برداشت درمان فرد مدار از ماهیت انسان

برداشت درمان فرد مدار از ماهیت انسان

 

موضوعی که از نوشته های اولیه راجرز سرچشمه گرفته و بر تمام کارهای او سایه افکنده، اعتماد به توانایی درمانجو در پیش رفتن به صورت سازنده، در صورت فراهم بودن شرایط پرورش دهنده رشد است. تجربه حرفهای راجرز به او آموخت که اگر کسی بتواند به عمق وجود فرد دست یابد، قابل اعتماد و مثبت بودن را پیدا میکند. راجرزهماهنگ با فلسفه روان شناسی انسانگرا، قاطعانه معتقد بود که افراد قابل اعتماد، کاردان، قادر به خود شناسی و خودرهنمودی، قادر به ایجاد کردن تغییرات سازنده، و قادر به اداره کردن زندگی ثمربخش و سازنده هستند. در صورتی که درمانگران بتوانند صداقت، حمایت، دلسوزی، و درک بدون قضاوت خود را تجربه کرده و آن را انتقال دهند، به احتمال زیاد تغییرات مهمی در درمانجو روی خواهد داد.

برداشت درمان فرد مدار از ماهیت انسان

سه ویژگی درمانگر

راجرز معتقد بود که سه ویژگی درمانگر، جو تقویت کننده رشد را به وجود می آورد که در آن، افراد میتوانند پیش بروند و به آنچه قادر به شدنش هستند، تبدیل شوند: (۱) همخوانی اصالت یا صداقت)، (۲) توجه مثبت نامشروط ۲ (پذیرفتن و اهمیت دادن)، و (۳) درک توأم با همدلی دقیق (توانایی درک کردن عمیق دنیای ذهنی طرف مقابل). به عقیده راجرز، اگر درمانگران این نگرشها را انتقال دهند، کسانی که به آنها کمک می شود کمتر حالت دفاعی میگیرند و بیشتر پذیرای خود و دنیای خویش می شوند، و به شیوه اجتماعگرایانه و سازنده رفتار خواهند کرد.

گرایش شکوفا شدن

برودلی (۱۹۹۹) در مورد گرایش شکوفا شدن، فرایند جهت دار تلاش به سمت درک، خرسندی، استقلال و خودمختاری مینویسد. این گرایش طبیعی انسانها بر تحقیقات مزلو در مورد افراد خودشکوفا استوار است. این نیروی رشد در درون ما، منبعی درونی برای شفا تأمین میکند، اما بر فاصله گرفتن از روابط، وابستگی متقابل، ارتباط، یا جامعه پذیری دلالت ندارد. این برداشت انسانگرایانه از ماهیت انسان، اشارات مهمی برای کاربست درمان دارد. به خاطر این عقیده که فرد برای دور شدن از سازگاری و گرایش به سلامت و رشد روانی توانایی فطری دارد، درمانگر مسئولیت اصلی را برعهده درمانجو قرار میدهد. رویکرد فرد مدار، نقش درمانگر را به عنوان صاحب اختیاری که بهتر میداند و درمانجوی منفعلی که صرفا از عقاید درمانگر پیروی میکند، قبول ندارد. درمان بر توانایی درمانجو برای آگاهی و تغییر دادن نگرشها و رفتار توسط خودش، استوار است.

در رویکرد فردمدار بر نحوه ای که درمانجویان در دنیای خود و با دیگران رفتار میکنند، نحوه ای که می توانند در مسیرهای سازنده پیش بروند، و نحوه ای که می توانند به طور موفقیت آمیز بر موانعی (در درون و بیرون خودشان) چیره شوند که جلوی رشد آنها را گرفته اند تأکید می شود. درمانجویان با تقویت کردن خودآگاهی و خوداندیشی، یاد میگیرند تصمیم بگیرند. درمانگران انسانگرا بر رویکرد اکتشاف گرا تأکید میکنند که به موجب آن، درمانجویان در مورد تجربه درونی خود شان خبره هستند و درمانجویان را ترغیب میکنند تا تغییراتی را ایجاد نمایند که به زندگی کردن کامل و اصیل منجر خواهد شد، با در نظر داشتن این نکته که این نوع وجود به تقلای مستمر نیاز دارد. مزلو به ما آموخت که فرد خود شکوفا شدن، فرایندی جاری است نه مقصد نهایی.

 

حتما بخوانید:  فنون درمانی رویکرد تجربه نگر

منبع: کتاب نظریه و کاربست مشاوره و روان درمانی جرالد کری

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


نظر شما چیست؟

avatar
700