اعتیاد

مراجع مردی ۲۹ ساله است (محمد: اسم مستعار) که به مدت ۸ سال تریاک و شیره مصرف میکرده و اکنون به مدت ۸ ماه است که تحت درمان نگهدارنده با متادون قرار دارد. اکنون او برای مشکلات پیش آمده در روابط بین فردی و محیط کاری اش به جلسات مشاوره مراجع کرده است. اولین شکایت اصلی او مربوط به محل کارش می شود. محمد با دیگران نمی تواند ارتباط برقرار کند همچنین مدام در مورد دیگران ذهن خوانیمی کند و فکر می کند دیگران در مورد او صحبت می کنند و البته طبق گفته خودش، مطمئن است. از اینکه دیگران به او احترام نمی گذارند و او را تحقیر می کنند و حد و مرز خود را نمی شناسند در عذاب است. او اعتقاد دارد که تمام افرادی که در تهران زندگی می کنندقصدشان سوء استفاده و کلاه برداری از دیگران است (قابل ذکر است که محمد اصالتا زاهدانی است و فرهنگ او کاملا متفاوت با فرهنگ مردمِ تهران می باشد. حساسیت ها و تعصبات خودش را دارد). محمد همیشه با حالت پرخاشگرانه و یا منفعلانه به دیگران پاسخ می دهد. همچنین از حقوق و شرایط کاری خود راضی نیست اما حوصله ی عوض کردن شغل را ندارد. محمد اولین و تنها راه حلی که در در رابطه با روبه رویی با دیگران به ذهنش می رسد سکوت کردن و یا تند جواب دادن است که این موضوع نیز او را اذیت می کند. تمایل بسیار شدیدی به انتقام دارد و مدام می گوید: همیشه این فکر تو ذهنم هست که اگر طرفِ مقابل زیاده روی بکنه شبونه به خدمتش می رسم، اگه منو تو زاهدان دیده بود جرات نمیکرد بهم چپ نگاه کنه. اما به گفته ی حودش تا الان خودش رو کنترل کرده اما یک روزی منفجر خواهد شد ( محمد در زاهدان یک فرد قلدر بوده و مدام با دیگران دعوا می کرده).
مشکلِ دیگر محمد این است که چند سال قبل تصادف شدیدی داشته و در این تصادف پسرعموی خود را که صمیمی ترین فرد در زنگیش بوده را از دست داده است. پس از آن روانپزشک بع علت اضطراب برای او آلپروزولام تجویز می کند. اوایل محد در روز ا عدد قرص مصرف میکرد اما پس از مدتی به این قرص وابسته می شود و روزی ۳۰ عدد مصرف می کند.اکنون تعداد قرص ها به ۲ عدد کاهش یافته اما مشکل اساسی اینجاست که محمد تا زمانی که این قرص را مصرف کند حالش خوب است اما زمانی که مصرف را قطع می کند ترس های عجیبی در رابطه با وسایل نقلیه دارد، ترس از تیغ هم دارد و به هیچ وجه نمی تواند صورت خود را اصلاح کند و همچنین به دیگران بسیار بدبین می شود. محمد از مصرف قرص ناراحت و در عذاب است.
در همان جلسه ی اول به همراه محمد تصمیم گرفتیم ابتدا بر روی مشکلِ اول کار کنیم. اکنون در حال آموزش جرات ورزی و بررسی باورهای شناختی غلط هستم. در رابطه با مشکل دوم به نظر میرسد نشانه های PTSDو PARANOIA در مراجع وجود دارد. لطفا اگر نظری دارید و یا پیشنهادی دارید مرا راهنمایی کنید. ممنونم

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


حتما بخوانید:  فیلم ... تخیل ... واقعیت ...

نظر شما چیست؟

avatar
700