تحلیل فیلم مرد غیر منطقی (Irrational Man) از دیدگاه وجودی.

تحلیل فیلم مرد غیر منطقی (Irrational Man) از دیدگاه وجودی.

نهیلیسم ؛ پوچ گرایی!

یک مکتب فکری ست که هرگونه واقعیتی را نفی می کند.

یک پوچ گرا در واقعیت داشتن هر آنچه فکرش را بکنید شک دارد، حتی در وجود خودش هم شک دارد. او از این شک به عدم اعتقاد رسیده است و هر چه بگویید را اینگونه پاسخ می دهد:

“از کجا معلوم که این جمله صحیح باشد؟ من قبول ندارم!!”

در رابطه با این موضوع، فیلم مرد غیر منطقی به کارگردانی وودی آلن و با بازیگری خواکین فینکس، اما استون، پارکر پوزی ساخته شده است.

در این نوشته به تحلیل فیلم مرد غیر منطقی از نگاه وجودی می پردازیم.

حتما بخوانید:  تحلیل فیلم توت فرنگی های وحشی از نگاه وجودی

قصه فیلم مرد غیر منطقی:

شخصیت اصلی داستان “ایب لوکاس” با بازی “خوان فیکنس” است که استاد فلسفه در دانشگاه می باشد.

لوکاس در زندگی خود دچار بحران وجودی شده است و میل به ادامه حیات خود را از دست داده است، او به شدت افسرده و معتاد به الکل است. با تمامی مشکلاتی که ایب دارد مورد توجه دو زن قرار می‌گیرد: ریتا ریچاردز (پارکر پوزی)، استاد شیمی که با همسرش زندگی می‌کند ولی از ازدواج خود ناراضی است و جیل پولارد (اما استون) یکی از دانشجویانش در کلاس فلسفه است.بحران فلسفه وجودی ایب هر روز شدیدتر و شدیدتر می‌شود.بطوریکه حتی بر رابطه تازه شروع شده‌اش با ریتا تاثیر می‌گذارد و به هنگام اولین آمیزش نمی‌تواند به برانگیختگی برسد.

انگیزه برای ادامه زندگی در ایب زمانی شروع می شود که روزی برای صرف نهار با جیل به رستورانی رفته بود. آنها اتفاقی صحبتهای زنی را که در میز پشت سرشان درباره اینکه حضانت فرزندانش را به خاطر رفتار ظاهراً غیر اخلاقی قاضی پرونده‌اش از دست خواهد داد را می‌شنوند. صحبت های آن زن ایب را به فکر دست زدن به عملی جنایی می‌اندازد و تصمیم می‌گیرد تا با این کار از بحران روحی خود عبور کند.

حتما بخوانید:  تحلیل فیلم سولاریس (Solaris)

پوچ گرایی تا معنایابی :

آیا تا به حال دچار پوچی و بی معنایی در زندگی خود شده اید؟آیا بی هدفی در زندگی را تجربه کرده اید؟

بهتر است بگویم که سه شخصیت های اصلی فیلم نیز هریک در زندگی خود مشکل معنا و هدف را داشتند. آنها دچار روزمرگی در زندگی خود شده بودند، که از نگاه هایدگر، در مرتبه ی فراموشی هستی قرار داشتن است. ” ایب” که استاد فلسفه بود با وجود تمام مطالعات و دانش خود در این زمینه،به پوچ گرایی رسیده بود. “جیل” که شاگرد اول کلاس ایب بود نیز به یک پوچی احمقانه در زندگی خود دچار شده بود. “ریتا” نیز استاد زیست شناسی است، به دلیل بی هدفی، در روابط زناشویی خود به مشکل برخورده بود.

حال افسرده ایب را هیچ چیز حتی روابط با دیگران هم خوب نمی کند. تنها یک چیز باعث دگرگونی در ایب می شود. شنیدن داستان زن گریانی که یک قضاوت انتقام‌جویانه و ناعادلانه زندگی او را تباه کرده است. کشتن قاضی آن هم بطور نامحسوس راه فرار ایب از این پوچ گرایی بود.

تحلیل نویسنده و کارگردان فیلم از نگاه اگزیستانسیال:

مرد غیرمنطقیِ داستان در تفکرات فلسفی خودش به یک بی حسی و بی معنایی رسیده است. از نظر من “وودی آلن” کارگردان و نویسنده فیلم، ظاهری سطحی از اگزیستانسیالیسم را به نمایش می گذارد. او سعی می کند در این فیلم بیان دکارت (من فکر می کنم پس هستم) را در مقابل آلبر کامو که می گوید      ( من طغیان میکنم پس هستم ) قرار دهد.

شخصیت ایب کد های مخفی از خوان پابلو کاستل (شخصیت رمان تونل اثر ارنستو ساباتو) به بیننده منتقل می کند.داده هایی که وقتی بیان می شوند نشان دهنده کلافگی ایب از استنتاج هایی است که دیگر برایش رنگ و بویی ندارند.

به گفته کانت، منطق ها با سوالاتی به چالش کشیده می شوند که نمی شود از بینشان برد و همچنین جوابی برایشان وجود ندارد. کاراکتر ایب نیز از همین بی جوابی ها رنج می برد. ایب آدمی به ظاهردرون گراست که تحمل جمع را ندارد. حتی تعریف و تمجید های منتقدانش را به سخره میگرید و حتی در مقامی بالاتر فلسفه را خود ارضایی زبان می پندارد.

حتما بخوانید:  نقد و تحلیل فیلم بردمن (مرد پرنده ای) از دیدگاه اگزیستانسیال

مشخصات فیلم:

کارگردان : وودی آلن

نویسنده : وودی آلن

بازیگران : خوان فینکس، اما استون، پارکر پوزی، جیمی بلاکلی

مدت فیلم : ۹۶ دقیقه

ساخت : آمریکا

زبان : انگلیسی

محصول : ۲۰۱۵

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


نظر شما چیست؟

avatar
700