افسردگی

خانم ۳۴ ساله دیپلم با اعلم اینکه دچار افسردگی است وارد جلسات مشاوره شد. این خانم فرزند آخر خانواده ی خویش است و در سن ۲۸ سالگی با مرد ۳۰ ساله ای که از آشنایان خانوادگی آنها بوده ازدواج می کند.
خانم با طرح اینکه من از دوران نوجوانی خود دچار افسردگی بودم عنوان کرد که در سن ۱۵ سالگی با پسری دوست می شود و وقتی پدر متوجه می شود با او به شدت و با تنبیه فیزیکی برخورد می کند و همین امر سبب کناره گیری های او در جمع و خانواده شد و علت اصلی افسردگی است.
این حالت ها به گفته ی وی همچنان ادامه داشته تا زمانی که سر کار میرود( منشی مدیر عامل) روحیه اش به طور کل عوض می شود و تحت نظر روانشناس شرکت قرار می گیرد اما این حالت نیز موقتی است و دوباره گوشه گیری ها و تنهایی ها آغاز می شود.
باز با یک نقطه ی عطف دیگر، آمدن خواستگار و ایجاد شرایط ازدواج، روحیه ی مجدد می گیرد.

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


حتما بخوانید:  بی قراری و آشفتگی (ارائه دهنده بختیار تابعی )

1
نظر شما چیست؟

avatar
700
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
17490000 Recent comment authors
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
17490000
مهمان
17490000

به نظر می رسد مراجع مستعد افسردگی است بنابراین باید نحوه تعامل والدین با وی باید بیشتر بررسی شود،حتی قبل ا اولین رابطه دوستی با جنس مخالف باید دید که رابطه با والدین به چه صورت بوده.علت اقدام به دوستی با پسر چه بوده آیا نوعی خلاء عاطفی را می خواسته پر کند یا صرفا محض کنجکاوی به رابطه دست زده.از آنجا که محیط خانواده یکی از دلایل اصلی افسردگی وی است،به نظر می رسد این دختر فقط منتظر فرصتی است تا از محیط خانواده دور باشد.ممکن است برای انتخاب همسر به همین دلیل نسنجیده عمل کند.از طریق فرم ثبت افکار روزانه افکار،هیجانات و شرایطی که موجب افسردگی وی می شود را بیشتر بررسی کنید،این افکار را به چالش بکشید.اگر هیجان ابراز نشده دارد از طریق تصویرسازی ذهنی آن را بررسی و حل کنید.حتی می توانید از صندلی خالی(البته به شرط این که نتواند مستقیما احساسش را به طرف مقابلش بگوید) استفاده کنید.حتی اگر والدین موافق باشد برگزاری جلسات خانواده درمانی بسیار مفید است.بلالی