترقی انسان ها شود در بین گفته هام یکی از شرکت کنندها گفت که آخه چقدر ببخشیم؟؟ هر چقدر دیگران رو که ما رو اذیت می کنند می بخشیم باز اونها بیشتر بدی می کنند. هر چقدر کوتاه میایم اونها بیشتر روی کولمون سوار می شوند.
تو این موقعیت به ذهنم رسید و گفتم آیا انتظار داریم با هر کاری که می کنیم پاداشی دریافت کنیم و این پاداش حتما باید عینی ملموس و مادی باشه؟؟؟ آیا بیشتر مواقع بخشیدم چون دوست داشتم ببخشم یا از سر اجبار بوده و چون کاری نمی تونستم بکنم کنار اومد؟
قبل از اینکه بگم کسی رو بخشیدم از خودم اول بپرسم دارم تسلیم میشم یا واقعا دارم می بخشم؟

mohammad
مهمان
mohammad

با سلام (حمیرا صباغی )
اگر همواره بنا به توقعات دیگران زندگی کنیم و در همه ی موارد پیرو اصول و قواعدی باشیم که انها به ما تلقین می کنند از شادمانی و اسودگی محروم خواهیم بود .