تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

دارکوب، اجتماعی یا فردی؟

دارکوب، به عنوان یک فیلم اجتماعی شناخته شده است. فیلمی که مسائل پنهان و آشکار اجتماعی را فریاد می زند. اختلاف طبقاتی، اعتیاد، فروپاشی خانواده، زن و اعتیاد و ناامنی در دارکوب به چالش کشیده می شود.

این وجه اجتماعی آن است که شاخص است. اما فیلم دارکوب وجوه ظریف فردی و روانشناسی بین فردی دارد. قصد داریم در این نوشته به این وجوه (با رویکرد وجودی- اگزیستانسیال) بپردازیم.

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

خلاصه داستان فیلم دارکوب

این فیلم زندگی انسانی را به تصویر می کشد که زنی بود عاشق همسرش، مادری بود عاشق فرزندش، و اکنون شخصی است معتاد که جامعه هیچ بهایی به آن نمی دهد. مهسا (سارا بهرامی) که ابتدا برای دریافت کمک مالی به سراغ همسر پیشینش (روزبه) می رود به ناگاه با فرزندش مواجه می شود.

او گمان می کرد دخترش مرده است. روزبه به او این چنین گفته بود. اما اکنون او را زنده و رشد یافته دیده است. دیدار دخترش احساسات عجیبی را در او زنده می کند. او که تاکنون به دنبال پول بود، اکنون در تلاش است که از زندگی از دست رفته خود، فرزندش را دوباره به دست آورد.

در این راه اما روزبه (امین حیایی) به مقابله با او برخواسته و اجازه دیدار او و دخترش را نمی دهد. 

فیلم دارکوب، تلاش مهسا برای زنده ماندن و دیده شدن در جامعه را نشان می دهد. تلاشی که به چالش و مقابله با جامعه ای ناتوان در درک او، بارها به شکست می انجامد. و اما در انتها…

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

مشخصات فیلم دارکوب

کارگردان: بهروز شعیبی

تهیه کننده: سید محمود رضوی

تاریخ انتشار: 6 تیر 1397

محصول کشور: ایران

مدت زمان: 90 دقیقه

 جوایز

در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر، دارکوب نامزد دریافت 10 جایزه سیمرغ بلورین شد. 

در حوزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی، دارکوب رتبه سوم را به خود اختصاص داد.

همچنین دو سیمرغ بلورین برای بهترین بازیگر نقش اول زن (سارا بهرامی در نقش مهسا) و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (جمشید هاشم پور) دریافت کرد.

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

چرا دارکوب؟

کارگردان فیلم، بهروز شعیبی در یک مصاحبه تلویزیونی بیان می کند که مایل است هر بیننده برداشت خود را از اسم دارکوب داشته باشد. 

او می گوید: «از نامگذاری استعاره ای و تک کلمه ای خوشم می آید. در مورد فیلم دارکوب نیز استعاره هایی که می توانستیم از نام این پرنده برای فیلم استنباط کنیم، جذاب است.  

ترجیح می دهم درباره فیلم و نام آن توضیح ندهم که به چه چیزهایی فکر کردیم. زیرا هر کسی فیلم را دید و به آن فکر کرد، سهم هم آن بیننده عزیز است. فیلم تا اینجا سهم و متعلق به ما بوده. اما هنگامی که روی پرده سینما می رود، متعلق به تک تک بینندگان عزیز است.»

در عین حال او توضیح می دهد: «دارکوب به درخت می کوبد، صدا می دهد، همچون یک خبررسان؛ او بدون اینکه کلامی گفته باشد، اعلام می کند مردم بدانید در زیر پوست این شهر چه خبر است.

دلیل دیگر انتخاب دارکوب این است که دارکوب ویژگی هایی دارد که به نظرم اگر راجع به آن تحقیق کنیم، خواهیم دید به شخصیت های فیلم نزدیک است.»

