اهمال کاری

زمان تقریبی مطالعه : < 1 دقیقه

 مراجع خانومی ۳۵ساله
ابتدا این خانوم مشکل خود را این گونه شرح داد که در انجام امور روزمره خود دچار مشکل شده است. البته این مسئله به دوران مجردی این خانوم هم بر می‌گردد. و این رفتار خود را الگو گیری از مادر می‌داند و در بین خواهر و برادرها تنها او این چنین است. این خانوم به کارهای هنری بسیار علاقمند است و در خانه کارهایی مثل نقاشی، خیاطی، سفال و… انجام می دهد وعادت دارد چند کار را با هم شروع کند و چون زود از یک کار خسته می‌شود مجبور است کار دیگری را شروع کند. این باعث می‌شود که کارها نیمه کاره رها شوند. البته خود این خانوم از این وضعیت رضایت دارد و همسر این خانوم هم هیچ شکایتی ندارد. ناراحتی این خانوم در این بود که وقتی خواهربرادرها و دیگران به منزل او می‌روند از بی نظمی ایجاد شده شاکی می‌شوند ولی این خانوم اصلا بی نظمی نمی‌بیند. ترس این خانوم به این دلیل است که در آینده وقتی صاحب فرزتد شد آیا می‌تواند زمان بگذارد برای تربیت فرزتد یا از این کارهم زود خسته می‌شود؟ و باعث بی‌توجهی به فرزندش می‌شود. این خانوم بیان کرد که مادرش۳سال پیش فوت کرد و این خانوم خودش را مقصر می‌داند چون آنقدر سرگرم کارهای هنری روزانه‌اش می‌شد و در کنار آن مدرس دانشگاه هم بود و باید به کارهای خانه هم رسیدگی می‌کرد فرصت رسیدگی به مادرش را نداشت و باعث بی‌توجهی به او شد. چند وقتی است که گربه این خانوم هم به خاطر بی‌توجهی هایش مرده است و می‌ترسد که نکند اطرافیان مثل فرزندش در آینده در این بی‌توجهی آسیب ببیند؟ همچنین بیان کردند که کارها ممکن است حتی چند سال نیمه کاره باشد ولی بالاخره به بهترین شکل تمام می کند. در روابط با دیگران هم این مشکل را دارد و در دوستی هایش خیلی نمی‌تواند صمیمی شود و باید یک حد و چارچوبی وجود داشته باشد. از صمیمیت بیش از حد زود خسته می شود و در روابط دوستی حد و حدود قائل می‌شود. در حال حاضر این خانوم از وضعیتش راضی است ولی می‌ترسد که روی سایر جنبه های زندگیش تأثیر بدی داشته باشد.
فرکوراوند

حتما بخوانید:  اعتیاد


مطالب مرتبط


نظر شما چیست؟

2 نظرات فعال "اهمال کاری"

avatar
700
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
armando
Guest
با سلام مشکل این خانوم,در مورد چیزهای عادی همچون کارهای هنری,گربه ی دست آموز و … که چندان مهم نیست,میتواند خللی ایجاد کند ولی… آیا تا به حال از او پرسیده اید که این مشکل,چرا بر روی کارش به عنوان مدرس,تأثیر نگذاشته است؟ شاید بتوان جواب را اینگونه دانست که کار,برای او مهم است! و اما در مورد مادر! این واکنش او به مرگ مادر(مقصر دانستن خود در مرگ نزدیکان),بسیار طبیعی است و در همان مراحل سوگ ممکن است برای هر کسی اتفاق بیافتد!خواه زود و خواه دیرتر!!! در بعد دیگر این ارتباط _به قول مراجع_ صدمه دیده, دوستان قرار دارند که زیاد با آنها صمیمی نیست! شاید این یک نوع سانسور است برای اینکه فرد خود را غیر عادی جلوه دهد! ولی با وجود این عدم صمیمیت در ارتباط با دوستان,نمیتوان نوع ارتباط و نوع صمیمیت حاکم بر ارتباط دوستانه را با صمیمیت حاکم بر روابط مادر و فرزندی,یکی دانست!!! و من به این علت این توالی را رعایت کردم که ابتدا به رابطه ی مراجع با مادرش پرداخته باشم و بعد به این رابطه بپردازم! پس این نشانگر آن نیست که فرد روابط مادر و فرزندی خوبی با مادرش نداشته,بلکه نشانی از مراحل سوگ است! پس این دو… بیشتر بخوانید
114
Guest
با سلام من هم گمان میکنم خانم خود را متفاوت و غیر عادی جلوه میدهد (مثلا میگوید در بین خواهران و برادران فقط من اینگونه ام ، خب این کاملا طبیعی است، به قول معروف ۵ تا انگشت که مثل هم نیستن و تفاوتها طبیعی است)، در مورد علاقه به کارهای متفاوت این به علاقه و تیپ شغلی او بازمیگردد، برخی افراد اینگونه اند و راه حل همان است که خود یافته یعنی ارضای تنوع طلبی با پرداختن به فعالیت های مختلف و متفاوت( نکته مثبت اینجاست که کار بالاخره به بهترین نحو انجام میشود)، اما در مورد فرزند و آینده جای نگرانی نیست! چون نوزاد مثل فنون نقاشی تکراری نمیشود! یا مثل دوخت و دوز خسته کننده نیست! نوزاد جدا از اینکه انسان است و قابل قیاس با نقاشی و… نیست بزرگ شدنش فرایندی جذاب و متنوع است واحساس دلزدگی واهمالکاری یا بی تفاوتی را به انسان نمیدهد! همانطور که گفتم این تنوع طلبی در حیطه شغل و فعالیت فرد است و نمیتوان آن را به به دلزدگی از فرزند و بی تفاوتی به او نسبت داد، گواه این مطلب آن است که آیا شده تا بحال از همسرش دلزده یا بی تفاوت شود و… در مورد مرگ مادرش… بیشتر بخوانید