دشنام به دنیا

روزی که از نامردی ها و سختی های زندگی خسته بودم. کنج خلوتی یافتم. سر به زانو گذاشته و آه سردی از ته دلم کشیدم و گفتم: لعنت بر تو دنیا لعنت بر نامردی هایت کاش به اندازه ی سر سوزن حواست بود که زیر دستانت بیچارگان را له نکنی. انقدر جفا نکنی…
یک ریز حرف می زدم و بر آن بی وفای بی یار لعنت می گفتم که صدایی مرا تکان داد: آآآآآآآآآآآآه تو را آزرده اند؟ برتو جفا کرده اند؟ من چه بگویم و از که نالم از مردمی که در من جفا می کنند نامردی می کنند و در پایان بر من لعنت می فرستند؟؟!!

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


حتما بخوانید:  اشتباهات رایج در عشق ورزیدن

نظر شما چیست؟

avatar
700