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

دارکوب و شباهت شخصیت های فیلم

این پرنده ویژگی های بسیار جالبی دارد. او آنچنان پرتلاش، محکم و استوار و با سرعت باور نکردنی، برای ساختن لانه اش به درخت ضربه می زند که شگفت آور است. 

منقار او بسیار محکم و بلند است. صدای لانه ساختن دارکوب در جنگل، طنینی زیبا می افکند. گویی او همه جنگل را از میل خود برای زندگی و ساختن لانه اش باخبر می کند.

به نظر نگارنده دارکوب و شخصیت اول فیلم، مهسا، شباهت های جالبی دارند. دارکوب با تلاش بسیار برای خود و فرزندانش با منقار خود لانه می سازد. در ظاهر ضربات بسیاری به او وارد می شود، هر چند خلقت او به گونه است که سر، منقار و مغز او محافظت می شود.  

مهسا نیز بارها ضربه دید، ولی بلند شد و ایستاد. او در مقابل طرد شدن ها، بی احترامی ها و ندیده شدن ها به تلاش خود برای ساختن زندگی مطلوب برای خود و فرزندش ادامه داد. گویی او مدام به موانع راهش برای ساختن خانه و خانواده، نوک زد. عاقبت زندگی دیگری ساخت.

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

چالش مرگ و زندگی

دارکوب، با تولد آغاز می شود، با مرگ دست وپنجه نرم می کند و دوباره با تولد به پایان می رسد.

فیلم حکایت زنی است که می خواهد برای زنده ماندن تلاش کند. مهسا بودن با کودک خود را معنی حیاتش می داند. و برای این معنی، می جنگد. در جامعه ای می جنگد که همه او را مُرده می خواهند. او برای زنده ماندنش می جنگد. و ناامید نمی شود.

در صحنه ای تاثیر گذار، تینا (دوست مهسا) در حال خفه کردن اوست. اما مهسا وا نمی دهد. دست و پا می زند. چنگ می زند. تا زنده بماند. در واقع او در تمام فیلم در حال دست و پا زدن برای زندگی است، در مقابل کسانی که تلاش می کنند او را بمیرانند. چقدر سخت و ناجوانمردانه… چه جنگ نابرابری.

اما امید مهسا جالب و دیدنی است. و شاید اسم فیلم نیز همین معنی را تداعی می کند. دارکوب. کسی که برای خانه ساختن، ذره ذره و به دشواری خانه می سازد.

مهسا نشان می دهد آرزوهای کوچک یک مادر می تواند تحولی بزرگ برایش رقم زند، (بافتن موی کودکش) اگر خود را باور کند.

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

معنای مرگ، زندگی و انتخاب در دو قشر متفاوت

فیلم، نبرد بین مرگ و زندگی است. در صحنه ابتدایی شمه ای از آن را می بینیم. شوهری تلاش می کند زنش را راضی به فروش بچه کند. همزمان جشن تولد دختری آسوده خاطر! 

هر دو صحنه تولد است. تولد اولی به قیمتی ناچیز به یغما برده می شود. تولد کودک دوم به قیمتی حساب نشده، جشن گرفته می شود. اولی را به اجبار از خانواده می گیرند و دومی در خانواده اش مراقبت و نگه داشته می شود. به راستی چه تفاوت فاحش و دردناکی.

و باران می توانست یکی از همین نوزادان فروشی باشد. و شاید آن نوزاد فروخته شده می توانست داستان باران را داشته باشد و سرنوشت گلی را صاحب شود. 

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

اما چه چیز این همه فاصله بین آن دو انداخته؟ آیا در مورد این کودکان می توان قدرت اختیار و انتخاب سارتر را به چالش کشید؟ (سارتر فیلسوفی وجودگرا است که بسیار بر مسئله انتخاب گر بودن انسان و اختیار او در سرنوشتش تاکید دارد.) دشوار است درک کردن انتخاب گری انسان، زمانی که اجتماعی تر می نگریم.

و در انتها… داستان با علائم تولد مهسا پایان می یابد. تولدی که از پسِ نبرد بین زندگی و مرگ حاصل آمده. نبردی غم انگیز و کمرشکن توسط زنی که پاهایش تحمل وزن خودش را نیز ندارد. اما چگونه اینقدر قدرت پیدا کرده؟ و در این نبرد غیرمنصفانه با تمام نیرویش می جنگد؟ 

او زمانی این قدرت را پیدا می کند که می فهمد دخترش، معنای زندگی ش، زنده است. اکنون او با عشق به فرزندش، معنا و قدرت دیگری پیدا می کند. و این در حالی است که افراد دیگر در این فیلم، روزبه و مازیار (همسر پیشین و برادر مهسا) توان درک این معنا و عشق را ندارند.

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

روابط در دارکوب

دارکوب ما را به سطح دیگری از زندگی روزمره می برد. زندگی با افرادی که روزانه با آنها سروکار نداریم. روابط افراد در خانواده هایی که دچار مشکل اعتیادند.

دو زن در فیلم دارکوب، در جایگاه همسر پیشین و همسر فعلی روزبه قرار دارند. اما برخلاف معمول که روابط همسران یک مرد، پر تنش تصویر می شود، در دارکوب این کلیشه شکسته می شود. زن فعلی روزبه (نیلوفر) تنها کسی است که زن پیشین همسرش (مهسا) را درک می کند. به او کمک می کند. به او محبت می کند. از او احساس خطر برای زندگی خود و همسر و دخترش، نمی کند.

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

مهسا تنها در جایی به خودش می آید و متحول می شود که نیلوفر مثل یک شخص عاقل با او صحبت می کند. نه همچون فردی معتاد و بی درک. این نکته ای جالب توجه در فیلم دارکوب است.

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

روابط مختل

در این فیلم بیان می شود که چطور روابط مختل می تواند فرد را به سمت اعتیاد بکشاند. در صحنه ای از فیلم، مهسا خطاب به روزبه می گوید: «تو هم اگه شوهرت همه ش سر کار باشه، هفته به هفته بره مأموریت، معتاد می شی.»

هرچند هر شخصی مسئول عمل و سرنوشت خویش است، اما مسلّماً وقتی سیستم خانواده مختل باشد، افراد از یکدیگر توجه و محبت کافی دریافت نکنند، احتمال لغزش عضو خانواده بسیار زیاد می شود.

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

از طرف دیگر شخصی که مشکل حاد اعتیاد دارد، همچنان به خانه و خانواده میل دارد. او به حمایت شدن نیاز دارد. صحنه ای از فیلم مهسا وارد خانه روزبه می شود و می گوید: «من مدت هاست طعم خانواده رو نچشیدم. زن و شوهر و بچه. خانه درست و حسابی نرفتم.» 

همچنین دوست مهسا (تینا) میل زیادی برای نگهداری بچه اش دارد. دیگر هم خانه های مهسا نیز که آشکارا علاقه شان به حمایت شدن از طرف خانواده را نشان می دهند. آنچنان که این حمایت می تواند انگیزه پر قدرتی برای ترک اعتیادشان شود.

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

رفاقت دو شخص معتاد در دارکوب

رابطه مهسا و تینا در فیلم دارکوب جالب توجه است. رفاقتی که این دو نفر دارند شکل های مختلفی به خود می گیرد. جای جای فیلم مهسا (سارا بهرامی) جنین تینا را با فرزند خودش مقایسه می کند. برای مثال می گوید: «من خودم سر باران خیلی میوه می خوردم. بچه م باران هم خیلی باهوش شد.»

مهسا برای زنده ماندن و به فروش نرفتن نوزاد تینا، تلاش می کند. پول می آورد. و زمانی که مرگ نوزاد تینا را می بیند، از خود بیخود می شود.

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

گویی دوران بارداری تینا، دوران بارداری مهساست. صوراً و واقعاً. هرچه مهسا برای باران کم گذاشت می خواهد جبران کند. مهسا خود، در حال پخته شدن است. تصمیم به ترک اعتیاد می گیرد تا دوباره همچون یک مادر زندگی کند. گویی او اکنون باردارِ خودش است. باردار مهسای زنده، مهسای مادر، مهسای ناوابسته. معنای زندگی مهسا، مادر بودنش بود و او اکنون معنی زندگیش رایافته تا دوباره به شور آن برای زندگی اقدام کند. 

تینا اما فرزندی مرده به دنیا می آورد و مهسا پس از این بارداری سنگین، مهسایی زنده می خواهد به دنیا آورد. آیا تلاش او به ثمر می نشیند؟ آیا مهسا زنده خواهد شد؟

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

شخص دچار اعتیاد و درک/بی درکی او

روزبه و برادر مهسا، مازیار فکر می کردند که مهسا لیاقت مادری را ندارد. آن دو همه چیزهایی که به او زندگی می بخشید را از او گرفتند. کودک و اموال به ارث رسیده اش را. چون فکر می کردند تنها دغدغه اش مصرف مواد است. اما اینطور نبود. شاید مهسا بیش از آن ها به رفاقت فکر می کند. شاید بیش از آن ها برایش سرنوشت نوزاد درون شکم دوستش اهمیت دارد. شاید بیش از آن ها معنای محبت و انسانیت را می فهمید. او تنها دغدغه اش مواد نبود. او معنای سرپناه، فرزند، دوستی را می فهمید.

اما چه می شود که با او این چنین سنگدلانه رفتار می شود؟ روزبه زمانی عاشق مهسا بود و از او صاحب دختری شده بود. ولی آنچنان بی رحمانه با او برخورد می کند که صمیمی ترین رفیق مهسا (تینا) را استخدام می کند تا او را به قتل برساند. گویی هیچ ارزشی برای او قائل نیست.

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

مهسای دارکوب و مصداق درونی ما

از نظر نگارنده، یکی از تاثیر گذارترین صحنه ها جایی است که مهسای جوانِ صاحب نوزاد را نشان می دهد! دختری جوان و زیبا با احساسات مادرانه… در این لحظه است که مخاطب به خود می آید و شاید حس  نزدیکی عجیبی با مهسایی کند که تا کنون چهره در هم بر هم و معتادش را دیده است. آری او هم کسی بوده همچون ما. 

چه عجیب که هر کدام از ما چیزی برای ترک نکردن داریم. 

و این اعتیاد ماست به کس ها و چیزها، که آن ها را از ما می گیرد.

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

پیوند مسئله اجتماعی و روانشناسی فردی در دارکوب

زیبایی این فیلم در آن است که مسئله اجتماعی (مقیاس ماکرو) را به صورت مسئله فردی و همه چالش های فردی (مقیاس میکرو) به تصویر می کشد. 

هر چند اعتیاد یک مسئله فراگیر است که سعی می شود با آمار و ارقام، آن را اطلاع رسانی کرد. اما این فیلم نشان می دهد که اعتیاد یک فرد و واکنش های عجیب جامعه نسبت به او، چطور می تواند دیگرانِ بسیاری را درگیر کند. هر یک عدد در آمارها، صحبت از یک «زندگی» است که افراد بسیاری به آن وابسته اند. یک زندگی که به زندگی همه انسان های شهر و چه بسا جهان متصل است.

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

سخنی با ناقدین دارکوب

گرچه نقدهای هنری و سینمایی بسیاری به این فیلم وارد است. نقدهایی در مورد شخصیت پردازی و موارد دیگر. اما از نظر نگارنده متن، آنچه اهمیت دارد پیامی است که مخاطب هدف قرار است دریافت کند. توجه به نقدها یا نقاط ضعف هنری فیلم نباید ما را از پرداختن به محتوای اجتماعی-انسانی-اخلاقی آن دور کند. چرا که جنبه های انسانی و اخلاقی آن بسیار حائز اهمیت است.

تحلیل روانشناسی فیلم دارکوب

Print Friendly, PDF & Email

نظر شما چیست؟

avatar
700